قیمت آتی نفت برنت با ۷۶ سنت معادل ۱.۲ درصد کاهش، به ۶۴ دلار و ۱۶ سنت در هر بشکه رسید. قیمت نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا با ۶۰ سنت معادل یک درصد کاهش، به ۵۹ دلار و ۷۶ سنت در هر بشکه رسید.
هر دو شاخص در معاملات روز سهشنبه، حدود یک دلار در هر بشکه یا ۱.۵ درصد بالاتر بسته شدند که تحت تاثیر توقف تولید در میادین نفتی تنگیز و کورولف قزاقستان به دلیل مشکلات توزیع برق بود. دادههای اقتصادی قوی چین نیز مثبت بود.
سه منبع صنعتی به رویترز گفتند: تولید نفت در دو میدان قزاقستان ممکن است به مدت هفت تا ۱۰ روز دیگر متوقف شود. تونی سیکامور، تحلیلگر بازار شرکت «آی جی»، روز چهارشنبه گفت که توقف تولید نفت در تنگیز که یکی از بزرگترین میادین نفتی جهان به شمار میرود و کورولف، موقتی است و فشار نزولی ناشی از افزایش پیشبینی شده ذخایر نفت آمریکا به همراه تنش ژئوپلیتیکی ادامه خواهد داشت.
وعده دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مبنی بر وضع تعرفههای جدید بر کشورهای اروپایی در صورت عدم دستیابی به توافق برای کنترل گرینلند توسط آمریکا، به بازارهای نفت فشار نزولی وارد میکند، زیرا این تعرفهها خطر کند شدن رشد اقتصادی را به همراه دارد. ترامپ روز سهشنبه گفت که هیچ راه برگشتی از هدفش برای کنترل گرینلند وجود ندارد.
در نظرسنجی اولیه رویترز روز سهشنبه، شش تحلیلگر تخمین زدند که ذخایر نفت خام آمریکا در هفته منتهی به ۱۶ ژانویه، حدود ۱.۷ میلیون بشکه افزایش یافته، در حالیکه ذخایر سوختهای تقطیری احتمالا کاهش یافته است. همچنین ذخایر بنزین آمریکا هم احتمالا افزایش یافته است.
بر اساس گزارش رویترز، آمار هفتگی ذخایر نفت و سوخت آمریکا، عصر روز چهارشنبه از سوی موسسه امریکن پترولیوم و آمار رسمی توسط اداره اطلاعات انرژی آمریکا در روز پنجشنبه منتشر خواهد شد. انتشار آمریکا به دلیل تعطیلات فدرال روز دوشنبه، با یک روز تاخیر صورت خواهد گرفت.
لطفعلی بخشی، جاوید بهرامی و فرزانه موسوی، در مقالهای تحت عنوان «بررسی مقایسهای اثرات کلان شوکهای نفتی قبل و بعد از نیمه دهه ۸۰: مورد کشورهای صادرکننده نفتی» نشان دادند که «شوکهای نفتی همواره آثار متفاوتی براقتصاد کشورهای واردکننده و صادرکننده نفت داشتهاند. به نظر میرسد در چهار دهه اخیر، این آثار تغییرات بسیاری داشته است.
به عبارت دیگر، تاثیر شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ در اقتصادهای صنعتی واردکننده نفت بیشتر به صورت رکود همراه با تورم و با شدت قابل ملاحظهای ظاهر شده است. اما در مورد شوکهای نفتی دهه ۱۹۹۰ به بعد، چنین آثار شدیدی دیده نمیشود. در کشورهای واردکننده نفت به این نتیجه رسیدهاند که اثرات کلان شوکهای نفتی در طول زمان و به خصوص در دهه ۹۰ کاهش داشته است.»
البته این مساله به طور عمده در کشورهای واردکننده نفت و در برخی کشورهای توسعهیافته صادرکننده رخ داده است. اما در کشورهای در حال توسعه نفتی چنین تغییری به طور محسوس مشاهده نمیشود و رخ دادن هرگونه شوک نفتی بر رشد تولید، تورم و نرخ ارز واقعی این کشورها اثرات چشمگیری دارد.
به بیان دیگر، با توجه به سیاستهای اقتصادی کشورهای واردکننده از جمله سیاستهای ارزی، ثبات سیاستهای پولی، افزایش رشد اقتصادی، کاهش شدت انرژیبر بودن بخشهای تولیدی در اقتصادهای توسعهیافته در مقایسه با دهه ۷۰ و کاهش وابستگی به نفت، اثرات شوکهای نفتی بر کشورهای واردکننده کاهش یافته است. این بدان معناست که این کشورها نسبت به پیش از دهه ۹۰ در برابر افزایش قیمت نفت مقاومتر هستند و یک شوک نفتی به طور مقطعی بر آنها اثرگذار است و پس از مدتی با توجه به سیاستهای پولی باثبات، کاهش وابستگی به نفت و البته مازاد عرضه جهانی میتوانند اثرات شوک نفتی را در کشور خود تعدیل کنند.
به عنوان مثال، با کاهش عرضه یک کشور صادرکننده، کشورهای واردکننده میتوانند نفت مورنیاز خود را از ذخایر نفتی دیگر کشورها تامین کنند و در بلندمدت با مشکل مواجه نشوند.
اما اوضاع برای کشورهای صادرکننده نفت متفاوت است. کشورهای صادرکننده نفت به طور عمده از رشد صنعتی برخوردار نیستند. از این رو هرگونه افزایش یا کاهش در درآمدهای نفتی به طور مستقیم بر بودجه کشور و البته میزان رشد اقتصادی اثرگذار است. از سوی دیگر، به دلیل بیثبات بودن سیاستهای ارزی و پولی، افزایش یا کاهش قیمت نفت میتواند در این کشورها به بحرانهای ارزی و افزایش تورم و بیکاری بینجامد.
با توجه به موارد بیانشده میتوان گفت که گرچه اثرات شوکهای نفتی ناشی از تحولات سیاسی برای کشورهای واردکننده کاهش یافته، اما این ترس و خطر همچنان برای کشورهای صادرکننده نفت که اقتصادی وابسته به نفت دارند، باقی است.