پژوهشهای کلاسیک نشان دادهاند که پس از تولد نخستین فرزند، درآمد زنان بهطور محسوسی کاهش مییابد؛ کاهشی که گاه سالها ادامه پیدا میکند. این افت درآمد تنها ناشی از وقفه شغلی نیست، بلکه به کاهش ساعات کار، انتخاب مشاغل انعطافپذیر با دستمزد کمتر و کند شدن روند ارتقای حرفهای نیز مرتبط است.
در مقابل، درآمد مردان معمولاً پس از پدر شدن دچار افت مشابه نمیشود و حتی در برخی موارد افزایش مییابد. این واگرایی، به مرور زمان شکاف مزدی را تعمیق میکند.
طی سالهای اخیر، دادههای دقیقتری در کشورهای شمال اروپا بررسی این موضوع را ممکن کرده است. پژوهشگران با پیوند دادن اطلاعات درمانی و درآمدی، از یک «آزمایش طبیعی» استفاده کردهاند: زنانی که تحت درمانهای باروری قرار گرفتهاند.
مقایسه زنانی که صاحب فرزند شدهاند با کسانی که نشدهاند، نشان میدهد در سالهای نخست پس از تولد کودک، فاصله درآمدی چشمگیری ایجاد میشود؛ اما این فاصله در بلندمدت کوچکتر شده و حتی پس از یک دهه، در برخی موارد از میان میرود.
مطالعهای تازه، زنانی را بررسی کرده است که با عارضه نادر مادرزادی متولد شدهاند و از نوجوانی میدانند امکان بارداری ندارند. این گروه اهمیت ویژهای دارد، زیرا تصمیمهای آموزشی و شغلی آنان از ابتدا بدون انتظار وقفه ناشی از مادری شکل میگیرد.
یافتهها نشان میدهد که در سالهای ابتدایی بزرگسالی، درآمد این زنان تفاوتی با سایرین ندارد؛ اما در دهههای بعد، زمانی که شکاف مزدی میان زنان و مردان گسترش مییابد، مسیر درآمدی آنان تقریباً همسطح مردان باقی میماند.
به گزارش نشریه اکونومیست، نتایج این مطالعات نشان میدهد که اگر تجربه و انتظار مادری از معادله حذف شود، شکاف دستمزد تا حد زیادی ناپدید میشود. به بیان دیگر، حتی پیشبینی فرزندآوری بر انتخاب مسیر تحصیلی، نوع شغل و میزان تعهد حرفهای زنان اثر میگذارد.
بنابراین، کاهش نابرابری مزدی تنها با ممنوعیت تبعیض یا شفافیت دستمزد ممکن نیست. سیاستهای حمایتی مانند مراقبت از کودک، مرخصی والدین برای هر دو جنس و انعطافپذیری واقعی در محیط کار میتواند هزینه اقتصادی فرزندآوری را عادلانهتر توزیع کند. تا زمانی که بار اصلی فرزندآوری بر دوش زنان باشد، شکاف درآمدی همچنان پابرجا خواهد ماند.