|

اگر حقوق بازنشستگان با تورم افزایش می‌یافت، امروز چقدر بود؟

عددی که هر ماه به حساب بازنشسته‌ها می‌آید، سال‌هاست با واقعیت زندگی فاصله دارد. از اجاره خانه تا دارو و خوراک، همه‌چیز با سرعتی بیشتر از حقوق بالا رفته و همین باعث شده مستمری‌ها از تورم جا بمانند. حالا این گزارش نشان می‌دهد اگر حقوق بازنشستگان در ۵ سال اخیر به اندازه تورم رشد می‌کرد، امروز باید چند میلیون تومان بیشتر دریافت می‌کردند.
اقتصاد کلان تورم
فهرست محتوا

بازنشسته‌ها هر سال یک عدد روی فیش حقوقی‌شان دیده‌اند؛ عددی که قرار بوده بخشی از فشار زندگی را کم کند. اما سوال مهم اینجاست: اگر حقوق بازنشستگان در ۵ سال اخیر دقیقاً هم‌پای تورم بالا می‌رفت، امروز دریافتی آن‌ها چقدر بود؟
پاسخ کوتاه، تلخ و روشن است: در بسیاری از موارد، حقوق امروز بازنشستگان باید به‌مراتب بالاتر از رقم فعلی می‌بود.

این فقط یک بحث آماری نیست؛ ما درباره شکاف میان «حقوق واقعی» و «هزینه واقعی زندگی» حرف می‌زنیم. شکافی که برای میلیون‌ها بازنشسته، خودش را نه در جدول‌ها، بلکه در خرید کمتر، حذف دارو، عقب‌افتادن اجاره، کوچک‌تر شدن سفره و فرسودگی روانی نشان داده است.

در این گزارش در گسترش نیوز، با مرور تورم ۵ سال اخیر، رشد واقعی حقوق بازنشستگان و فاصله آن با هزینه زندگی بررسی می‌کنیم که اگر مستمری‌ها واقعاً متناسب با تورم افزایش می‌یافتند، امروز بازنشسته ایرانی باید چه عددی دریافت می‌کرد.

تورم ۵ سال اخیر؛ قیمت‌ها چقدر جلو رفتند؟

برای فهمیدن اینکه حقوق بازنشستگان چقدر از زندگی جا مانده، اول باید ببینیم هزینه‌های زندگی در این سال‌ها چه مسیری را طی کرده‌اند. بر اساس داده‌های رسمی منتشرشده از تورم سالانه، اقتصاد ایران در پنج سال گذشته یکی از سنگین‌ترین دوره‌های افزایش قیمت را پشت سر گذاشته است.

تورم سالانه در ۵ سال اخیر

  • سال ۱۴۰۰: حدود ۴۰.۲ درصد

  • سال ۱۴۰۱: حدود ۴۶.۵ درصد

  • سال ۱۴۰۲: حدود ۴۰.۷ درصد

  • سال ۱۴۰۳: حدود ۳۲.۵ درصد

  • سال ۱۴۰۴: برآوردها و روندهای رسمی منتشرشده تا اینجا همچنان از تورم بالای ۳۰ درصد حکایت دارند

معنای این اعداد برای یک خانواده بازنشسته روشن است:
در این ۵ سال، هزینه سبد زندگی چند برابر شده؛ از اجاره‌خانه و خوراک گرفته تا دارو، درمان، حمل‌ونقل و قبوض. در واقع اگر بازنشسته‌ای در سال ۱۴۰۰ با یک حقوق مشخص می‌توانست حداقلی از هزینه‌های ماهانه‌اش را پوشش دهد، برای حفظ همان سطح از زندگی در سال ۱۴۰۵ به رقمی بسیار بالاتر نیاز دارد.

یک مثال ساده

فرض کنید یک بازنشسته در ابتدای این دوره ۱۰ میلیون تومان حقوق می‌گرفت. اگر همین حقوق فقط به اندازه تورم سالانه رشد می‌کرد، امروز رقم آن دیگر ۱۰ یا ۱۲ یا ۱۵ میلیون تومان نبود؛ بلکه باید به حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون تومان می‌رسید تا همان قدرت خرید اولیه حفظ شود.

