ناپایداری شبکه گازرسانی در روزهای سرد زمستان، امسال ابعاد تازهای به خود گرفته است. شهروندان در بسیاری از شهرها با تجربه افت فشار یا قطعهای مکرر گاز، نگرانیهای جدی مبنی بر تداوم این وضعیت در اوج سرما دارند. این ترس زمانی تشدید میشود که بخش اعظم سیستم گرمایشی واحدهای مسکونی و اداری کشور به گاز وابسته است و جایگزین سریعی برای آن در نظر گرفته نشده است. تصور ماندن در خانههایی با دمای زیر صفر درجه، لرزه بر اندام خانوارها انداخته و حس ناامنی اجتماعی را نسبت به مدیریت بحرانهای انرژی تقویت کرده است.
به موازات نگرانیهای شهروندی، بخش صنعتی کشور نیز تحت فشار شدید مدیریت مصرف قرار گرفته است. سیاستهای تخصیص گاز در فصل سرما، معمولاً اولویت را با بخش خانگی قرار میدهد که این امر مستلزم کاهش سهم صنایع بزرگ است.
قطع گاز کارخانهها و مراکز تولیدی اگرچه در نگاه اول برای تامین مصارف خانگی ضروری به نظر میرسد، اما در درازمدت میتواند به تعطیلی واحدهای تولیدی، بیکاری کارگران و ایجاد کمبود کالا در بازار منجر شود. این رویکرد تقابلی بین مصرف خانگی و صنعتی، یک چالش ساختاری است که هر ساله با آغاز فصل سرما اقتصاد کشور را با مخاطره مواجه میکند.
عوامل متعددی در ایجاد این بحران نقش دارند که فرسودگی زیرساختهای انتقال و توزیع گاز در رأس آنها قرار دارد. بسیاری از خطوط لوله و ایستگاههای تقویت فشار کشور قدمتی بالا دارند و توان تحمل مصرف اوج را در شرایط بحرانی ندارند. از سوی دیگر، اتلاف انرژی در بخش خانگی به دلیل عدم بهینهسازی ساختمانها و استفاده از وسایل گرمایشی قدیمی و کمبازده، فشاری چندبرابر به شبکه تحمیل میکند. واقعیت تلخ این است که الگوی مصرف ما در ایران با استانداردهای جهانی فاصله معناداری دارد و همین عامل در کنار ناکافی بودن میزان تولید، تعادل عرضه و تقاضا را به هم میزند.
در میان نگرانیها، وعدههای مسوولان مبنی بر حل مشکل و افزایش تامین گاز، گاهی با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. مردم شاهد صرف انرژی زیاد در بخشهای دولتی و اداری هستند که خود نوعی سوءمدیریت محسوب میشود. راهکارهای مقطعی مانند نصب شیرهای کاهش فشار یا خاموشیهای ناگهانی، تنها درد را ساکت میکنند و درمان قطعی محسوب نمیشوند. حلقه گمشده در این ماجرا، نبود فرهنگ مصرف بهینه و عدم سرمایهگذاری کافی طی سالهای گذشته در جهت توسعه میدانهای گازی و نوسازی شبکه توزیع است.
در نهایت، گذار از این بحران نیازمند یک تغییر پارادایم در مدیریت انرژی کشور است. نگرانی عمومی بابت تامین گاز، زنگ خطری است که باید به جد گرفته شود. بدون اصلاح الگوی مصرف، هدررفت انرژی در بخشهای غیرضروری و اتخاذ سیاستهای جامع برای بهینهسازی ساختمانها، زمستانهای آینده نیز با همین چالشهای دستوپنجه نرمخواهد کرد. امنیت انرژی، دیگر یک مسئله فنی نیست، بلکه به عاملی کلیدی در حفظ ثبات اجتماعی و اقتصادی کشور تبدیل شده است که نباید با نگاهی کوتاهمدت به آن پرداخت.
بررسی آمار مصرف گاز کشور نشان میدهد در روز دوم بهمن رکورد بیشترین میزان مصرف گاز خانگی به ثبت رسیده است.
آمار رسمی مصرف گاز بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء در هفته اول بهمنماه، از یک رکوردشکنی در اینروزها حکایت دارد. رکوردشکنی مصرف گاز خانگی، تجاری و صنایع جزء نهتنها نسبت به روزهای سال جاری، بلکه نشست به سالهای گذشته نیز، یک رکوردشکنی جدید محسوب میشود.
در روز دوم بهمنماه، مصرف گاز خانگی، تجاری و صنایع جزء به رقم بیسابقه ۷۳۷ میلیون مترمکعب رسید که بیشتر از میزان گاز برداشت شده ایران از میدان گازی پارس جنوبی در این روز بوده است.
در واقع در روز دوم بهمنماه، با وجود افزاش تزریق روزانه گاز به شبکه سراسری به میزان ۸۷۵ میلیون مترمکعب، حدود ۸۵ درصد گاز تحویل شده به شبکه در بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء به مصرف رسیده است. اما در روزهای بعد، میزان مصرف پله به پله کاهش یافت تا اینکه در روز هفتم بهمنماه به ۶۷۲ میلیون مترمکعب رسید.
سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران در این خصوص گفت: “علیرغم اینکه ۷۳۷ میلیون مترمکعب یعنی ۸۵ درصد از سهم انرژی یا سهم گاز تولیدی در بخش خانگی و تجاری مصرف شده، یک مورد قطعی خانگی و تجاری هم نداشتهایم. ”
وی افزود: “در برخی نقاط که از شبکه سراسری و ایستگاههای تقویت فشار فاصله دارند و در نقاط انتهایی شبکه هستند افت فشار داریم، اما این افت فشار گاز طبیعی است؛ در حال حاضر هیچ گونه قطعی گاز نداریم و شبکه گاز کشور در پایداری کامل بهسر میبرد. ”