در هفتههای اخیر بحث قطع شدن سامانه جامع روابط کار و اختلال در خدماترسانی ادارات کار، به یکی از دغدغههای قابل توجه کارگران بدل شده است. گزارشها از صفوف کارگران مراجع به ادارات کار موجب شد تا بهصورت میدانی به یکی از ادارات کار پایتخت مراجعه کنیم و شنونده مطالبات و اعتراض کارگران باشیم.
آنچه ما دیدیم صفوف سنگین کارگران در اداره کار و تاخیر در رسیدگی به پروندههایی است که در حالت عادی نیز به قدری چندماه وقت کارگران را میگیرد که برخی از ادامه شکایت خود در بین راه منصرف میشوند!
فضای اداره کار شمال شرق تهران پس از چند هفته قطعی سامانه جامع، اندکی متشنج است؛ داخل سالن ورودی، بیش از چهل نفر حاضر هستند و شرایط به نحوی است که صف خدماترسانی به بیرون محوطه و روی پلهها رسیده است. در سالن طبقه نخست این اداره، تقریبا به سختی جایی برای ایستادن پیدا میشود.
کارگر زنی که مشخص است مدتها پیگیر شکایت خود بوده است، با کودک زیر هفت سال خود در این مجموعه با چهرهای مضطرب حاضر است. صدای گریه کودک، محوطه محدود سالن مراجعان را پر کرده؛ مراجعان در گوشه و کنار از شلوغی چندبرابری اداره به دلیل قطع شدن سامانه سخن میگویند اما این همه ماجرا نیست.
در این اوضاع که اغلب کارها به صورت فیزیکی و کاغذی انجام میشود، صف در مقابل بخش بیمه بیکاری از همه شلوغتر است. گاه و بیگاه نیز به واسطه اختلاف بر سر نوبتها، میان مراجعین بگومگوهایی شکل میگیرد.
همین حین، یکی از کارمندان از طبقات بالا پایین میآید و با صدای بلند اعلام میکند؛ «آشنای آقای .... کیست؟». فردی از بین جمع سراغ آن کارمند میرود؛ با او به طبقات بالا میرود و در حین حرکت از او تشکر میکند که او را از چندساعت معطلی نجات داده است؛ صحنهای که حاضران با ناراحتی و حیرت آن را نگاه میکنند و نشان میدهد در همین شرایط نیز پارتیبازی کماکان کار میکند!

اختلال در سامانه مربوطه در وزارت کار دقیقاً همزمان با موجی از بیکارسازیها و تعدیل نیرو در واحدهای مختلف اتفاق افتاده است؛ اکثریت مراجعان به اداره کار برای مطالبه بیمه بیکاری یا شکایت از کارفرما به دلیل تعدیل نیرو و گرفتن معوقات خود آمدهاند.
نوید، کارگر بخش اداری فومن شیمی، که سه ماه پیش تعدیل و به همراه تعدادی دیگر اخراج شده؛ میگوید: سه ماه است که با دو فرزند بیکارم. مدیرعامل مجموعه عوض شد و تصمیم گرفت تعدادی از کارگران را که به نظر او مازاد بودند اخراج کند اما با من هنوز تسویه حساب نشده و مدت دو ماه است که در ادارات کار پیگیر وضعیت حقوقی و بیمه بیکاریام هستم.
او میافزاید: تعداد ۵۰ نفر از نیروهای شرکت مشمول تعدیل نیرو شده و اخراج شدند. همه آنها درخواست بیمه بیکاری کردند و دقیقاً پرونده آنها در شرایطی به اداره کار آمده که این اختلال از ابتدای دیماه در سامانه اتفاق افتاده است. حالا مسئولان ادارات کار وعدههایی برای حل مشکل سامانه دادهاند.
نوید بلافاصله اضافه میکند: حقوق بیمه بیکاری با فرمولی از ماههای آخر حقوق میانگین گرفته میشود که گویا برای ما حدود بیست میلیون تومان میشود؛ رقمی که اصلا جوابگوی نیازهای سادهی خانوادهام نیست. در این شرایط با اختلال بهوجود آمده یک ماه است که مدام از زندگی خود میزنم و به اداره کار مراجعه میکنم و کارم راه نمیافتد!
داخل دفتر به دلیل قطع شدن سیستم، صف طولانی ۳۰-۴۰ نفره شکل گرفته است. کارها همه دستی انجام میشود. زنی که سابقاً در یک شرکت منشی بوده و اکنون اخراج شده، میگوید: در این شرایط بد اقتصادی هفتهای سه بار به اداره کار مراجعه میکنم و هر بار ۲۰۰ هزار تومان هزینه پرینت و کاغذ میدهم. نمیدانم چه زمانی کارم را راه میاندازند.
از سالن بیرون میاییم؛ مرد مسنی که خود را معرفی نمیکند و برای شکایت از کارفرما آمده، میگوید: منتظر تشکیل جلسات هیات تشخیص هستم، اما قطعی اینترنت باعث شده نتوانم اسناد خودم را بارگذاری کنم.
وی میافزاید: در آستانه بازنشستگی بودم که کارفرما به دلیل یک اختلاف، اخراجم کرد و حالا در دو سال آخر اشتغال که برای بازنشسته شدن و تعیین مستمری آن مهم است، دو ماه است که بیکار هستم.
او گفت به خاطر شرایط مملکت نتوانسته هنوز کار جدیدی پیدا کند: «حدود سه هفته است که به خاطر قطعی سیستم سامانه جامع، به اداره کار رفت و آمد میکنم؛ بلاتکلیفم....».
او با داشتن انبوهی کاغذ و پرونده در دست درحالی که احساس خستگی میکند و میخواهد لب جدول مقابل اداره کار بنشیند، میگوید: دستی شدن کارها با قطعی سامانه اینترنتی و صف شلوغ، گریه مرا درآورده....!
کمی بعد، بهروز را میبینیم، کارگر یک شرکت انبارداری که او نیز شاکی است؛ او به دلیل ندادنِ تعهد ۲۵ میلیاردی به کارفرما اخراج شده است. او میگوید: کارفرما از من بخاطر مسئولیت انبار ۲۵ میلیارد تومان چک خواسته بود که راضی نشدم پس از شش سال کار چنین تعهدی بدهم. من را اخراج کرد و الان از مهرماه بیکارم. از آذر پیگیر کار شکایت از کارفرما هستم که بعد از ۶ سال مرا اخراج کرده است. اما چون نسخه قرارداد فقط نزد کارفرماست، مستنداتی ندارم.
وی افزود: باید برای شکایت مستندات را بارگزاری کنم که متاسفانه سامانه قطع است. احتمالا تا شب عید باید دوندگی کنم تا جلسه هیات تشخیص برایم تشکیل شود و بازرس به کارگاه اعزام شود. فعلا کارفرما حتی اینکه مرا اخراج کرده، گردن نگرفته است و احتمالا در جلسه هم شرکت نکند.
یک کارمند دبیرخانه در پاسخ به سوال ما درباره زمان بازگشایی سامانه گفت: مشخص نیست چه زمانی سامانه وصل شود، البته یک سامانه جدید ایجاد شده و بخشی از پروندهها نیز باید در سامانه تامین اجتماعی برای بیمه بارگذاری شود که آنجا هنوز قطع نشده است. از او پرسیدیم که کسانی که دوماه قبل اسناد در سامانه بارگذاری کردند، چه باید بکنند؟ او گفت: فعلاً به اسناد بارگذاری شده دسترسی نیست!

