گسترش نیوز: پس از عبور نرخ دلار از مرزهای تاریخی، هزینه سفر به ایران برای گردشگران خارجی به شکلی چشمگیر کاهش یافته است. در زمستان ۱۴۰۴، متوسط نرخ دلار در بازار آزاد بیش از ۱۶۰ هزار تومان ثبت شد، در حالی که بسیاری از خدمات گردشگری هنوز با منطق قیمتی سالهای قبل محاسبه میشوند. این شکاف باعث شده اقامت در هتلهای چهارستاره تهران، اصفهان یا شیراز برای یک گردشگر اروپایی شبی کمتر از ۴۰ دلار تمام شود؛ رقمی که در شهرهایی مانند استانبول یا دوبی حتی هزینه یک خوابگاه معمولی هم نیست.
همین تفاوت فاحش قیمتها ایران را در مقایسه با رقبای منطقهای در موقعیتی استثنایی قرار داده است. هزینه یک تور کامل یکهفتهای در ایران شامل اقامت، غذا، حملونقل و راهنما معمولاً بین ۶۰۰ تا ۹۰۰ دلار برآورد میشود، در حالی که همین سطح خدمات در ترکیه یا امارات به بیش از دو برابر این رقم میرسد. برای بسیاری از گردشگران اروپای شرقی، آسیای میانه و حتی چین، ایران به مقصدی بدل شده که میتوان با نصف بودجه، تجربهای غنیتر به دست آورد.
رشد ورود گردشگران خارجی در نیمه دوم ۱۴۰۴ نشانه روشنی از همین تغییر است. دادههای غیررسمی فرودگاههای بینالمللی کشور نشان میدهد شمار گردشگران خارجی نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از یکسوم افزایش یافته است. بیشترین سهم این رشد به مسافران روسی، عراقی، چینی و کشورهای اروپای شرقی تعلق دارد که به دنبال مقصدی ارزان، امن و متفاوت در خاورمیانه هستند.
برای این گروه از مسافران، ایران نهتنها ارزان است بلکه بهدلیل تنوع فرهنگی و تاریخی، ارزش تجربه بالایی دارد. هزینه روزانه یک گردشگر خارجی در شهرهایی مانند یزد، کاشان یا شیراز بین ۳۰ تا ۵۰ دلار برآورد میشود، در حالی که در شهرهای گردشگری ترکیه یا گرجستان این عدد بهراحتی از ۱۰۰ دلار عبور میکند. این اختلاف باعث شده بسیاری از توریستها مدت اقامت خود در ایران را افزایش دهند و پول بیشتری در اقتصاد محلی خرج کنند.
بازار هتلها و اقامتگاههای بومگردی نخستین جایی است که این تغییر را بازتاب داده است. ضریب اشغال بسیاری از هتلهای سه و چهارستاره در فصل زمستان، که مطابق گزارش های اخیر، کمرونقترین دوره سال بود، اکنون به بالای ۷۰ درصد رسیده است. حتی اقامتگاههای روستایی در مناطق کویری یا شمال کشور با موجی از رزروهای خارجی روبهرو شدهاند که پیش از این سابقه نداشت.
این رونق، درآمد ریالی فعالان گردشگری را نیز متحول کرده است. راهنمایان تور، رانندگان توریستی و مدیران اقامتگاهها گزارش میدهند که درآمد آنها در مقایسه با دو سال قبل گاهی سه برابر شده است، زیرا هر دلار یا یورویی که گردشگر میآورد، در بازار داخلی قدرت خرید بسیار بالاتری دارد. در عمل، گردشگری خارجی به یکی از معدود حوزههایی تبدیل شده که توانسته از سقوط ریال به نفع خود استفاده کند.
در همین حال، صنایع دستی، رستورانها و بازارهای محلی نیز با موجی از تقاضای جدید روبهرو هستند. فروشندگان فرش، سفال و محصولات سنتی میگویند گردشگران خارجی با بودجههایی که برایشان ناچیز است، خریدهایی انجام میدهند که برای مشتری ایرانی دستنیافتنی شده است. این پدیده باعث شده برخی بازارهای سنتی عملاً به فضاهایی دلاری تبدیل شوند.

در سوی دیگر این رونق، گردشگری داخلی بهشدت تضعیف شده است. افزایش قیمت بلیت هواپیما، هتل و خدمات تفریحی باعث شده سفر برای بخش بزرگی از خانوادههای ایرانی به کالایی لوکس بدل شود. در حالی که یک گردشگر خارجی با ۵۰ دلار میتواند یک روز کامل در ایران سفر کند، همین هزینه برای یک شهروند ایرانی معادل بخش بزرگی از درآمد روزانه اوست.
پروازهای داخلی نمونه روشنی از این شکاف هستند. بلیت تهران–شیراز یا تهران–مشهد که اکنون به چند میلیون تومان رسیده، برای خارجیها کمتر از ۳۰ تا ۴۰ دلار هزینه دارد، اما برای مسافر ایرانی بخش قابلتوجهی از حقوق ماهانه را میبلعد. این اختلاف باعث شده ایرلاینها و هتلها بهطور طبیعی به سمت بازار دلاری متمایل شوند.
