استارتاپ تکشاخ به شرکتی گفته میشود که بدون ورود به بورس، ارزشی بیش از یک میلیارد دلار پیدا میکند؛ مفهومی که نخستین بار در اکوسیستم سرمایهگذاری خطرپذیر آمریکا مطرح شد و امروز به یک شاخص جهانی برای سنجش موفقیت نوآوری تبدیل شده است. این شرکتها معمولاً با تکیه بر فناوریهای مقیاسپذیر، مدلهای کسبوکار دیجیتال و دسترسی به بازارهای بینالمللی، میتوانند در مدتزمانی کوتاهتر از شرکتهای سنتی به ارزشگذاریهای نجومی برسند.
نکته مهم درباره تکشاخها این است که رشد آنها صرفاً حاصل تزریق سرمایه نیست، بلکه نتیجه همزمانی سه عامل کلیدی است: حل یک مسئله بزرگ، تیم مدیریتی چابک و دسترسی به بازار گسترده. به همین دلیل، بسیاری از تکشاخها نهتنها ساختارهای سنتی صنایع خود را به چالش میکشند، بلکه بهسرعت استانداردهای جدیدی در حوزههایی مانند فینتک، هوش مصنوعی، تجارت الکترونیک و سلامت دیجیتال ایجاد میکنند.
در سالهای اخیر، رقابت کشورها برای پرورش تکشاخهای بومی شدت گرفته است، زیرا این شرکتها علاوه بر ایجاد اشتغال و جذب سرمایه خارجی، به نماد قدرت فناوری و نوآوری ملی تبدیل شدهاند. تجربه اقتصادهای پیشرو نشان میدهد هر موج ظهور تکشاخها، یک زنجیره از استارتاپهای کوچکتر، شتابدهندهها و سرمایهگذاران را نیز به حرکت درمیآورد و همین موضوع میتواند موتور رشد یک اقتصاد دیجیتال را برای سالها روشن نگه دارد.
دادههای جدید PitchBook نشان میدهد بیش از ۲۵٪ یونیکورنهای مورد حمایت صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر عملا زیر یک میلیارد دلار ارزش دارند. تمرکز ارزش در ۱۰ شرکت برتر، تصویر میانگین صنعت را حفظ کرده، اما بازده میانه تحت فشار است.
گزارش تازه «پیچبوک» (PitchBook) نشان میدهد بخشی از شرکتهایی که زمانی با ارزش بالای یک میلیارد دلار بهعنوان یونیکورن شناخته میشدند، اکنون عملا به زیر این مرز سقوط کردهاند. با این حال، بسیاری از آنها هنوز در دفاتر صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر با همان ارقام قبلی ثبت شدهاند.
بر اساس این دادهها، بیش از یکچهارم یونیکورنهای مورد حمایت VC دیگر ارزش واقعی یک میلیارد دلاری ندارند. این شرکتها که به آنها «آندِرکورن» گفته میشود، در گذشته با ارزش بالا جذب سرمایه کردهاند، اما شرایط جدید بازار، ارزشگذاریشان را تحت فشار قرار داده است.
اصطلاح آندِرکورن نخستین بار در سال ۲۰۱۴ مطرح شد و آن زمان پدیدهای نادر بود. اما اکنون، طبق تحلیل PitchBook، تعداد این شرکتها به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
این شرکت پژوهشی برای رسیدن به این نتیجه از یک چارچوب جدید ارزشگذاری استفاده کرده است. در این مدل، تعداد کارکنان، وضعیت همتایان خصوصی که اخیرا جذب سرمایه داشتهاند و نیز عملکرد شرکتهای مشابه بورسی بررسی میشود. به بیان ساده، این روش تلاشی است برای نزدیک کردن ارزشگذاریهای خصوصی به واقعیت بازار.
نکته مهم اینجاست که بسیاری از آندِرکورنها طی چند سال اخیر جذب سرمایه جدید نداشتهاند. در بازار خصوصی، نبودِ دورهای تامین مالی تازه میتواند نشانهای از کاهش رشد یا افت اعتماد سرمایهگذاران باشد.
با وجود افزایش آندِرکورنها، ارزش کل یونیکورنها تغییر چشمگیری نکرده است. مجموع ارزش این شرکتها حدود ۴.۴ تریلیون دلار برآورد میشود، در حالی که این رقم در پایان ۲۰۲۵ حدود ۴.۷ تریلیون دلار بود.
اما پشت این ثبات ظاهری یک تغییر مهم رخ داده است. ده شرکت برتر اکنون حدود ۵۲ درصد از کل ارزش بازار یونیکورنها را در اختیار دارند. این عدد در سال ۲۰۲۲ فقط ۱۸.۵ درصد بود و اکنون به بالاترین سطح در یک دهه اخیر رسیده است.
این تمرکز به این معناست که عملکرد چند شرکت بزرگ، میانگین بازده صنعت صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر را حفظ میکند. اما بازده میانه موضوع دیگری است. بسیاری از سرمایهگذاران که به صندوقهای دهک برتر دسترسی ندارند، ممکن است عملکردی بسیار ضعیفتر از تصویر کلی بازار تجربه کنند.
«اندرو آکرز» (Andrew Akers)، تحلیلگر PitchBook، میگوید یونیکورنها جواهرات تاج بازار VC هستند، اما بسیاری از این ارزشگذاریها احتمالا دستکم ۵۰ درصد پایینتر از ارقامی است که در دفاتر ثبت شدهاند.
در سالهای رونق سرمایهگذاری، ارزشگذاریها با سرعت بالا رفت و دورهای پیاپی تامین مالی این روند را تقویت کرد. اما با سرد شدن بازار و کاهش نقدینگی، بسیاری از شرکتها نتوانستهاند با همان اعداد جذب سرمایه کنند. در نتیجه، ارزش قبلی روی کاغذ باقی مانده، حتی اگر شرایط بازار تغییر کرده باشد.
این وضعیت برای سرمایهگذاران نهادی اهمیت زیادی دارد. بسیاری از Limited Partnerها به بهترین صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر دسترسی ندارند. اگر به این نتیجه برسند که شاخصهای غیرفعال با کارمزد کمتر و نقدشوندگی بالاتر گزینه بهتری هستند، ممکن است سرمایه از بازار VC خارج شود. در چنین سناریویی، مدیران نوظهور صندوقها و بنیانگذارانی که به دنبال جذب سرمایهاند بیشترین آسیب را خواهند دید.
گزارش PitchBook در نهایت یک پیام روشن دارد: داستان یونیکورنها دیگر فقط رسیدن به ارزش یک میلیارد دلار نیست. حفظ این جایگاه در شرایط جدید بازار چالش اصلی است و شکاف میان ارزشگذاریهای دفتری و واقعیت اقتصادی نمیتواند برای همیشه نادیده گرفته شود.