بازارها در آشفتگی کامل به سر میبرند و زندگی روزمره مردم همچنان زیر فشار تورم سرسامآور و افزایش پیدرپی قیمتها به سختی میگذرد. شهروندان هر روز شاهد آن هستند که دخل و خرج خانوارها به خطر افتاده و فشار معیشتی به سطح بحرانی رسیده است. این ادامه فشار اقتصادی در حالی وجود دارد که دولت بعد از اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ اعلام کرد که صدای مردم و بازار را در خصوص شرایط گرانی و نابسامانی اقتصادی شنیده است.
بازارها در آشفتگی به سر میبرند، سبد معیشت خانوارها روزبهروز سبکتر میشود و مردم زیر فشار تورم سرسامآور و افزایش پیدرپی قیمتها نفس میکشند. در پی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ دولت اعلام کرد که صدای اقتصاد مردم و اقتصاد بازار را شنیده است ولی اثر این شنیدن صدا مشخص نیست زیرا با مراجعه به بازار، مردم با قیمتهای نجومی و در حال نجومیتر شدن مواجه میشوند.
خیابانها و بازارها پر از نارضایتی اقتصادی و نگرانی مردم است؛ شهروندانی که روزبهروز فشار تورم و گرانیهای پیدرپی را تحمل میکنند و قدرت خریدشان به شدت کاهش یافته است. زندگی اجتماعی تحت تأثیر بیثباتی اقتصادی ناامن شده است.
این گزارش بررسی وضعیت اقتصاد کشور که بر اقتصاد خانوار اثر دارد و تحلیل چگونگی شنیدن صدای بازار و اقتصاد مردم از سوی دولت است که اثر آن ملموس و مؤثر و بهبوددهنده نیست که در گفتوگو با مهدی پازوکی کارشناس اقتصادی مطرح شده است.
صدای اعتراضات دی ماه کجا اثر کرد؟
خبرنگار: بخشی از صدای دی ماه ۱۴۰۴ صدای اقتصاد ورشکسته و گرانی روزافزون در بازار بود اما در روزهایی که هنوز خاطره اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در ذهن مردم تازه است، بازار با موج تازهای از افزایش قیمتها مواجه شده است؛ قیمتهایی که بسیاری آن را سرسامآور و غیرقابل پیشبینی توصیف کردند. در حالی که دولت اعلام میکند صدای اعتراضات اقتصادی بازار شنیده شده، بسیاری از شهروندان و کارشناسان این پرسش را مطرح میکنند که اثر واقعی این شنیده شدن اعتراضات اقتصادی کجا و چگونه نمایان شده است که قیمتها روزانه در حال افزایش در بازار است از بازار خوراکیها گرفته تا بازار البسه؟
همه هم و غم حکومت باید بر بازگرداندن ثبات اقتصادی متمرکز باشد
مهدی پازوکی، کارشناس اقتصادی، به تشریح ریشههای این بحران و پاسخ این سوال پرداخت و گفت: «به بزرگترین مشکل اقتصاد ایران در شرایط فعلی، بیثباتی گسترده اقتصادی است که تمام بخشهای جامعه را فراگرفته است. مهمترین نمود این بیثباتی، نرخ فزاینده تورم است. ما اکنون یکی از بالاترین نرخهای تورم جهان را داریم و این روند همچنان ادامه دارد. بیثباتی اقتصادی وقتی رخ میدهد که بیانضباطی در بخشهای مختلف اقتصاد رخ داده باشد؛ بیانضباطی پولی در سیستم بانکی، بیانضباطی مالی در بودجه دولت و بیانضباطی اداری در مدیریت عمومی، مجموعاً باعث ایجاد بیثباتی اقتصادی میشوند و اثر نهایی آن بر تورم قابل مشاهده است. بنابراین همه هم و غم حکومت باید بر بازگرداندن ثبات اقتصادی به اقتصاد ایران متمرکز باشد.»
