برداشت کلی از این مجموعه اظهارنظرها نشان میدهد که فلرسوزی در ایران بیش از آنکه یک مشکل فنی باشد، یک بنبست قراردادی و مدیریتی است. طی دههها، فناوری لازم برای جمعآوری و تبدیل گازهای همراه کموبیش در دسترس بوده یا دستکم امکان واردات آن وجود داشته، اما اختلاف بنیادین میان دولت و بخش خصوصی بر سر «رایگان یا فروشی بودن» این گازها، عملاً هر پروژه جدی را از توجیه اقتصادی انداخته است. وقتی سرمایهگذار باید هم هزینه فناوری را بدهد و هم پول گازی را که در حال سوختن است بپردازد، طبیعی است که از ورود به پروژه عقبنشینی کند.
در این میان، دولت با اصرار بر مالکیت و قیمتگذاری این گازها، خود را به تنها بازیگر ممکن تبدیل کرده و همین امر سرعت کار را بهشدت کند کرده است. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که دولت در چنین پروژههای سرمایهبر و فنی، نه چابکی بخش خصوصی را دارد و نه انگیزه سودآوری که موتور پیشبرنده پروژه باشد. نتیجه این شده که فلرها همچنان میسوزند، محیطزیست آسیب میبیند و ثروت ملی به دود تبدیل میشود، در حالی که همه طرفها میدانند راهحل فنی وجود دارد.
از زاویهای عمیقتر، فلرسوزی نمادی از یک الگوی تکرارشونده در اقتصاد انرژی ایران است: بحرانها تنها زمانی جدی گرفته میشوند که کمبود به نقطه خطر برسد. در دورههای وفور گاز، جمعآوری فلرها از اولویت خارج شده و در زمان کمبود دوباره به صدر دستور کار بازمیگردد، بیآنکه یک چارچوب پایدار اقتصادی برای آن تعریف شود. تا زمانی که این چرخه معیوب شکسته نشود، خاموش شدن مشعلها بیشتر شبیه وعده خواهد بود تا واقعیت.
یک کارشناس انرژی عنوان کرد: وزارت نفت قصد داشت که این گازها را به کسی که میخواهد فلر را تبدیل به برق یا فرآوردههای نفتی یا هر چیز دیگری کند، بفروشد. اما گفته میشد، چون این انفال است، نمیتوان آن را رایگان داد. وقتی حساب میکردند، میدیدند با سرمایهگذاری و پولی که باید برای گاز پرداخت شود، صرفه اقتصادی ندارد. به همین دلیل دولت خودش میخواسته این کار را انجام دهد و از این رو، طبیعتا این کار بهکندی پیش میرود.
فلرسوزی یا احتراق گازهای همراه نفت و گاز به فرآیندی گفته میشود که طی آن گازهای همراه نفت و گاز، که بهدلیل وجود گوگرد و دیگر ترکیبات سمی قابلیت استفاده ندارند، در مشعلها سوزانده میشوند. این گازها به طور معمول شامل متان، اتان، پروپان، بوتان و سایر هیدروکربنها هستند و همزمان با استخراج و تولید نفت و گاز بهوجود میآیند.
فلرسوزی یکی از روشهای دفع گازهای همراه نفت و گاز محسوب میشود و از نظر اجرایی، سادهترین و کمهزینهترین گزینه بهشمار میرود. با این حال، این فرآیند میتواند باعث انتشار گازهای آلاینده در اتمسفر شود. در سالهای اخیر، اقداماتی برای کاهش میزان فلرسوزی و بهرهبرداری از گازهای همراه نفت و گاز در تولید انرژی صورت گرفته است، اما با وجود این تلاشها، فلرسوزی همچنان ادامه دارد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، دوشنبه ۲ بهمن در مراسم «افتتاح و بهرهبرداری طرحهای وزارت نفت» با تاکید بر اینکه باید موضوع سوزاندن روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز فلر حل شود، اظهار کرد: «انتظار این است حدود ۸ میلیون تا ۹ میلیون متر مکعب دیگر از گازهای همراه جمعآوری شده و حدود ۳۲ مشعل طی ۱۵ ماه آینده خاموش شود.»
وی خطاب به وزیر نفت یادآور شد: «قرار بود برنامه بدهید تا تکلیف همه گازهای همراه مشخص و موضوع سوزاندن روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز حل شود.»
