بازار مسکن در سالهای اخیر به یکی از دستنیافتنیترین بازارها برای اقشار متوسط و جوانان تبدیل شده است. افزایش مداوم قیمتها در شرایطی رخ داده که رشد دستمزدها فاصله قابل توجهی با رشد بهای مسکن داشته و همین موضوع، رویای خانهدار شدن را برای بسیاری از خانوارها به تعویق انداخته است.
واقعیت این است که قیمت مسکن با سرعتی بسیار بیشتر از افزایش حقوق و دستمزد رشد کرده است. در حالی که حقوق کارمندان و کارگران سالانه افزایش محدودی را تجربه میکند، قیمت خانه در بسیاری از دورهها چند برابر شده است.
این موضوع باعث شده فاصله میان توان مالی خانوارها و قیمت مسکن هر سال بیشتر شود و قدرت خرید مسکن به شکل محسوسی کاهش یابد. این شکاف، تنها یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی و امنیت روانی خانوارها دارد. بسیاری از خانوادهها اکنون بخش بزرگی از درآمد خود را صرف اجاره میکنند و عملاً امکان پسانداز برای خرید خانه را از دست دادهاند.
یکی از مهمترین دلایل افزایش قیمت مسکن، تبدیل شدن آن به یک دارایی سرمایهای است. در شرایط تورمی، بسیاری از افراد برای حفظ ارزش پول خود به خرید ملک روی میآورند.
این افزایش تقاضای سرمایهای، باعث رشد بیشتر قیمتها شده و مسکن را از دسترس مصرفکنندگان واقعی دورتر کرده است. این چرخه باعث شده مسکن دیگر فقط یک نیاز اساسی نباشد، بلکه به ابزاری برای سرمایهگذاری تبدیل شود؛ موضوعی که فشار مضاعفی بر متقاضیان مصرفی وارد کرده است.
در کنار تورم، کمبود ساختوساز متناسب با نیاز جامعه نیز عامل مهم دیگری است. رشد جمعیت شهری، افزایش مهاجرت به کلانشهرها و افزایش تعداد خانوارها، نیاز به مسکن را افزایش داده است. با این حال، عرضه مسکن متناسب با این افزایش تقاضا رشد نکرده و همین عدم تعادل، قیمتها را افزایش داده است.
نتیجه این وضعیت، رقابت شدید برای خرید و اجاره مسکن و افزایش مداوم قیمتها بوده است. مستأجران هر سال با افزایش اجارهبها مواجه میشوند و خریداران نیز با قیمتهایی روبهرو هستند که از توان مالی آنها خارج است.
اگرچه وامهای بانکی با هدف کمک به خانهدار شدن ارائه میشوند، اما در شرایط فعلی تأثیر محدودی دارند. اقساط سنگین، نرخ سود بالا و فاصله زیاد مبلغ وام با قیمت واقعی مسکن باعث شده این تسهیلات نتواند مشکل خانهدار شدن را بهطور اساسی حل کند. در بسیاری از موارد، وام تنها بخش کوچکی از قیمت یک واحد مسکونی را پوشش میدهد و خانوارها همچنان نیاز به سرمایه قابل توجهی دارند.
بحران مسکن تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز دارد. افزایش سن ازدواج، کاهش تمایل به تشکیل خانواده و افزایش نااطمینانی نسبت به آینده، بخشی از نتایج این وضعیت است. خانهدار شدن که در گذشته یک هدف قابل دستیابی برای بسیاری از خانوارها بود، اکنون برای بخشی از نسل جوان به یک هدف دور از دسترس تبدیل شده است.
کارشناسان معتقدند برای بهبود وضعیت بازار مسکن، مجموعهای از اقدامات هماهنگ ضروری است. افزایش ساختوساز واقعی، کنترل تورم، حمایت هدفمند از خریداران مصرفی و اصلاح سیاستهای اعتباری از جمله مهمترین راهکارها محسوب میشوند.
بدون اصلاحات اساسی، شکاف میان قیمت مسکن و توان مالی خانوارها همچنان افزایش خواهد یافت و خانهدار شدن برای بخش بیشتری از جامعه دشوارتر خواهد شد. رویای خانهدار شدن همچنان برای بسیاری از خانوارها زنده است، اما تحقق آن نیازمند سیاستگذاری مؤثر و ایجاد تعادل میان عرضه، تقاضا و قدرت خرید مردم است.