در بسیاری از شهرهای توریستی، دو بازار مجزا شکل گرفته است؛ یکی برای خارجیها با قیمتهایی که برای آنها بسیار ارزان است و دیگری برای ایرانیها که هر روز کوچکتر میشود. این دوگانگی، فضای اجتماعی شهرها را نیز تغییر داده و گاه نارضایتی ساکنان محلی را به همراه آورده است.
رستورانها، کافهها و حتی موزهها در حال تطبیق با این شرایط هستند. منوهای انگلیسی، قیمتهای دلاری و خدمات ویژه گردشگران خارجی افزایش یافته، در حالی که قدرت خرید مشتری ایرانی کاهش یافته است. این روند اگر ادامه یابد، میتواند به حذف تدریجی گردشگر داخلی از چرخه گردشگری رسمی منجر شود.
با وجود این چالشها، دولت از رشد درآمد ارزی گردشگری استقبال میکند. برآوردها نشان میدهد درآمد گردشگری خارجی در سال ۱۴۰۴ به چند میلیارد دلار رسیده و نسبت به چند سال قبل جهشی قابلتوجه داشته است. این ارز مستقیماً وارد اقتصاد خرد میشود و نقش ضربهگیر در برابر کمبود منابع ارزی ایفا میکند.
در اقتصادی که با محدودیتهای خارجی و داخلی دستوپنجه نرم میکند، گردشگری به یکی از معدود کانالهای سالم ورود ارز تبدیل شده است. هر گردشگر خارجی بهطور متوسط چند صد دلار در ایران خرج میکند و این رقم در مقیاس ملی به میلیاردها دلار میرسد.
این درآمد میتواند به توسعه زیرساختها و ایجاد اشتغال کمک کند، اما تنها در صورتی که سیاستگذاری مناسبی وجود داشته باشد. بدون سرمایهگذاری در حملونقل، هتلها و خدمات شهری، این موج ممکن است به سقفی زودهنگام برسد.

با تداوم تضعیف ریال، ایران احتمالاً در سالهای آینده نیز مقصدی بسیار ارزان باقی خواهد ماند. این وضعیت اگر هوشمندانه مدیریت شود، میتواند گردشگری را به یکی از پایههای پایدار اقتصاد ملی تبدیل کند، مشابه آنچه در برخی کشورهای آسیایی و اروپای شرقی رخ داد.
اما زیرساختهای فعلی پاسخگوی رشد سریع تقاضا نیستند. فرودگاهها، سیستم پرداخت بینالمللی، اینترنت و استانداردهای خدمات هنوز فاصله زیادی با نیاز گردشگران جهانی دارند و همین موضوع میتواند تجربه سفر را محدود کند.
بسیاری از گردشگران هنوز مجبورند با پول نقد سفر کنند یا از شبکههای غیررسمی برای تبدیل ارز استفاده کنند. رفع این موانع میتواند جذابیت ایران را دوچندان کند و هزینههای پنهان سفر را کاهش دهد.
کیفیت خدمات نیز به اندازه قیمت اهمیت دارد. اگرچه ایران ارزان است، اما اگر هتلها، حملونقل و راهنمایان نتوانند تجربهای حرفهای ارائه دهند، مزیت قیمتی بهتنهایی برای حفظ گردشگران کافی نخواهد بود.
تجربه کشورهایی مانند ویتنام یا گرجستان نشان میدهد که استفاده هوشمندانه از مزیت ارزان بودن میتواند در چند سال یک صنعت گردشگری پایدار ایجاد کند، به شرط آنکه همزمان کیفیت خدمات و بازاریابی جهانی تقویت شود.
در ایران نیز اگر سیاستهای ویزا، پرواز و تبلیغات بینالمللی هماهنگ شوند، موج کنونی میتواند چند برابر شود و به منبع درآمدی قابل اتکا بدل گردد. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که ایران فقط به مقصدی برای گردشگران کمهزینه تبدیل شود و ارزش افزوده واقعی به اقتصاد ملی منتقل نشود.
اگر قیمتها کاملاً دلاری شوند، گردشگری داخلی بیش از پیش تضعیف خواهد شد و نارضایتی اجتماعی افزایش مییابد. این مسئله میتواند چالشهای تازهای برای مدیریت شهری و فرهنگی ایجاد کند. در مقابل، ابزارهایی مانند یارانه سفر، تخفیفهای داخلی یا نرخگذاری ترجیحی میتواند به حفظ گردشگری داخلی کمک کند و شکاف میان مسافر ایرانی و توریست خارجی را کاهش دهد.
در نهایت، سقوط ریال واقعیتی است که در کوتاهمدت تغییر نخواهد کرد، اما نحوه استفاده از آن بهعنوان مزیت رقابتی میتواند مسیر آینده گردشگری ایران را تعیین کند. ایران امروز در نقطهای تاریخی ایستاده است؛ جایی که بحران ارزی میتواند یا به فرصتی بزرگ برای جهش گردشگری بدل شود یا در نبود برنامهریزی، به شکافی عمیقتر میان اقتصاد و جامعه بینجامد.
در صورت تمایل به پیگیری اخبار روز حوزه گردشگری ایران و آخرین تحولات قیمتی تورهای مسافرتی، سرویس گردشگری پایگاه خبری گسترش نیوز را دنبال کنید.