یعنی:

  • ۱۰ میلیون تومانِ سال ۱۴۰۰

  • در صورت افزایش متناسب با تورم ۵ ساله

  • امروز باید نزدیک ۴ برابر می‌شد

این همان نقطه‌ای است که بحران آغاز می‌شود:
مشکل فقط پایین بودن حقوق نیست؛ مشکل این است که سرعت رشد قیمت‌ها از سرعت رشد مستمری جلو زده است.

رشد واقعی حقوق بازنشستگان؛ افزایش روی کاغذ، کاهش در زندگی

در ظاهر، حقوق بازنشستگان در این سال‌ها بارها افزایش یافته است. هر سال از درصدهای جدید، متناسب‌سازی، همسان‌سازی و اصلاح احکام صحبت شده؛ اما سوال اصلی این نیست که «حقوق چند درصد زیاد شد؟» سوال اصلی این است که آیا این افزایش توانست قدرت خرید از دست‌رفته را جبران کند؟

پاسخ در اغلب موارد منفی است.

واقعیت این است که افزایش حقوق بازنشستگان در سال‌های اخیر یکدست و یکسان نبوده است.
میزان رشد دریافتی بسته به صندوق بازنشستگی، حداقل‌بگیر یا سایر سطوح بودن، اجرای متناسب‌سازی و احکام همسان‌سازی متفاوت بوده؛ اما در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت:

  • در برخی سال‌ها، افزایش اسمی حقوق قابل توجه به نظر رسیده

  • اما در عمل، بخش مهمی از این افزایش توسط تورم بلعیده شده

  • و در بعضی سطوح، رشد حقوق حتی از تورم همان سال هم عقب مانده است

تفاوت «افزایش اسمی» با «رشد واقعی»

وقتی گفته می‌شود حقوق مثلاً ۲۰ یا ۳۰ درصد زیاد شده، این فقط افزایش اسمی است.
اما اگر همان سال تورم ۴۰ درصد باشد، معنایش این است که بازنشسته در واقع فقیرتر شده؛ چون درآمدش کمتر از رشد هزینه‌ها بالا رفته است.

به زبان ساده:

  • افزایش حقوق کمتر از تورم = کاهش قدرت خرید

  • حتی اگر عدد فیش حقوقی بزرگ‌تر شده باشد

برای همین است که بسیاری از بازنشسته‌ها با وجود افزایش سالانه حقوق، احساس بهبود ندارند. چون آنچه در زندگی روزمره لمس می‌کنند، نه «عدد فیش»، بلکه هزینه گوشت، اجاره، دارو، قبض و کرایه است.

اگر حقوق بازنشستگان دقیقاً با تورم بالا می‌رفت، امروز چقدر بود؟

حالا می‌رسیم به مهم‌ترین سوال این گزارش.

برای یک برآورد ساده، فرض می‌کنیم حقوق یک بازنشسته در ابتدای سال ۱۴۰۰ ۱۰ میلیون تومان بوده و هر سال دقیقاً به اندازه تورم رسمی افزایش پیدا می‌کرد. در این صورت مسیر حقوق او تقریباً چنین می‌شد:

سال حقوق در صورت افزایش متناسب با تورم
۱۴۰۰ ۱۰ میلیون تومان
۱۴۰۱ حدود ۱۴ میلیون تومان
۱۴۰۲ حدود ۲۰.۵ میلیون تومان
۱۴۰۳ حدود ۲۸.۸ میلیون تومان
۱۴۰۴ حدود ۳۸ میلیون تومان
۱۴۰۵ با فرض تداوم تورم‌های بالا، حتی بیشتر از این

نتیجه مهم:

حقوق ۱۰ میلیون تومانی ابتدای این دوره، برای حفظ همان سطح قدرت خرید، امروز باید به محدوده ۳۸ تا ۴۰ میلیون تومان می‌رسید.

حالا این عدد را کنار دریافتی واقعی بخش بزرگی از بازنشستگان بگذارید.
فاصله‌ای که به‌دست می‌آید، فقط یک اختلاف حسابداری نیست؛ این همان شکاف واقعی میان «درآمد» و «زندگی» است.