جامعه به توان مصرفی بالایی رسیده که توان تولیدی اقتصاد پاسخگوی آن نیست
او سپس به کسری بودجه دولت به عنوان یکی از عوامل اصلی تورم اشاره کرد و توضیح داد: «دولت با منابع محدودی روبهروست، در حالی که مخارجش به شدت افزایش یافته است. جامعه نیز به توان مصرفی بالایی رسیده که توان تولیدی اقتصاد پاسخگوی آن نیست. این عدم توازن میان توان مصرفی مردم و توان تولیدی اقتصاد، و همچنین شکاف میان منابع درآمدی و مخارج دولت، به کسری بودجه دامن زده و تورم را تشدید کرده است.»
مهمترین دلایل اعتراضات دی ماه؛ تبعیض، نابرابری، بیعدالتی و فساد اقتصادی
پازوکی افزود: «سیاستهای اقتصادی و اجتماعی گاهی بدون در نظر گرفتن نابرابریها و فسادهای موجود طراحی میشوند و همین موضوع زمینهساز بحرانهای اجتماعی میشود: این اتفاقات صرفاً مسائل اقتصادی نیستند، بلکه ریشههای اجتماعی هم دارند. یکی از مهمترین دلایل اعتراضات دی ماه، تبعیض، نابرابری، بیعدالتی و فساد اقتصادی در کشور است. این مسائل مانند یک جرقه هستند که وقتی محیط آماده باشد، فوران میکنند. مشابه این اتفاق در سال ۱۳۹۸ هم رخ داد؛ افزایش ناگهانی قیمت بنزین جرقهای بود که مشکلات بنیادین اقتصادی و اجتماعی را به سطح جامعه آورد.»
تجربه تاریخی افزایش قیمت بنزین؛ از رشد کنترلشده تا نارضایتی ناگهانی
او با اشاره به تجربه تاریخی گفت: «برای مثال، در سال ۱۳۷۶ وقتی محمد خاتمی رئیسجمهور شد، قیمت بنزین هر لیتر ۶۰ ریال بود و در سال ۱۳۸۴ که از کاخ ریاستجمهوری خارج شد، قیمت بنزین به ۸۰۰ ریال رسید؛ یعنی تقریباً پنج برابر افزایش پیدا کرد. این افزایش تدریجی، سالانه حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد بود و تورم حقوق کارکنان دولت نیز در همان حدود کنترل شده بود. با این وجود، در آن سالها هیچ اعتراض گستردهای مشاهده نشد. اما در سال ۱۳۹۸، افزایش قیمت بنزین به شکل ناگهانی و یکباره انجام شد و جامعه به دلیل بیعدالتیها و نابرابریهای موجود، فوران کرد.»
پازوکی تأکید داشت: اگر سیاستگذاران نتوانند بیثباتی اقتصادی را کنترل کنند، کسری بودجه را کاهش دهند و شکاف میان درآمد و هزینه مردم را مدیریت کنند، این وضعیت نه تنها به افزایش تورم و فشار اقتصادی منجر میشود، بلکه زمینهساز بروز ناآرامیها و اعتراضات اجتماعی خواهد بود.
به گفته او، «راهکار اساسی این است که ثبات اقتصادی به اقتصاد ایران بازگردد، عدالت اجتماعی و اقتصادی برقرار شود و سیاستها با دقت و به صورت تدریجی و کارشناسیشده اجرا شوند تا جامعه از فشارهای ناگهانی در امان بماند.»
مهدی پازوکی گفت: «بنابراین ما باید واقعیتها را ببینیم و وضعیت اقتصادی ایران را همانطور که هست تحلیل کنیم. نگاه کنید، جامعه ایران امروز دقیقاً چشم به تصمیمات و حرفهای مسئولان دوخته است، اما مشکل اینجاست که بسیاری از تصمیمات هنوز برای مردم روشن نیست.»