پزشکیان با بیان اینکه روزانه ۱۷ میلیون دلار گاز میسوزد که عدد بزرگی است، تصریح کرد: «برای توقف این وضعیت شبانهروز هم وقت بگذاریم کم است. باید کارگروه ویژه تشکیل شود. باید سریعتر در زمینه جمعآوری این گازها حرکت کرد و جلو رفت. حتی یک روز و یک ساعت هم برای ما در این زمینه ارزشمند است، آنهم وقتی روزانه برای هر میلیون مترمکعب گاز ۳۳۰ هزار دلار از دست میدهیم، به طور تقریبی روزانه ۱۰ هزار دلار از دست میدهیم که عدد قابلتوجهی است.»
محسن پاکنژاد، وزیر نفت، در همین مراسم با اشاره به برنامههای پیش رو در حوزه جمعآوری گازهای همراه گفت: «در مجموع تا امروز حدود ۱۶ میلیون مترمکعب در روز گاز شامل همراه و مشعل جمعآوری شد که بیش از ۹ میلیون مترمکعب از این رقم در دولت چهاردهم محقق شده است. طی ۱۵ تا ۱۶ ماه آینده و با به نتیجه رسیدن دستاوردهای مرتبط با ۱۲ قرارداد جمعآوری گازهای همراه و مشعل، انتظار داریم حدود ۸ میلیون تا ۹ میلیون مترمکعب دیگر از این گازها جمعآوری و حدود ۳۲ مشعل نیز خاموش شود.»
این اولین باری نیست که وعدههایی در مورد جمعآوری فلرها داده میشود و همچنان بهرغم وعدههای دادهشده، این ثروت ملی هر روز میسوزد.
نرسی قربان، کارشناس ارشد انرژی، عنوان کرد: حداقل ۲۵ سال تا ۳۰ سال گذشته که من در جریان بودم، مساله فلر همیشه یک مساله جدی بوده، ولی جمعآوری آنها به طور کامل انجام نشده است.
وی ادامه داد: از دلایل این امر میتوان چند مورد را یاد کرد. یکی مساله فناوری و تکنولوژی است؛ فناوری پیشرفتهای که بتواند این گاز را جمعآوری، مصرف یا تبدیل به برق کند. البته در ایران به اندازه کافی فناوری وجود دارد که شاید به بهترین وجه نباشد، اما بتواند تا حدی این کار را انجام دهد.
قربان توضیح داد: مساله دوم، مساله اقتصادی است. وزارت نفت قصد داشت که این گازها را به کسی که میخواهد فلر را تبدیل به برق یا فرآوردههای نفتی یا هر چیز دیگری کند، بفروشد، اما سرمایهگذار فلرها را رایگان میخواست. این در حالی بود که در ایران گفته میشد، چون این فلرها انفال است، نمیتوان آن را رایگان داد. وقتی حساب میکردند، میدیدند با سرمایهگذاری و پولی که باید برای گاز پرداخت شود، صرفه اقتصادی ندارد. به همین دلیل دولت خودش میخواسته این کار را انجام دهد و از این رو، طبیعتا این کار بهکندی پیش میرود.
به گفته او، درواقع یک بخش کوچک مربوط به نبود فناوری است و بخش دیگر مربوط به مساله اقتصادی است. چون تاکنون درخواستهای بسیاری وجود داشت که این فلرها را بگیرند و آن را تبدیل به برق کنند تا کارهای دیگری با آن انجام دهند. اما دولت به آنها میگفت که نمیتوان فلرها را رایگان در اختیار آنها گذاشت و میخواست که این گاز را بفروشد. در واقع دولت میخواست از گازی که در حال سوختن است پول بگیرد و این پول هم قرار بود از کسی که آن را برمیدارد و تبدیل میکند گرفته شود.
او با بیان اینکه سرمایهگذار در قبال ورود تکنولوژی قصد داشت این گازها را به صورت رایگان دریافت کند، گفت: درواقع گره اصلی داستان اقتصادی و مربوط به قراردادها و شرایطی است که دولت قصد داشته با متولیان این امر ببندد. تکنولوژی را میتوانستیم بیاوریم. یک شرکت آلمانی قصد داشت این کار را انجام دهد، اما آنها گاز را مجانی میخواستند. میگفتند گازی که در حال سوختن است را به ما بدهید تا آن را تبدیل به محصول اقتصادی کنیم، در حالی که دولت میخواست گاز را بفروشد.
این کارشناس انرژی خاطرنشان کرد: بخش دیگری از مساله، موضوع اولویتبندیهاست. وقتی نفت و گاز فراوان دارید، در زمانهایی که اوضاع خوب بوده و پارس جنوبی به مدار آمده، این موضوع از اولویت خارج میشده است. اما وقتی کمبود گاز پیش میآید، دوباره در اولویت قرار میگیرد. در مجموع این سه یا چهار عامل عمده بوده و شاید عوامل دیگری هم وجود داشته، اما در هر حال طی ۳۰ سال گذشته آنگونه که باید انجام میشده، انجام نشده است.