بارورسازی ابرها در ذات خود یک فناوری «تقویتی» است، نه «خلقکننده» بارش. این یعنی اگر سامانه بارشی وجود نداشته باشد، هیچ هواپیما یا پهپادی نمیتواند بارانی از آسمان صاف بیرون بکشد. بنابراین در کشوری مثل ایران که الگوی بارش بهشدت وابسته به ورود سامانههای مدیترانهای و سودانی است، اثرگذاری این فناوری محدود به همان بازههای کوتاه حضور ابرهای بارانزا خواهد بود. در بهترین حالت، این عملیات میتواند چند درصد به راندمان بارش همان سامانهها اضافه کند، نه اینکه خشکسالی ساختاری کشور را درمان کند.
از منظر اقتصادی و راهبردی نیز این پروژه یک تیغ دولبه است. هزینه پروازها، مواد شیمیایی، تجهیزات پهپادی و تیمهای عملیاتی بالا است، در حالی که میزان آبی که در نهایت به سدها و سفرههای زیرزمینی میرسد هنوز بهصورت شفاف محاسبه نشده است. اگر این پروژه بدون ارزیابی دقیق نسبت «هزینه به مترمکعب آب تولیدشده» ادامه پیدا کند، ممکن است به یک برنامه پرهزینه اما کماثر تبدیل شود که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا راهحل پایدار.
با این حال، ارزش واقعی این پروژه را نباید صرفاً در عدد میلیمتر بارش جستوجو کرد. بارورسازی ابرها میتواند در برخی حوضههای بحرانی مانند دریاچه ارومیه، البرز مرکزی یا شرق کشور نقش «ضربهگیر اقلیمی» ایفا کند؛ یعنی در سالهای خشک، شدت بحران را کمی کاهش دهد و در سالهای نرمال، به ذخیرهسازی بهتر منابع آبی کمک کند. این یعنی نقش آن مکمل مدیریت آب است، نه جایگزین آن.
رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی گفت: تاکنون ۲۳ پرواز با هواپیمای سرنشیندار و ۲۵ پرواز با پهپادهای بدون سرنشین با هدف عملیات بارورسازی ابرها انجام شده است.
محمد مهدی جوادیان زاده، رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی گفت: در سال آبی جاری که در حقیقت سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ میشود، پروژه عملیات بارورسازی ابرها را از آبان آغاز کردهایم. تاکنون ۲۳ پرواز با هواپیمای سرنشیندار و ۲۵ پرواز با پهپادهای بدون سرنشین با هدف عملیات بارورسازی ابرها انجام شده است. این عملیات در مناطق مختلف کشور و چهار منطقه عملیاتی اصلی شامل منطقه البرز مرکزی، منطقه زاگرس مرکزی، حوزه آبریز دریاچه ارومیه و منطقه شمال شرق کشور صورت گرفته است.
این مقام مسئول بیان کرد: استانهایی که تحت پوشش این پروژه قرار دارند، شامل استانهای تهران، البرز و قزوین در منطقه البرز مرکزی، استانهای چهارمحال بختیاری، اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان در منطقه زاگرس مرکزی، استانهای خراسان رضوی و خراسان شمالی در پروژه شمال شرق کشور و همچنین استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان در حوزه آبریز دریاچه ارومیه هستند. همچنین فعالیتهای پهپادی در استانهای بوشهر و خراسان جنوبی نیز انجام میشود که به این مجموعه استانها اضافه شده است.
او در ادامه با اشاره به اظهارنظرهایی مبنی بر اینکه بارشهای اخیر بر اساس باروسازی ابرها نبوده است، توضیح داد: ما هیچگاه ادعا نکردهایم که بارورسازی ابرها باعث خلق بارش یا باران میشود، چرا که این امر اساساً نادرست است. آنچه که ما همواره اعلام کردهایم و مراجع رسمی جهانی از جمله سازمان جهانی هواشناسی بر آن تأکید دارند، این است که بارورسازی ابرها میتواند باعث افزایش بارش شود. این فناوری تنها از سامانههای مناسب بارشی که به طور طبیعی وارد کشور میشوند، استفاده کرده و در راستای بهرهبرداری بیشتر از این سامانهها اقدام میکند.
