برداشت کلی از مجموعه اظهارنظرهای اخیر مسئولان حوزه انرژی است که صنعت آب و برق ایران دچار نوعی دوگانگی عمیق شده است؛ از یکسو روایت رسمی بر اقتدار فناورانه و بومیسازی کامل تأکید دارد و از سوی دیگر، واقعیتهای عملیاتی نشان میدهد همین صنعتِ بهظاهر خودکفا، در تأمین پایدار برق و آب ناتوان است. این تضاد، بیش از آنکه ناشی از ضعف مهندسی یا دانش فنی باشد، ریشه در شکاف میان مدیریت ادعایی و مدیریت واقعی دارد؛ جایی که سیستم تصمیمگیری با منطق اقتصاد و سرمایهگذاری همراستا نیست.
در واقع آنچه از دل سخنان کارشناسان بیرون میآید، تصویری از صنعتی است که به لحاظ فنی «قابل نجات» است اما به لحاظ نهادی «قفل شده». وقتی قیمتگذاریها غیرواقعی است، سودآوری از بین میرود و سرمایهگذار انگیزهای برای نوسازی نیروگاه یا ورود به انرژیهای تجدیدپذیر ندارد. حتی بهترین فناوری هم بدون مدل اقتصادی سالم، به قطعهای بیاثر در انبار تبدیل میشود. به همین دلیل است که نیروگاههای قدیمی با راندمان پایین همچنان در مدار میمانند و شبکه برق روزبهروز فرسودهتر میشود.
نکته مهمتر، نقش دولت بهعنوان بازیگر مسلط و همزمان رقیب بخش خصوصی است. وقتی نهادهایی مثل ساتبا خودشان وارد خرید، واردات و اجرای پروژه میشوند، عملاً بازار رقابتی را از بین میبرند. این الگوی شبهدولتی نهتنها سرمایهگذار خصوصی را کنار میزند، بلکه نوآوری، بهرهوری و بهروزرسانی فناوری را هم خفه میکند. در چنین ساختاری، حتی اگر دانش فنی داخلی وجود داشته باشد، مسیر تبدیل آن به پروژههای واقعی بسته میماند.
جمعبندی این است که بحران آب و برق ایران، بحران «کمبود تکنولوژی» نیست، بلکه بحران «کمبود عقلانیت مدیریتی» است. صنعت میتواند بهروز شود، راندمان میتواند بالا برود و تجدیدپذیرها میتوانند رشد کنند، اما تنها در صورتی که سیاستگذاری از شعار فاصله بگیرد و به اقتصاد واقعی و منطق سرمایهگذاری احترام بگذارد. بدون این تغییر، خودکفایی ادعایی هم نمیتواند جلوی خاموشیها و تنشهای آبی سالهای پیشرو را بگیرد.
یک کارشناس انرژی عنوان کرد: دلیل نابسمان بودن وضعیت آب و برق، مدیریت و سرمایهگذاری است و مسائل اقتصادی که ناشی از ضعف مدیریتی است. هیچکس نمیتواند ادعا کند دلیل ناترازی برق و آب، عدم دسترسی به فناوری روز است، بلکه عدم برخورداری از مدیریت روز است. در واقع مدیریت نادرست، سیاسیکاری و غیرواقعی نگهداشتن قیمتها باعث شده این دو صنعت به سمت زیاندهی بروند، سرمایهگذاری بخش خصوصی از آن خارج شود و وضعیت روزبهروز بدتر شود.
عباس علی آبادی، وزیر نیرو، در مراسم افتتاح شبکه آبیاری و زهکشی سد نرماب در روز شنبه ۱۸ بهمن گفت: «صنعت آب و برق ایران با عبور از دوران وابستگی مطلق، اکنون به تراز خودکفایی صددرصدی در تجهیزات و فناوریها دست یافته است.»