خبرنگار در ادامه پرسید: «در بخش دیگری از سوالم میخواستم بدانم که رئیسجمهور پس از اتفاقات تلخ و اعتراضات دی ماه اعلام کردند که ما صدای بازار را شنیدیم و حتی نشستهایی با نمایندگان آن برگزار شد. اما اگر صدای بازار شنیده شده، باید این شنیده شدن تأثیر مثبتی بر جیب مردم و دخل و خرج آنها میداشت و در بازار هم اثر مثبت میگذاشت. اما آنچه مشاهده میکنیم، افزایشهای سه برابری و چهار برابری قیمتهاست و هیچ اثر مثبتی حس نمیشود. صدای چگونه شنیده شده است؟»
یکسانسازی نرخ ارز خوب بود اما زمانش بد بود
پازوکی در پاسخ گفت: «بله، سوال خوبی است. ما باید واقعیتها را ببینیم. بازار تنها محدود به چند خیابان نیست؛ بازار، مجموعه اقتصاد ایران است و هر تصمیم اقتصادی باید اثرش را در کل این ساختار بگذارد. وقتی دولت میگوید صدای بازار شنیده شده، شنیدن به تنهایی کافی نیست، بلکه مهم این است که سیاستهای اجرایی متناسب با این صدا طراحی و اعمال شود. من به عنوان کسی که طرفدار یکسانسازی نرخ ارز هستم، با تعدد نرخهای ارز مخالفم، اما زمان اجرای این سیاست، بدترین زمان ممکن بود. شرایط فعلی اقتصاد ایران به هیچ وجه ثبات لازم را نداشت تا چنین تغییرات بزرگی بتواند اثر مثبت ملموس داشته باشد. درست مثل بیماری که نیاز به جراحی دارد؛ اگر قند خون بیمار کنترل نشده باشد و در تب شدید باشد، عمل جراحی انجام نمیشود. اقتصاد ما هم به همین شکل است؛ قبل از اعمال هر تغییر بزرگ، ثبات لازم باید برقرار شود.»
ما بارها فرصتهای اقتصادی و دیپلماسی را از دست دادهایم
او برای روشنتر کردن دیدگاه خود به تجربه کشورهای دیگر اشاره کرد و گفت: «به عنوان مثال، کشور ویتنام را در نظر بگیرید. ویتنام گرایش اقتصادی و سیاسی به چین دارد، اما اکنون یکی از بالاترین نرخهای رشد اقتصادی جهان را تجربه میکند. این کشور سالانه بیش از صد میلیارد دلار کالا به کشورهای غربی، از جمله ایالات متحده، صادر میکند، در حالی که در دهه ۱۹۷۰ میلادی آمریکاییها بیش از دو میلیون انسان بیگناه ویتنامی را کشتند. امروز بزرگترین بازار صادراتی ویتنام همان آمریکاست، زیرا دولت ویتنام منافع ملی را به درستی درک کرده و برنامهریزی بلندمدت دارد و میداند چگونه باید از فرصتها استفاده کند. اما در ایران چنین تفکری وجود ندارد. ما بارها فرصتهای اقتصادی و دیپلماسی را از دست دادهایم.»
ما استاد از دست دادن فرصت و زمان هستیم
پازوکی ادامه داد: «اگر در دوره دولت خاتمی یا حسن روحانی، روابط اقتصادی با آمریکا به شکل مناسبی برقرار میشد، این امر به نفع ما بود و به ضرر رقبای منطقهای مانند امارات، عربستان، قطر، ترکیه و حتی آذربایجان تمام میشد. نظام تصمیمگیری اقتصادی، زمان و فرصتها را از دست میدهد. حتی موضوعی مانند غنیسازی ۳.۶ درصد که در مذاکرات فروردین مطرح بود، به دلیل موانع داخلی و تصمیمگیریهای نادرست، هنوز به نتیجه ملموس نرسیده و به «موزه قدرت» تبدیل شده است. ما استاد از دست دادن فرصت و زمان هستیم و به متغیر زمان توجه نمیکنیم؛ هزینه این بیتوجهی را جامعه امروز و فردا پرداخت خواهد کرد.»
پازوکی در پایان تأکید کرد: «واقعیت این است که تا زمانی که اقتصاد ایران به ثبات نرسد، سیاستهای بزرگ و تغییرات ساختاری نمیتوانند اثر مثبت ملموس بر زندگی روزمره مردم داشته باشند. دولت باید ابتدا ثبات اقتصادی، شفافیت در تصمیمگیری و استفاده از فرصتها را به اقتصاد ایران بازگرداند تا بتواند به طور واقعی صدای مردم را بشنود و اثر آن را در بازار و معیشت خانوادهها مشاهده کند. تا زمانی که این ثبات ایجاد نشود و سیاستها با دقت و کارشناسی کامل اجرا نشود، هر تصمیم اقتصادی بزرگ، تنها باعث افزایش فشار بر مردم و تشدید نارضایتیها خواهد شد.»