یکی از اصلیترین محورهای نگرانی موجود، تداوم فروش نفت خام با تخفیفهای قابل توجه نسبت به قیمتهای جهانی است. ایران برای حفظ سهم خود در بازار و جذب خریداران، مجبور است نفت خود را با قیمتی پایینتر از عربستان سعودی و روسیه به مشتریان آسیایی عرضه کند.
این مسئله اگرچه در کوتاهمدت تضمینکننده جریان فروش است، اما در بلندمدت باعث کاهش حاشیه سود و به تبع آن افت درآمدهای واقعی کشور میشود. تحلیلگران معتقدند که وابستگی به سیاست «قیمتگذاری رقابتی» و فروش ارزان، در آیندهای نزدیک ممکن است جوابگو نباشد، بهویژه اگر بازارهای جهانی با اشباع تقاضا مواجه شوند یا رقبایی مانند عراق و کویت با افزایش تولید، سهم ایران را تهدید کنند.
پس از فروش فیزیکی نفت، چالش بزرگتر و گاهی غیرقابلحل، وصول مطالبات و انتقال آن به چرخه اقتصادی داخل کشور است. تحریمهای بانکی شدید باعث شده تا بسیاری از خریداران نفت ایران نتوانند ارز حاصل از خرید را از طریق سیستم بانکی بینالمللی و تحت نظارت سوئیفت منتقل کنند. این امر باعث ایجاد مکانیزمهای پیچیده و پرریسک تهاتر کالا با کالا یا استفاده از واسطههای چندگانه شده است که هزینههای پنهانی را به معامله تحمیل میکند. نگرانی اصلی اینجاست که در صورت سختترشدن مقررات مالی بینالمللی یا بروز اختلافات سیاسی با کشورهای واسطه، این مسیرهای مالی نیز مسدود شده و ایران با انبوهی از پولِ فروش نفت در خارج از کشور، اما دسترسینیافتنی مواجه گردد.
وابستگی بودجه سالانه کشور به درآمدهای حاصل از فروش نفت، هرگونه نوسان در این بخش را به یک بحران کلان تبدیل میکند. نگرانی کارشناسان این است که اگر فرضهای بودجهای مبنی بر فروش روزانه معین حجم نفت، به دلیل محدودیتهای حملونقل (کمبود نفتکش) یا افت تقاضای جهانی محقق نشود، دولت برای جبران کسری بودجه مجبور به چاپ پول یا استقراض از بانک مرکزی خواهد شد. این سناریو دقیقا نقطه آغازین تورمهای افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید مردم است. بنابراین، نوسانات فروش نفت تنها یک مسئله تجاری نیست، بلکه مستقیماً امنیت غذایی، تورم و رفاه عمومی را تحت الشعاع قرار میدهد.
علاوه بر مشکلات فروش، محدودیتهای زیرساختی در بخش بالادستی نیز نگرانیهایی را ایجاد کرده است. بسیاری از میادین نفتی ایران که در دهههای گذشته مورد بهرهبرداری intensive قرار گرفتهاند، اکنون با افت فشار طبیعی روبهرو هستند و برای حفظ سطح تولید نیاز به تکنولوژیهای پیشرفته و سرمایهگذاریهای سنگین خارجی دارند. در شرایط تحریم، دسترسی به فناوریهای لازم برای حفظ و افزایش تولید دشوار شده و این خطر وجود دارد که ظرفیت تولید مطلوب روزانه، به مرور زمان کاهش یابد. کاهش ظرفیت تولید به معنای از دست رفتن قدرت چانهزنی در اوپک پلاس و از دست دادن سهم بازار به نفع رقبای منطقهای است که در حال افزایش ظرفیت تولید خود هستند.
فقدان قراردادهای بلندمدت و استراتژیک با خریداران بزرگ، یکی دیگر از نقاط ضعف فروش نفت ایران است. در حال حاضر بخش بزرگی از فروش نفت بر اساس قراردادهای کوتاهمدت و اسپات (نقدی) انجام میشود که بسیار آسیبپذیر هستند. در صورت بروز هرگونه تنش سیاسی منطقهای یا تغییر در قوانین بیمهای کشتیها، خریداران کوتاهمدت به سرعت معاملات خود را متوقف میکنند. عدم وجود اطمینان برای خریداران جهت انعقاد قراردادهای چندساله، باعث شده تا ایران همیشه در وضعیت بلاتکلیف و با استرس فروش ماهانه مواجه باشد که برنامهریزی بلندمدت برای توسعه و نگهداری زیرساختهای نفتی را تقریبا غیرممکن میسازد.
در نهایت، موقعیت جغرافیایی و تنگههای حساس maritime که نفت ایران از طریق آن صادر میشود، همواره یک تهدید بالقوه باقی مانده است. هرگونه تشدید تنش در منطقه خلیج فارس یا تنگه هرمز میتواند هزینه بیمه نفتکشهای ایرانی را به شدت افزایش داده یا عملا صادرات را متوقف کند. نگرانی فعالان این حوزه این است که در صورت بروز درگیری محدود، کشورهایی مانند عربستان یا امارات که دارای خطوط لوله فرامرزی هستند، بتوانند نفت خود را بدون استفاده از تنگه هرمز صادر کنند، در حالی که ایران همچنان وابستگی صددرصدی به این آبراهه حیاتی دارد که این موضوع یک برتری استراتژیک برای رقبای منطقهای و یک نقطه حیاتی برای اقتصاد ایران محسوب میشود.
