حادثه در محیط کار همیشه به یک آسیب جسمی محدود نمیشود. گاهی وقوع یک حادثه یا ابتلا به بیماری ناشی از شغل، توانایی فرد را برای ادامه کار به طور کامل از بین میبرد و او را در شرایطی قرار میدهد که دیگر امکان تأمین معاش از طریق اشتغال را ندارد. در چنین وضعیتی، وجود یک پشتوانه مالی برای حفظ حداقل معیشت فرد و خانواده او اهمیت ویژهای پیدا میکند.
قانون تأمین اجتماعی نیز با توجه به همین ضرورت، در ماده ۷۲ نحوه محاسبه و پرداخت مستمری ازکارافتادگی کلی ناشی از کار را به طور دقیق تعیین کرده است.
بر اساس فلسفه این ماده، بیمهشدهای که در نتیجه حادثه ناشی از کار یا ابتلا به بیماری حرفهای توانایی اشتغال خود را از دست میدهد، نباید بهطور ناگهانی از چرخه حمایتهای اجتماعی خارج شود. از همین رو، میزان مستمری وی به صورت ثابت تعیین نشده و بر پایه دو عامل مهم یعنی میزان دستمزد و سابقه پرداخت حق بیمه محاسبه میشود تا میان حقوق بیمهشده و میزان مشارکت او در نظام بیمهای تناسب برقرار باشد.
مطابق ماده ۷۲ قانون تأمین اجتماعی، مستمری ماهانه ازکارافتادگی کلی ناشی از کار از حاصل ضرب یک سیوپنجم مزد یا حقوق متوسط بیمهشده در سنوات پرداخت حق بیمه به دست میآید.
با این حال، قانونگذار برای جلوگیری از تضییع حقوق بیمهشدگان یا ایجاد نابرابری در پرداختها، حداقل و حداکثر مشخصی را نیز تعیین کرده است. بر این اساس، مبلغ مستمری نمیتواند کمتر از ۵۰ درصد مزد یا حقوق متوسط ماهانه فرد باشد و در عین حال از ۱۰۰ درصد آن نیز بیشتر نخواهد شد.
یکی از مهمترین نکات این ماده، توجه به وضعیت خانوادگی بیمهشده است. قانون این واقعیت را پذیرفته که ازکارافتادگی تنها زندگی فرد را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه خانواده او نیز با کاهش درآمد و افزایش فشارهای اقتصادی مواجه میشود.
بر همین اساس، اگر بیمهشده دارای همسر، فرزند یا پدر و مادر تحت تکفل باشد و مستمری استحقاقی او کمتر از ۶۰ درصد مزد یا حقوق متوسط باشد، سازمان تأمین اجتماعی موظف است مبلغی معادل ۱۰ درصد مستمری استحقاقی را به عنوان کمکهزینه به وی پرداخت کند. البته قانون برای این حمایت نیز سقف مشخصی تعیین کرده و تصریح دارد که مجموع مستمری و کمکهزینه نباید از ۶۰ درصد مزد یا حقوق متوسط ماهانه تجاوز کند.
در تبصره نخست ماده ۷۲، شرایط افراد تحت تکفل نیز با جزئیات مشخص شده است. بر این اساس، همسر تنها زمانی تحت تکفل محسوب میشود که بیش از ۶۰ سال سن داشته باشد یا به تشخیص کمیسیونهای پزشکی تأمین اجتماعی دچار ازکارافتادگی کلی باشد، مستمری دریافت نکند و معاش او توسط زن بیمهشده تأمین شود.
همچنین فرزندان باید شرایط مقرر در ماده ۵۸ قانون تأمین اجتماعی را داشته باشند. درباره پدر و مادر نیز علاوه بر شرط سنی یا ازکارافتادگی، وابستگی مالی به بیمهشده و دریافت نکردن مستمری از الزامات قانونی به شمار میرود.
این شرایط نشان میدهد که قانون تلاش کرده است حمایتهای مالی به افرادی تعلق گیرد که واقعاً از نظر اقتصادی به بیمهشده وابسته هستند.
از سوی دیگر، یکی از موضوعات مهم در محاسبه مستمری، تعیین مبنای مزد یا حقوق متوسط است. قانون برای جلوگیری از برداشتهای متفاوت، در تبصره دوم ماده ۷۲ روش محاسبه آن را نیز مشخص کرده است.
بر این اساس، مجموع مزد یا حقوقی که طی ۷۲۰ روز پیش از وقوع حادثه ناشی از کار یا آغاز بیماری حرفهای مبنای پرداخت حق بیمه بوده است، پس از تقسیم بر تعداد روزهای کارکرد و ضرب در ۳۰، به عنوان مزد یا حقوق متوسط ماهانه محاسبه میشود.
در واقع، قانون با این روش تلاش کرده است میانگینی از درآمد واقعی بیمهشده را مبنای تعیین مستمری قرار دهد تا میزان حمایت با وضعیت شغلی و درآمدی فرد تناسب داشته باشد.