وی افزود: «دوران پیش از انقلاب دوران «وابستگی تا عمق جان» بود. در آن روزگار، یافتن یک قطعه یا کالای ایرانی در صنعت پیچیده آب و برق تقریبا غیرممکن بود، اما امروز با افتخار به ملت ایران اعلام میکنیم که در وضعیتی هستیم که هیچ تجهیزات و فناوری در این صنعت وجود ندارد که ایرانی نباشد. ما اکنون در حال ساخت افتخارآمیزترین مصنوعات بشری هستیم که مطابق با استانداردهای جهانی است.»
در همین زمینه هاشم اورعی، کارشناس انرژی، عنوان کرد: در بعضی صنایع، مانند صنایع هایتک، الکترونیک و امثال آن، عمق دانش ما در کشور بسیار کمتر از جهان پیشرفته است. اما در صنعت آب و برق، درست است که به فناوریهای روز دنیا در این زمینه دسترسی کامل نداریم، ولی صنعت آب و برق ما از نظر عمق دانش فنی وضعیت خوبی دارد و هر دو بومی هستند.
وی ادامه داد: نمیتوان گفت که دلیل ناترازی آب و برق، عدم دسترسی و عدم برخورداری از فناوری است. این بدان معنا نیست که ما همگام با جهان پیشرفته جلو میرویم، اما از نظر فناوری کاملا هم عقبمانده نیستیم.
او توضیح داد:، اما چرا وضعیت آب و برق ما اینقدر نابهسامان است؟ دلیل آن مدیریت و سرمایهگذاری است و مسائل اقتصادی که ناشی از ضعف مدیریتی است؛ بنابراین با اطمینان میگویم که هیچکس نمیتواند ادعا کند دلیل ناترازی برق و آب، عدم دسترسی به فناوری روز است، بلکه عدم برخورداری از مدیریت روز است. در واقع مدیریت نادرست، سیاسیکاری و غیرواقعی نگهداشتن قیمتها باعث شده این دو صنعت به سمت زیاندهی بروند، سرمایهگذاری بخش خصوصی از آن خارج شود و وضعیت روزبهروز بدتر شود.
او در پاسخ به این سوال که پس علت راندمان پایین نیروگاهها و مساله رقابتی تولیدکنندگان پنلهای خورشیدی ایرانی با جهان چیست؟ خاطرنشان کرد: ببینید، چرا راندمان نیروگاههای ما پایین است؟ چون ۱۸ درصد ظرفیت نیروگاهی ما عمر بالای ۳۰ سال دارد. حتی اگر فناوری هم باشد، پول و برنامه میخواهد و از همه مهمتر اقتصاد این کار باید درست باشد تا سرمایهگذاری انجام شود.
اورعی عنوان کرد: وقتی نیروگاهداران از کارشان رضایت ندارند و سوددهی ندارند، طبیعتا هزینه نمیکنند تا چه با فناوری داخلی و چه خارجی نیروگاه را بهروز کنند. در مورد مثال راندمان نیروگاهها، ما لنگ فناوری نیستیم و این کار شدنی است، اما سرمایهگذاری نمیشود.
وی افزود: چرا سرمایهگذاری نمیشود؟ چون مدیریت و سازوکار اقتصادی ایراد دارد. این مساله در تجدیدپذیرها هم تشدید میشود. وقتی سرمایهگذار بخش خصوصی میبیند اگر در انرژی خورشیدی یا بادی سرمایهگذاری کند، عملا در رقابت مستقیم با ساتبا و وزارت نیرو قرار میگیرد، طبیعتا وارد این کار نمیشود.
او در نهایت گفت: وقتی میگویم مدیریت ایراد دارد، یعنی ساتبا خودش پیمانکار میشود، خودش تجهیزات میخرد و وارد میکند و عملا شبیه یک مغازه یا دلال عمل میکند. این نوع مدیریت و سیستم اشتباه باعث میشود سرمایهگذار وارد این حوزه نشود؛ بنابراین در هر دو مثالی که زدید، چه راندمان نیروگاهها و چه باتریها، واقعا مشکل اصلی کمبود فناوری نیست.