فاصله حقوق با هزینه زندگی؛ شکافی که هر سال عمیق‌تر شد

بازنشسته‌ای که پنج سال پیش با حقوقش می‌توانست اجاره بدهد، دارو بخرد، هزینه خوراک را somehow مدیریت کند و شاید اندکی پس‌انداز داشته باشد، امروز با همان نسبت درآمد دیگر در همان نقطه نیست.

هزینه‌های اصلی زندگی در این سال‌ها به‌شدت جهش کرده‌اند:

  • مسکن و اجاره

  • خوراک و مواد غذایی

  • دارو و درمان

  • قبوض و انرژی

  • حمل‌ونقل

  • هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده خانوار

و اینجاست که فشار اصلی خودش را نشان می‌دهد.
وقتی حقوق از تورم عقب می‌ماند، خانواده بازنشسته معمولاً از یک جا نمی‌زند؛ از چند جا هم‌زمان می‌زند:

  • مصرف گوشت و لبنیات کمتر می‌شود

  • چکاپ و درمان عقب می‌افتد

  • خرید لباس و لوازم ضروری به تعویق می‌افتد

  • پس‌انداز تقریباً صفر می‌شود

  • وابستگی به فرزندان یا قرض گرفتن بیشتر می‌شود

در چنین وضعی، «افزایش حقوق» اگر کمتر از تورم باشد، عملاً فقط سرعت فقیرتر شدن را کم می‌کند؛ نه اینکه رفاه را برگرداند.

چرا بازنشسته‌ها احساس می‌کنند هر سال فقیرتر می‌شوند؟

چون مسئله فقط مبلغ حقوق نیست؛ مسئله افت مستمر قدرت خرید است.

بازنشسته وقتی می‌بیند:

  • حقوقش مثلاً ۲۰ یا ۳۰ درصد بالا رفته

  • اما اجاره ۵۰ درصد رشد کرده

  • قیمت دارو چند برابر شده

  • مواد غذایی هر ماه گران‌تر شده

  • و هزینه درمان از کنترل خارج شده

طبیعی است که نتیجه بگیرد «این افزایش‌ها زندگی را نجات نداده است».

در واقع بخش بزرگی از نارضایتی بازنشسته‌ها از همین جا می‌آید:
آن‌ها فقط مطالبه عدد بیشتر ندارند؛ مطالبه‌شان این است که حقوق‌شان دوباره به زندگی واقعی وصل شود.

جمع‌بندی: حقوق بازنشستگان اگر با تورم بالا می‌رفت، امروز باید کجا می‌بود؟

اگر مبنا را تورم ۵ سال اخیر بگذاریم، پاسخ روشن است:
حقوق بازنشستگان برای حفظ قدرت خرید، باید چندین برابر می‌شد و در بسیاری از سناریوها به محدوده‌ای نزدیک به ۴ برابر رقم ابتدای دوره می‌رسید.

یعنی اگر یک بازنشسته در سال ۱۴۰۰ ماهانه ۱۰ میلیون تومان می‌گرفت، امروز برای اینکه همان سطح از زندگی را حفظ کند، باید چیزی حدود ۳۸ تا ۴۰ میلیون تومان دریافت می‌کرد؛ نه صرفاً رقمی که فقط روی کاغذ بزرگ‌تر شده اما در برابر هزینه‌های واقعی زندگی هنوز کوچک است.

و شاید مهم‌ترین نتیجه این گزارش همین باشد:
مسئله بازنشسته‌ها فقط «افزایش حقوق» نیست؛ مسئله «عقب نماندن از زندگی» است.
وقتی تورم هر سال سفره را کوچک‌تر می‌کند، افزایش حقوقی که به پای آن نرسد، نه ترمیم است و نه جبران؛ فقط عقب‌نشینی آرام در برابر هزینه‌هایی است که بی‌وقفه جلو می‌آیند.

 

اگر حقوق بازنشستگان با تورم افزایش می‌یافت، امروز چقدر بود؟
کد خبر: ۷۰۸۰۸۶
۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۰
ارسال نظر
captcha

آخرین اخبار

مالمو
مالمو