او افزود: این فرآیند باعث افزایش بارش در مناطقی میشود که سامانههای بارشی وارد آن میشوند. میزان افزایش بارش معمولاً در حدود ۵ تا ۱۵ درصد است که این نرخ توسط سازمان جهانی هواشناسی به عنوان متوسط جهانی اعلام شده است. در کشور ما نیز بررسیها نشان داده که در برخی موارد تا ۱۸ درصد افزایش بارش در فصلهای عملیاتی گزارش شده است. البته ارزیابی نهایی این پروژهها باید توسط مراجع بیطرف صورت گیرد و گزارشهای این ارزیابیها در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
جوادیانزاده تأکید کرد: مرجع ارزیابی و مجوز اجرای این فعالیتها بر اساس مصوبه هیئت وزیران، تنها وزارت نیرو است و ما نیز برای ارزیابی دقیقتر از مراجع بیطرف، اغلب دانشگاهها، استفاده میکنیم تا گزارشهای خود را ارائه دهیم.
رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی با اشاره به پیشرفتهای جهانی در زمینه بارورسازی ابرها گفت: ۵۰ کشور در جهان از این فناوری استفاده میکنند و این نشان میدهد که این فناوری کارایی لازم را دارد. سازمان جهانی هواشناسی نیز در بیانیه اخیر خود اشاره کرده است که فناوری بارورسازی ابرها با وجود عدم قطعیتهای موجود، بهویژه در مناطق کوهستانی بسیار مؤثر بوده است.
او در خصوص زمان ادامه عملیات بارورسازی ابرها گفت: بارورسازی ابرها در کشور ما از آبان آغاز میشود و تا اواخر اردیبهشت ادامه دارد. پس از اتمام عملیات، ارزیابیها آغاز خواهد شد.
جوادیانزاده در پایان خاطرنشان کرد: به منظور دستیابی به حداکثر بهرهوری از سامانههای بارشی، لازم است که تمامی نهادها و سازمانهای مرتبط مانند سازمان هواشناسی، دادهها و امکانات خود را به بهترین شکل در اختیار پروژههای بارورسازی ابرها قرار دهند تا حداکثر بهرهبرداری از این سامانهها صورت گیرد.
اگر دولت این پروژه را بهعنوان یک راهحل نهایی برای بحران آب معرفی کند، خطرناک است؛ اما اگر آن را بهعنوان بخشی از یک بسته بزرگتر شامل اصلاح الگوی کشت، کاهش هدررفت شبکهها، قیمتگذاری واقعی آب و کنترل برداشت از سفرههای زیرزمینی ببیند، میتواند مفید باشد. بحران آب ایران ریشه در دههها سوءمدیریت دارد، نه صرفاً کمبود بارش.
نکته کلیدی این است که بارورسازی ابرها یک ابزار «وابسته به اقلیم» است، در حالی که بحران آب ایران «ساختاری» است. حتی اگر این پروژه در برخی سالها ۵ تا ۱۰ درصد به بارش مؤثر اضافه کند، باز هم بدون اصلاح مصرف، همان آب اضافه هم بهسرعت هدر میرود یا به کشاورزی کمبازده اختصاص مییابد. بنابراین موفقیت آن به سیاستهای همراهش گره خورده است.
در نهایت، این دستاورد دولت میتواند امیدآفرین باشد، اما فقط به شرطی که با صداقت علمی، شفافیت آماری و نگاه بلندمدت اجرا شود. بارورسازی ابرها شاید بتواند آسمان را کمی سخاوتمندتر کند، اما اگر زمین همچنان تشنه و بیمدیریت بماند، این سخاوت خیلی زود بیاثر خواهد شد.