در حالی که کارگران باربر در سراسر کشور نقش مؤثری در چرخه حملونقل کالا، توزیع و خدمات لجستیکی غیررسمی ایفا میکنند، سازمان تأمین اجتماعی همچنان نتوانسته یا نخواسته است سازوکاری روشن، کارآمد و عملی برای پوشش بیمهای این قشر تعریف کند. این بلاتکلیفی مزمن که سالها ادامه یافته، به تدریج به یک رویه عادی تبدیل شده و مسئولیت مستقیم آن متوجه نهادی است که مطابق قانون، متولی اصلی حمایت بیمهای از نیروی کار محسوب میشود.
سازمان تأمین اجتماعی، بهجای ارائه راهحل مشخص برای شناسایی و پوشش بیمهای کارگران باربر، این مسئله را در پیچوخم فرآیندهای اداری طولانی و سازوکارهای ناکارآمد احراز هویت معلق نگه داشته است؛ فرآیندهایی که نه متناسب با ماهیت واقعی شغل باربری طراحی شدهاند و نه امکان شناسایی دقیق کارگران باربر واقعی را فراهم میکنند. نتیجه این رویکرد، حذف عملی هزاران کارگر باربر از چرخه بیمه و انتقال کامل ریسکهای درمان، ازکارافتادگی و آینده شغلی بر دوش خود کارگران بوده است.
این در حالی است که شغل باربری، به دلیل فشارهای شدید جسمی، آسیبهای مداوم اسکلتی، فرسودگی زودرس و احتمال بالای ازکارافتادگی، بیش از بسیاری از مشاغل دیگر نیازمند پوششهای بیمهای پایدار و مستمر است. بیتوجهی سازمان تأمین اجتماعی به این واقعیت روشن، عملاً به معنای نادیده گرفتن ویژگیهای بنیادین این شغل و بیپاسخ گذاشتن یکی از بدیهیترین و قدیمیترین مطالبات صنفی کارگران باربر است.
هزینههای این تعلیق بیمهای، مستقیماً بر زندگی و سلامت کارگرانی تحمیل میشود که بدون بیمه، بدون پشتوانه و بدون امنیت شغلی، بار سنگین بخشی از اقتصاد کشور را بر دوش میکشند.
کاظم احمدیان، رئیس انجمن صنفی کارگران باربر شهر تهران، در تشریح آخرین وضعیت این قشر، با تأکید بر پیوند مستقیم شرایط کارگران باربر با وضعیت کلی اقتصاد کشور، میگوید: «کارگران باربر، جدا از سایر اقشار کارگری و کل جامعه نیستند. هر وقت وضعیت اقتصادی مردم خوب باشد و بازار رونق داشته باشد، وضعیت کاری این کارگران هم بهتر میشود و هر وقت بازار دچار رکود شود، آنها هم متأثر میشوند.»
او با اشاره به شرایط فعلی بازار توضیح میدهد: «در حال حاضر، از نظر داشتن کار، کارگران باربر چه در بازار تهران و چه در ترمینالها و مراکز حملونقل، وضعیت بدی ندارند. اینطور نیست که بیکار باشند. بالاخره جابهجایی کالا، خرید و فروش مردم و حملونقل وجود دارد و همین باعث میشود کار برای این قشر برقرار باشد. البته نمیشود گفت وضعیت ایدهآل است یا نمره صد میگیرد، اما در مجموع بازار کار دارند.»
احمدیان تأکید میکند که مسئله اصلی و حلنشده کارگران باربر، نه کمبود کار، بلکه فقدان حمایت بیمهای است و میگوید: «مهمترین مشکل کارگران باربر، فقط و فقط بیمه تأمین اجتماعی است. متأسفانه نه سازمان تأمین اجتماعی، نه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نه وزیر کار و نه حتی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، هیچکدام بهطور جدی به فکر کارگران باربر بازار نیستند.»
او با اشاره به قطع حمایتهای محدود گذشته میافزاید: «کمکهای دولتی و بیمههای حمایتی که سالها قبل برای این کارگران وجود داشت، چندین سال است که بهطور کامل قطع شده و در تمام این مدت، حتی یک نفر از کارگران باربر هم نتوانسته وارد فرآیند بیمه تأمین اجتماعی شود.»
رئیس انجمن صنفی کارگران باربر تهران، مشکل احراز هویت شغلی را یکی از گرههای اصلی این بحران میداند و تصریح میکند: «سازمان تأمین اجتماعی در موضوع احراز هویت شغلی کارگران باربر، عملکرد درستی نداشته است. افرادی که کارگر باربر واقعی نیستند، توانستهاند از بیمه استفاده کنند، اما بخش عمدهای از کارگران واقعی، چه در گذشته و چه در حال حاضر، هرگز به این بیمه نرسیدهاند.»
او ادامه میدهد: «ما بارها با سازمان تأمین اجتماعی جلسه و مکاتبه داشتیم و پیشنهاد دادیم که تشکل صنفی بهعنوان مرجع تخصصی وارد فرآیند احراز هویت شود تا افراد غیرواقعی حذف شوند و کارگران واقعی جایگزین شوند، اما این پیشنهاد از سوی سازمان پذیرفته نشد.»
احمدیان با انتقاد از واگذاری این مسئولیت به کارگزاریها میگوید: «تشخیص شغل کارگران باربر را به دفاتر کارگزاری سپردهاند؛ دفاتری که نه شناختی از این شغل دارند و نه بررسی دقیقی انجام میدهند و همین مسئله یک معضل جدی ایجاد کرده است.»
او راهحل را در ورود مستقیم نهادهای حاکمیتی میداند و تأکید میکند: «دولت، وزارت کار و کمیسیون اجتماعی مجلس باید یک طرح مشخص و شفاف را به صحن علنی مجلس بیاورند تا کارگران باربر تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار بگیرند. منابع مالی این طرح هم میتواند از محلهای مختلف تأمین شود؛ از بودجه دولت گرفته تا کمک شهرداریها یا حتی سازمان هدفمندی یارانهها.»
احمدیان نقش شهرداریها را نیز مؤثر میداند و میافزاید: «شهرداریها میتوانند بخشی از حق بیمه را تقبل کنند و بخش دیگر هم توسط خود کارگر پرداخت شود تا در نهایت، کارگران باربر به بیمه تأمین اجتماعی و خدمات درمانی دسترسی پیدا کنند.»
او در پایان، با اشاره به ماهیت فرسایشی شغل باربری، تأکید میکند: «باربری یک شغل طاقتفرساست. کارگران بعد از چند سال دچار مشکلات جدی جسمی مانند کمردرد و دیسک کمر میشوند و عملاً توان ادامه کار طولانیمدت را ندارند. با وضعیت فعلی گرانی و هزینههای بالای درمان، بسیاری از آنها حتی توان درمان خود و خانوادهشان را ندارند. کارگران باربر صدای بلند و زبان گویایی ندارند، اما بخشی از طبقه کارگر هستند و دولت و نهادهای مسئول باید بالاخره برای آنها فکری اساسی بکنند.»