اخیرا خبرهایی مبنی بر اینکه بروز اختلال در عرضه نفت ایران با وجود حضور نظامی آمریکا بعید است، منتشر شده. این تحلیل به موسسه کپلر نسبت داده شده است که در ادبیات نفتی به «موسسه بینالمللی تحلیل داده و ردیابی کشتیها» اشاره دارد. این در حالی است که این تحلیل توسط یک موسسه مالی به نام «کپلر شورو» نوشته شده که روز پنجشنبه ۹ بهمن، ایسنا در گزارشی به نقل از کپلر نوشت: «اختلال در عرضه نفت ایران با وجود حضور نظامی آمریکا بعید است.»
در این گزارش آمده است: «تحلیلگران شرکت کپلر در یادداشتی به تاریخ پنجشنبه ۲۹ ژانویه گفتند: دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا قصد دارد به یک هدف دست یابد: توافق هستهای با ایران و نه چیز دیگری» و بنابراین آنها احتمال کمی برای اختلال در عرضه نفت ایران با وجود استقرار ناوگان دریایی آمریکا در منطقه میبینند. ما تا حد زیادی بمباران گسترده آمریکا علیه ایران را رد میکنیم، زیرا به سادگی، هدف استراتژیک آن مشخص نیست، زیرا هدف اصلی ترامپ همچنان برچیدن برنامه هستهای ایران است، نه تغییر حکومت به خودی خود.»
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: «اما فشار میتواند بر توقیف نفتکشهای ایرانی در خارج از خلیج فارس متمرکز شود. اختلال در تنگه هرمز همانطور که در ماه ژوئن مشاهده شد، همچنان یک سناریوی بسیار بعید است. این خط قرمزی است که ایران از آن عبور نخواهد کرد، به ویژه به این دلیل که چین، بزرگترین مشتری صادرات نفت ایران از راه دریا است.»
در پایان این گزارش آمده: «بر اساس گزارش اینوستینگ، کپلر اعلام کرد: ما قبلا هم در این وضعیت بودهایم (ژوئن ۲۰۲۵). قیمت نفت میتواند در کوتاهمدت به افزایش خود ادامه دهد، اما کوتاهمدت و از نظر ما چند هفته خواهد بود. نفت برنت در دسامبر قبل از وقوع یک سری رویدادها بسیار نزدیک به ۶۰ دلار در هر بشکه بود.»
نکته مورد توجه آن است که ممکن است در نگاه اول اشتباه شود که منظور سایت اینوستینگ از کپلر، همان شرکت بینالمللی و معروف کپلر است که اطلاعات و تحلیل از بازار نفت و انرژی عنوان میکند. این شرکت دادههای واقعی و لحظهای از جریان نفت، گاز و کالاها در سراسر جهان جمعآوری میکند و مسیر و موقعیت نفتکشها و حاملهای انرژی را با استفاده از دادههای AIS و دیگر منابع ارزیابی میکند.
اما چنین مطلبی در سایت کپلر منتشر نشده است. بلکه اینوستینگ این مطلب را از به نقل از موسسه مالی کپلر شورو (Kepler Cheuvreux) نوشته است و نه موسسه کپلر (kpler) که دادههای نفتی و وضعیت نفتکشها را ارزیابی میکند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، بسیاری از رسانهها به نقل از ایسنا خبر را طوری بازنشر کردهاند که گویا موسسه کپلر این تحلیل را ارائه کرده است. این در حالی است که این تحلیل توسط یک شرکت مستقل خدمات مالی اروپایی ارائه شده که خدمات تحقیقات، اجرای معاملات، مشاوره و مدیریت دارایی ارائه میدهد.
خود کپلر به عنوان یک موسسه معتبر در زمینه ارائه آمار نفتی، در بخشی از گزارش خود که در ۲۹ ژانویه منتشر شد، در مورد آینده ایران چنین نوشت: «تحریمهای ایران با سه مسیر محتمل روبروست. یک توافق مذاکرهشده میتواند تنشها را کاهش دهد در حالی که اکثر تحریمها را دستنخورده باقی میگذارد. این موضوع منجر به گشایش محدود و تداوم ریسک سنگین انطباق میشود.
تغییرات سیاسی که راه را برای گشایش باز کند، میتواند درها را به روی کاهش تدریجی و تعامل گستردهتر با جریانهای نفتی ایران تحت عقبگرد مدیریتشده تحریمها باز کند. در مقابل، درگیری طولانیمدت با سختتر شدن مواضع ایالات متحده میتواند منجر به رژیمهای حتی سختگیرانهتر با اجرای ثانویه گستردهتر و فشار تهاجمیتر بر کانالهای مالی و دریایی شود.»
همانطور که پیداست، کپلر آینده دقیقی از وضعیت ترسیم نکرده است و سه سناریو برای آینده وضعیت نفتی ارائه کرده است. این سه سناریو کاملا متفاوت هستند و نشان میدهند که وضعیت صادرات نفت ایران هم ممکن است افزایش یابد و هم در شرایط افزایش تنش و تحریم میتواند کاهش یابد.
در همین زمینه تحلیل وضعیت نفتی که به آینده پیچیده سیاسی گره خورده، توجه، دقت بیشتر و آشنایی به ادبیات موسسات بینالمللی لازم دارد چراکه ممکن است ابهاماتی را به وجود آورد.