در شرایطی که متغیرهای اقتصاد کلان بیش از هر زمان دیگری بر صنایع تولیدی سایه انداختهاند، صنعت مد و پوشاک ایران نیز وارد مرحلهای حساس و تعیینکننده شده است.
بررسی شاخصهای تولید، سفارش و رفتار بازار نشان میدهد این صنعت از مسیر توسعه مبتنی بر خلاقیت فاصله گرفته و به سمت مدیریت بقا، کنترل هزینه و حفظ جریان نقدینگی حرکت کرده است.
زهرا جعفری استاد دانشگاه و پژوهشگر صنعت مد و پوشاک با بررسی وضعیت این صنعت بیان کرد: بررسی دادههای شامخ در ماههای اخیر ، نشاندهنده نوسان مکرر حول مرز رکود در بخش پوشاک و نساجی است. این امر بیانگر کاهش سفارشهای جدید، افت تولید و احتیاط بنگاهها در توسعه محصول است.
وی ادامه داد: همزمان، تورم مزمن و جهشهای ارزی، هزینه مواد اولیه و سرمایه در گردش را افزایش داده و صنعت را در وضعیت فشار هزینه و رکود تقاضا قرار داده است. در این شرایط کاهش قدرت خرید موجب کوچک شدن سبد پوشاک خانوار شده است.
جعفری تصریح کرد: در چنین شرایطی مسائل اقتصادی رفتار تولیدکننده و مصرفکننده را محافظهکارانهتر کرده است. محدودیت واردات و رشد بازار غیررسمی ساختار رقابت را مختل کرده است.
این پژوهشگر اضافه کرد: صنعت از فازهویتسازی و برندینگ به فاز بقا، نقدینگی و گردش سریع سرمایه منتقل شده است.
در نتیجه، مد ایران امروز بیش از آنکه خلاقیتمحور باشد، تحت تأثیر اقتصاد کلان، ساختاری واکنشی و کوتاهمدتنگر پیدا کرده است.
وی تاکید کرد: به نظر می آید از منظر راهبردی سه سطح اقدام ضروری می طلبد،در درجه اول سطح صنعت که حرکت به سمت تولید محدود، منعطف و دادهمحور،کاهش وابستگی به مواد اولیه وارداتی، توسعه فروش مستقیم و دیجیتال برای بهبود جریان نقدی و تمرکز بر کیفیت و دوام بهجای تنوع گسترده کالکشن است. اما در سطح دوم سیاستگذاری ها قرار می گیرد که باید شاهد ثبات بخشی به مقررات ارزی و واردات بود. همچنین باید حمایت هدفمند از زنجیره نساجی داخلی،شفافسازی بازار و کاهش رقابت نابرابر قاچاق انجام شود.
جعفری با اشاره به سطح سوم بیان کرد: در درجه سوم سطح دانشگاه و آموزش هنر که مسئولیت ما است رسالت در این زمینه خواهد بود، آن هم آموزش طراحی مبتنی بر اقتصاد واقعی بازار، نه تنها الگوهای آرمانی جهانی،تقویت پژوهشهای میانرشتهای مثل (اقتصاد–مد)و تربیت طراحانی با فهم زنجیره تأمین، قیمتگذاری و رفتار مصرفکننده است.
وی اظهار کرد: مد ایران امروز در نقطه گذار است، اگر این دوره صرفاً با منطق بقا مدیریت شود، به افول خلاقیت میانجامد؛اما اگر به بازطراحی ساختار تولید، آموزش و سیاستگذاری منجر شود، میتواند به شکلگیری مد بومی، اقتصادی و پایدار بینجامد.
به گفته این استاد دانشگاه، اکنون مسئله اصلی، بازتعریف رابطه میان هنر، اقتصاد و واقعیت اجتماعی است و این دقیقاً نقطهای است که دانشگاه باید در آن مداخله فعال داشته باشد.
وی در انتها اضافه کرد: امیدوار هستیم دوره گذار و ناپایداری ساختاری که صنعت مد نیز از آن متأثر است، سرانجام با کمک مسئولان و نخبگان و اساتید در مسیر رشد قرار خواهد گرفت.