یک دفتر خدمات فتوکپی در نزدیکی اداره کار شمال شرق تهران است که صفی ۱۰ تا ۱۵ نفره مقابل آن تشکیل شده؛ هر کارگر بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان هر بار برای گرفتن فرمها و اسکن و کپی اسناد خود هزینه میکند. این دفتر خدماتی که خصوصیست، پوستری با عنوان بارگذاری مدارک روی شیشه ورودی دارد؛ وقتی از متصدی مربوطه سوال میکنیم که آیا میشود اینجا مدارک بارگذاری کرد؟ او با لبخندی تلخ میگوید «مگر سامانهای وجود دارد که که بتوان چیزی بارگذاری کرد؟!»
کمی جلوتر، زنی را میبینیم که میگوید: ۵ ماه قبل شرکت مرا اخراج کرده؛ اینجا هم وقت آدم را برای شکایت میگیرند؛ احتمالا ۵ ماه دیگر هم در اداره کار بلاتکلیف باشم....
چند دقیقه بعدتر، با مرد جوانی که بیرون اداره در حال سیگار کشیدن بود، سر صحبت را باز کردیم. او گفت «در یک شرکت بازاریابی اینترنتی فعال بوده که به دلیل قطعی اینترنت بیکار شده است». این مرد جوان به دنبال این است که رای بازگشت به کار بگیرد، ولی کارفرما هیچ جوره زیر بار نمیرود. او گفت: سامانه قطع است و احتمالا با این وضع از عیدی و سنواتِ امسال هم محروم هستم.

سعید، نیروی کارگر یکی از شرکتهای پیمانکار دکلساز رایتل نیز به ما میگوید: ما قرارداد شش ماهه داشتیم؛ سه سال کار میکردم و ۴۰ میلیون تومان به پول آن زمان سفته گذاشتم. حالا درگیر شکایت برای گرفتن عیدی و سنوات و دو ماه حقوق معوق هستم. در پایان یکی از قراردادهای شش ماهه، اعلام عدم نیاز کردند. حالا هم یکفرم به ما دادهاند که حتی برای گرفتن عکس پرسنلی هم باید مجددا هزینه کنیم. آدم بیکار و اینهمه هزینهی ریز و درشت....
او میگوید « هرچه سند بارگذاری کرده بودم پریده؛ الان دسترسی به برخی اسناد کاغذی ندارم و نمیتوانم رابطه کارگری و کارفرمایی خودم را ثابت کنم».
سعید اضافه میکند: از ما اصل قرارداد را خواستند که کارفرما نمیدهد. از ساعت ۸ صبح اینجا هستم؛ الان دم ظهر تازه دارم فرمها را پر میکنم....
فرمی که در دست اوست، مملو از مشخصاتی است که برخی از آنها باید با اطلاعاتی که قبلا در سامانهها بارگذاری شده، پر میشد.
بسیاری از کارگران به قراردادها دسترسی ندارند زیرا الزامِ ارائه یک نسخه قرارداد به کارگر اجرا نمیشود. همچنین بسیاری از کارگران اخراجی یا شاکی، از موضوعاتی مانند گرفتن غیرقانونی سفته، عدم تسویه حین اتمام همکاری و اخراج بیدلیل شکایت دارند. در مجموع، معضلات زیاد است اما عدم اجرای حداقلهای قانون کار، معضل قراردادهای موقت و عدم ارسال به موقع بازرسان برای بازدید کارگاهها، مشکلاتی است که به فرضِ اتصال سامانه هم به این آسانیها حل نخواهد شد.