گسترش نیوز: در دهه اخیر، تجارت جهانی بیش از هر زمان دیگری در معرض شوکهای همزمان قرار گرفته است؛ از تغییرات اقلیمی و اختلال در مسیرهای کشتیرانی گرفته تا تنشهای ژئوپلیتیکی، جنگهای منطقهای، تحریمهای اقتصادی و افزایش هزینههای حملونقل. در چنین فضایی، کشورهایی که بتوانند زنجیره تأمین خود را منعطفتر، کمهزینهتر و ایمنتر بازآرایی کنند، دست بالاتری در رقابت اقتصادی خواهند داشت. یکی از مهمترین ابزارهای این بازآرایی، «بنادر خشک» هستند؛ زیرساختهایی که در سالهای اخیر به یکی از ارکان کلیدی لجستیک نوین تبدیل شدهاند.
بندر خشک بهطور ساده، پایانهای چندوجهی در داخل خشکی است که بدون دسترسی مستقیم به دریا، از طریق شبکه ریلی یا جادهای به بنادر دریایی متصل میشود. این پایانهها بسیاری از خدمات بنادر ساحلی را در داخل کشور ارائه میدهند؛ از ترخیص گمرکی، انبارداری و نگهداری کانتینرها گرفته تا انتقال بینمدلی بار (ریل به جاده یا بالعکس)، تعمیرات کانتینر و حتی خدمات ارزش افزوده لجستیکی.
اهمیت بنادر خشک در این نکته نهفته است که آنها عملاً «امتداد داخلی بنادر دریایی» محسوب میشوند و بخشی از فشار عملیاتی بنادر ساحلی را به درون سرزمین منتقل میکنند. این انتقال، نهتنها موجب کاهش ازدحام و صف کشتیها در بنادر میشود، بلکه هزینههای حملونقل، زمان ترخیص و ریسکهای لجستیکی را نیز بهطور معناداری کاهش میدهد.
بر اساس برآوردهای بینالمللی، توسعه بنادر خشک میتواند هزینههای تجارت و حملونقل را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش دهد؛ رقمی که بهویژه برای کشورهای در حال توسعه با زیرساختهای محدود، حیاتی است. بخش قابل توجهی از این صرفهجویی از طریق انتقال بار از جاده به ریل محقق میشود. حمل ریلی، بهطور متوسط هزینه سوخت کمتری دارد، آلایندگی پایینتری ایجاد میکند و جایگزین صدها کامیون در مسیرهای پرتردد میشود.
از منظر محیطزیستی نیز بنادر خشک نقش مهمی ایفا میکنند. کاهش حملونقل جادهای میتواند در برخی مسیرها تا ۴۰ درصد از انتشار کربن بکاهد؛ موضوعی که با اهداف جهانی کاهش انتشار گازهای گلخانهای و تعهدات توافق پاریس همخوانی دارد. به همین دلیل، در بسیاری از کشورها، توسعه بنادر خشک نهفقط یک پروژه لجستیکی، بلکه بخشی از سیاستهای کلان پایداری و اقتصاد سبز تلقی میشود.

تحول بنادر خشک تنها به توسعه فیزیکی محدود نمیشود. در سالهای اخیر، ادغام فناوریهای دیجیتال مانند اینترنت اشیاء (IoT)، هوش مصنوعی، کلانداده و بلاکچین، مفهوم «بندر خشک هوشمند» را به ادبیات لجستیک اضافه کرده است. این فناوریها امکان ردیابی لحظهای محمولهها، بهینهسازی مسیرها، کاهش خطای انسانی، افزایش امنیت زنجیره تأمین و تسریع فرآیندهای گمرکی را فراهم میکنند.
در بنادر خشک پیشرفته، بسیاری از فرآیندها بهصورت دیجیتال انجام میشود؛ از ثبت اسناد و ترخیص کالا گرفته تا برنامهریزی ورود و خروج قطارها و کامیونها. نتیجه این تحول، کاهش توقف کالا، افزایش شفافیت و ارتقای اعتماد فعالان اقتصادی به شبکه لجستیک است.
ایران بهواسطه موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد خود در تقاطع آسیا، اروپا و خاورمیانه، از ظرفیت بالقوه بالایی برای تبدیل شدن به هاب لجستیکی منطقهای برخوردار است. قرار گرفتن در مسیر کریدورهای بینالمللی شمال–جنوب و شرق–غرب، دسترسی به آبهای آزاد و هممرزی با ۱۵ کشور، مزیتی است که در صورت تکمیل زیرساختها میتواند به اهرم قدرت اقتصادی تبدیل شود.
با این حال، محدودیتهای ناشی از تحریمها، ریسکهای دریایی، نوسانات ژئوپلیتیکی و ضعف تاریخی شبکه ریلی، همواره مانعی بر سر راه بهرهبرداری کامل از این مزیت بودهاند. در این میان، بنادر خشک میتوانند نقش «حلقه واسطه» را ایفا کرده و بخشی از این چالشها را خنثی کنند.
در سال ۲۰۲۵، با تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه و وقوع درگیریهای پرریسک، از جمله جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، اهمیت مسیرهای غیر دریایی بیش از پیش آشکار شد. گزارشها نشان میدهد اگرچه ایران حدود ۲۵ درصد از تناژ بار خشک ورودی به خلیج فارس را دریافت کرده، اما تنها حدود ۵ درصد از واردات کشور از مسیرهای دریایی پرریسک انجام شده است.
در چنین شرایطی، بنادر خشک متصل به شبکه ریلی و کشورهای همسایه، بهعنوان مسیرهای جایگزین امنتر مطرح شدهاند. این بنادر با کاهش وابستگی به حملونقل دریایی، هم ریسکهای بیمهای و امنیتی را کاهش میدهند و هم زمان حملونقل را کوتاهتر میکنند.

