|
کدخبر: 194092

آیا طلا ارزش افزوده دارد؟

مجید گودرزی _ فعال سیاسی

در برخی تصمیم گیری های کلان اقتصادی گاهی اشتباهات آنقدر پیش پا افتاده است، که نیاز به سواد اقتصادی برای تشخیص اشتباه بودن آن تصمیمات نیست. حتی مردم کوچه و بازار و عوام الناس هم به اشتباه بودن آن پی می برند. اما دولتمردان و خط و مشی گذاران اصرار بر اجرای آن دارند.

چه خون دلی میخورند کسانی که دل در گروه پیشرفت و آبادانی این کشور دارند. بقول دکتر شریعتی: « چه زجری می کشد آنکس که میفهمد و از عشق سرشار است».

گودرزی-مجید

چقدر حملات و پرونده سازی های تصمیم گیران به منتقدان این سیاستها ناجوانمردانه است.

شاید بزرگترین تصمیم در اقتصاد کلان ایران در طول تاریخ ایران و جهان، حراج سکه برای کاهش قیمت آن باشد!

 نمیتوان گفت این تصمیم از روی جهل بوده، بلکه با یقین کامل یک خیانت تاریخی است.

 در اکثر کشورهای دنیا در چنین مواردی هم برای جمع آوری نقدینگی و هم برای کنترل قیمت سکه، اقدام به فروش اوراق سکه می کنند. نه خود سکه.

دومین اشتباه بزرگ که در اقتصاد ایران اتفاق افتاد و نشان داد سیاستگذاران پولی و مالی حتی الفبای اقتصاد را نمی فهمند، انتشار نامحدود چک پول برای تسهیل نقل و انتقال!!! پول بود. این اقدام نابخردانه باعث انفجار نقدینگی شد و تقریبا در هیچ کشوری رانتی به این بزرگی تعریف نشده است.

سومین اشتباه کلان اقتصادی ایران سرمایه گذاری در بازارهای خانه های کلنگی، ارز (بخصوص ارزهای دیجیتال)، طلا ، سپرده های بانکی و طرح های نیمه تمام با حجم عظیم و سرسام آور و ارزش افزوده #صفر_مطلق است.

عجیب آنکه عده ی زیادی به این خاطر در این بازارها سرمایه گذاری می کنند تا ارزش دارایی خود را حفظ کنند! ما اکنون در خیلی از بخش های اقتصاد بخصوص مسکن به گداهای میلیاردر تبدیل شده ایم که حتی توان تعمییر خانه میلیاردی خود را هم از دست داده ایم.

چهارمین اشتباه، تلاش برای درمان بیماری نقدینگی با بیماری نرخ بهره است. تبعات نرخ بهره بر خلاف نقدینگی که تنها باعث تورم میشود، هم رکود است و هم تورم. رکود _تورمی که سالهاست اقتصاد ایران را ویران کرده است، نتیجه نرخ بهره سیاه و غیر متعارف است. بهره، شرکتهای هرمی، ارزهای دیجیتال، انحراف در سرمایه گذاری و... اقتصاد ایران را کاملا ویران کرد.

پنجمین بحران بزرگ در اقتصاد ایران استفاده از بحران بدهی برای درمان بحران های دیگر است. مضحک است که خط و مشی گذاران اقتصادی ایران هر کجا با بحران مواجه میشوند، سعی می کنند با دادن وام با سود بالا و غیر متعارف آن را درمان کنند. به واحدهای تولیدی رکود زده وام میدهند، به مستاجران ناتوان از پرداخت رهن و اجاره وام میدهند و... این نهایت کج فهمی است که بخواهیم بحران رکود یا بحران تورم را با بحران بدهی حل کنیم.

ششم اینکه کارکردهای نظام مالیاتی کاملا بر عکس هستند. مالیات در ایران یک ابزار مالی نیست. یک منبع اخاذی و کسب درآمدهای نامشروع است. در زمان رکود مالیاتها بیشتر میشوند و بجای مالیات بر ارزش افزوده ، مالیات بر مصرف می گیرند. حتی تمام مجموعه نظام مالیاتی کشور نمیداند یا نمیخواهد بداند طلا ارزش افزوده ندارد.

هفتم اینکه دولت کارفرمایی با صادر کنندگان علیه اقتصاد ایران تبانی کردند و یکی از بزرگترین رانتهای اقتصادی جهان را شکل دادند. دستکاری نرخ ارز باعث شد صادر کنند گان بدون یک ریال ارزش افزوده اضافی، درآمد ریالی سرشار و هنگفت کسب کنند تا جایی که عرضه محصول به بازار داخلی صرفه اقتصادی نداشت و در بسیاری از اقلام با جهش بیش از ۵۰۰ درصدی قیمت کالاها مواجه شدیم. مردم ایران با این سیاست استعماری و چپاولگرایانه در بسیاری از دهکها قدرت خرید خود را از دست دادند. از سوی دیگر صادر کنندگان و دولت با هزینه های ریالی و درآمد های دلاری، موفق به ایجاد دامپینگ در اکثر بازارهای جهان از جمله بازار فولاد و ‌پتروشیمی شدند.

نویسنده: ️مجید گودرزی

ارسال نظر

 
در حال بارگزاری ...