در صدر جدول تقاضای جهانی، چین با خرید ۸۳۰ تن طلا با فاصلهای معنادار از رقبا ایستاده است. پس از آن، هند با ۷۱۰.۹ تن قرار دارد؛ اختلاف حدود ۱۲۰ تنی این دو کشور نشان میدهد موتور اصلی تقاضای فیزیکی طلا همچنان اقتصادهای آسیایی هستند. مجموع خرید چین و هند که از ۱۵۴۰ تن عبور کرده، پیام روشنی به بازار میدهد: تعیینکننده روندهای بلندمدت طلا دیگر صرفاً غرب نیست.
ایالات متحده با ۱۷۵.۳ تن در رتبه سوم قرار دارد، اما فاصله آن با هند بسیار چشمگیر است؛ بهطوری که تقاضای آمریکا تقریباً به یکچهارم تقاضای هند میرسد. این شکاف، تفاوت نگاه شرق و غرب به طلا را برجسته میکند؛ در غرب طلا بیشتر ابزار سرمایهگذاری مالی است، اما در شرق همچنان بهعنوان دارایی ذخیرهای دیده میشود.
پس از ترکیه با ۱۰۳.۹ تن که آخرین کشور با تقاضای سهرقمی است، ایران با تقاضای ۷۲.۷ تنی در رتبه پنجم جهان قرار گرفته است؛ جایگاهی بالاتر از اقتصادهایی مانند روسیه، عربستان سعودی و حتی آلمان.
ایرانیها در سال ۲۰۲۵ در مجموعِ سکه، شمش و جواهر بیش از روسها و سعودیها طلا خریدهاند؛ موضوعی که بیش از آنکه نشانه رشد مصرف باشد، ریشه در رفتار محافظهکارانه سرمایهگذاران و خانوارها دارد. در اقتصاد ایران، طلا نه یک کالای لوکس، بلکه یک پناهگاه سرمایه است؛ جایگزینی برای داراییهای پرریسکتر در فضایی آکنده از تورم و نوسان ارزی.
در ماههای اخیر، بازار طلا فقط زیر سایه سرمایهگذاران خرد و نوسانات دلار حرکت نکرده است. بازیگری بزرگتر و کمسر و صدا وارد میدان شده: بانکهای مرکزی. افزایش خرید طلا توسط این نهادها، بهویژه در کشورهایی که با نااطمینانی ارزی و فشارهای بیرونی مواجهاند، به یکی از روندهای مهم سالهای اخیر تبدیل شده است.
بانک مرکزی ایران نیز در همین مسیر، با حضور فعالتر در بازار طلا و تقویت ذخایر طلایی، سیگنالهایی مهم به بازار ارسال کرده است؛ سیگنالهایی که هم به مدیریت انتظارات تورمی مربوط میشود و هم به بازآرایی سبد دارایی کشور در برابر شوکهای خارجی.
این تحولات پرسشهای تازهای را پیش روی فعالان بازار گذاشته است: چرا بانک مرکزی به سمت طلا متمایل شده؟ این سیاست چه نسبتی با بازار ارز دارد؟ و آیا خرید طلا میتواند به ثبات اقتصاد کلان کمک کند یا صرفاً اقدامی احتیاطی است؟
محمد شعبانی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس تأکید میکند آمارها نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۵ در جمع پنج کشور نخست جهان از نظر تقاضای طلا قرار گرفته است؛ عددی که در نگاه اول بزرگ به نظر میرسد، اما با توجه به ساختار اقتصاد ایران چندان دور از انتظار نیست.
به گفته او، طلا در ایران فقط کالای زینتی نیست، بلکه نقش «ذخیره ارزش» دارد و بخش مهمی از این تقاضا به سکه و شمش مربوط میشود که مستقیماً به رفتار سرمایهگذاری خانوارها بازمیگردد، نه مصرف.
شعبانی اضافه میکند این تقاضا الزاماً نشانه بیاعتمادی به سایر بازارها نیست، بلکه بیشتر بیانگر مدیریت ریسک است. او تفاوت ایران با کشورهایی مانند آلمان را در کارکرد طلا میداند؛ جایی که ثبات نهادی، ابزارهای مالی متنوع و تورم پایین، نیاز به طلا بهعنوان سپر تورمی را کاهش داده، اما در ایران طلا داراییای آشنا، نقدشونده و قابل اعتماد باقی مانده است.
نقشه تقاضای جهانی طلا در سال ۲۰۲۵ بهوضوح از چرخش بازار به سمت آسیا حکایت دارد؛ چرخشی که ایران نیز بخشی از آن است. قرار گرفتن ایران در میان پنج خریدار بزرگ جهان، بالاتر از اقتصادهایی چون روسیه و آلمان، نشان میدهد طلا همچنان ستون مهمی در سبد دارایی ایرانیهاست؛ نه بهعنوان کالای لوکس، بلکه بهعنوان ابزار حفظ ارزش در برابر نااطمینانیهای اقتصادی.
در عین حال، این تقاضای بالا پیام دوگانهای برای بازار داخلی دارد: از یکسو اعتماد عمیق جامعه به طلا بهعنوان پناهگاه امن سرمایه و از سوی دیگر امکان تشدید نوسان قیمتها در دورههای خبری و شوکهای کلان. با این حال تجربه سالهای اخیر نشان میدهد بخش بزرگی از این تقاضا ماهیت بلندمدت دارد و بیشتر به ذخیره ارزش شباهت دارد تا سفتهبازی کوتاهمدت.