بنادر خشک بر اساس موقعیت جغرافیایی و فاصله از بنادر دریایی، به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
۱. بنادر خشک دور از ساحل
این بنادر در فواصل طولانی از دریا قرار دارند و عمدتاً از طریق حملونقل ریلی به بنادر ساحلی متصل میشوند. مزیت اصلی آنها کاهش وابستگی به حملونقل جادهای و جایگزینی قطار بهجای صدها کامیون است؛ امری که به کاهش آلودگی هوا، ترافیک و استهلاک زیرساختهای جادهای منجر میشود.
۲. بنادر خشک با فاصله متوسط از ساحل
این بنادر معمولاً در نقش نقاط تجمیع و توزیع عمل میکنند و محل تلاقی حملونقل ریلی و جادهای هستند. نمونه شاخص آن بندر خشک ویرجینیا در آمریکا است که در فاصله ۳۵۰ کیلومتری از ساحل قرار دارد و تمامی خدمات گمرکی را ارائه میدهد.
۳. بنادر خشک نزدیک به ساحل
این بنادر در نزدیکی بنادر دریایی ایجاد میشوند و هدف اصلی آنها کاهش کمبود فضا و تسریع گردش کانتینرهاست. تجربه بنادر لسآنجلس و لانگبیچ نشان میدهد که این مدل میتواند سرعت انتقال کانتینرها را تا دو برابر افزایش دهد.
ایران در سالهای اخیر تلاش کرده از ظرفیت بنادر خشک برای بازآرایی شبکه حملونقل خود استفاده کند. در حال حاضر، دهها بندر خشک در نقاط مختلف کشور فعال، نیمهفعال یا در حال احداث هستند؛ از جمله آپرین، پیشگامان، سلفچگان، اصفهان، یزد، سیرجان، اینچهبرون، بافق، کرمانشاه، خرمآباد، قزوین و فرودگاه امام خمینی.
این پراکندگی جغرافیایی نشان میدهد دولت بهدنبال ایجاد شبکهای سراسری از پایانههای لجستیکی است که بتوانند بار را از بنادر جنوبی و شمالی به عمق ایران منتقل کنند.
بر اساس ارزیابیهای لجستیکی، ایران در سال ۱۴۰۴ چند بندر خشک کلیدی دارد که نقش پررنگتری در اقتصاد ایفا میکنند:
۱. بندر خشک آپرین؛ واقع در ۲۱ کیلومتری جنوبغرب تهران، بزرگترین ایستگاه قطار باری کشور است و ظرفیت سالانه حدود ۸۰۰ هزار TEU دارد. اتصال مستقیم ریلی به بندرعباس و فرودگاه امام خمینی، این بندر را به هاب مرکزی لجستیک کشور تبدیل کرده است. برنامه تبدیل آپرین به منطقه ویژه اقتصادی، میتواند نقش آن را در تجارت با چین، روسیه و آسیای میانه تقویت کند. وسعت ۷۰۰ هکتاری و خدمات متنوع گمرکی و انبارداری، هزینههای لجستیکی پایتخت را تا ۱۵ درصد کاهش داده است.
۲. بندر خشک سلفچگان؛ این بندر در مسیر استراتژیک بندرعباس–تهران قرار دارد و نقش ایستگاه رله را ایفا میکند. تمرکز بر بارهای صنعتی و کشاورزی، سلفچگان را به حلقهای مهم در صادرات غیرنفتی تبدیل کرده است.
۳. بندر خشک یزد؛ یزد با تمرکز بر بارهای معدنی و صنعتی و اتصال به کریدورهای شرقی–غربی، نقش مهمی در تجارت با افغانستان و پاکستان دارد. سرمایهگذاریهای جدید در سال جاری ظرفیت این بندر را دو برابر کرده است.

در سطح جهانی، بنادر خشک پیشرفتهای وجود دارند که میتوانند الگوی توسعه ایران باشند. بندر خشک دویسبورگ آلمان، بهعنوان بزرگترین بندر خشک اروپا، سالانه بیش از ۴ میلیون TEU ظرفیت دارد. این بندر در سال ۲۰۲۵ به اولین ترمینال خنثی کربن اروپا تبدیل شد.
در آسیای مرکزی، بندر خشک خورگوس قزاقستان زمان حمل کالا از چین به اروپا را بهشدت کاهش داده و تجارت منطقهای را متحول کرده است. نمونههایی مانند تانالنگ در لائوس یا آبشرون در آذربایجان نیز نشان میدهند حتی کشورهای محصور در خشکی میتوانند با تکیه بر بنادر خشک، به بازیگران فعال تجارت جهانی تبدیل شوند.
بنادر خشک، دیگر یک پروژه حاشیهای یا مکمل نیستند؛ آنها به ستون فقرات لجستیک نوین تبدیل شدهاند. برای ایران، توسعه هدفمند و هوشمندانه این بنادر میتواند هم هزینههای تجارت را کاهش دهد، هم تابآوری اقتصاد در برابر تحریمها و بحرانهای ژئوپلیتیکی را افزایش دهد. شرط تحقق این هدف، سرمایهگذاری پایدار، اتصال واقعی به شبکه ریلی، دیجیتالسازی فرآیندها و نگاه بلندمدت به لجستیک بهعنوان یک مزیت راهبردی است؛ مزیتی که میتواند جای خالی درآمدهای ناپایدار را با ارزش افزوده پایدار پر کند.