|

بخوانید :

کدخبر: 217910

قتل خونین پسر ۱۸ ساله در کانون اصلاح و تربیت + جزییات

پسر نوجوان که متهم است در کانون اصلاح و تربیت ،هم بندی اش را کشته ،۳ سال پس از قتل پای میز محاکمه ایستاد و منکر جرمش شد.

حوادث قتل خونین پسر ۱۸ ساله در کانون اصلاح و تربیت + جزییات

قتل در کانون اصلاح و تربیت آغاز رقم خورد. قتل در کانون جنجال زیادی به پا کرد. رسیدگی در دادگاه آغاز شد و قتل در کانون حواشی زیادی داشت. در ادامه بیشتر از قتل در کانون بخوانید.

رسیدگی به این پرونده از ۸ اردیبهشت ماه سال ۹۷ به دنبال مرگ مشکوک پسر ۱۸ ساله ای به نام علیرضا در کانون اصلاح و تربیت آغاز شد .گفته می‌شد این پسرم به خاطر مصرف قرص دست به خودکشی زده است . اما در بررسی ها مشخص شد  ساعتی قبل  وی با  یکی از هم بندی هایش به نام احمد درگیر شده بود.

 وقتی پزشکی قانونی علت فوت را اصابت جسم سخت به سر قربانی اعلام کرد احمد به اتهام قتل عمدی بازداشت شد.

 وی گفت :قبول دارم با علیرضا درگیر شدم و  کمر او را گرفتم  که  سرش ناخواسته به زمین برخورد کرد اما  چند ساعت بعد او که از این درگیری عصبانی شده بود سیستم روشنایی کانون را  شکست . به همین خاطر از سوی نگهبانان به شدت تنبیه شد .چند ساعت بعد علیرضا گفت سرش  درد میکند که او را به بهداری منتقل کردند و گفتند به خاطر مصرف قرص دست به  خودکشی زده است .من اتهام قتل عمدی را قبول ندارم.

تحقیق در پرونده قتل در کانون اصلاح و تربیت

با اظهارات پسر جوان  برای وی به اتهام قتل شبه عمد کیفرخواست صادر و وی در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

 در آن جلسه پدر قربانی گفت :پسرم مشکل عصبی داشت. آخرین بار با من تماس گرفت و گفت با چند نفر از نگهبان های کانون درگیر شده و کتک خورده است .او از من خواست تا برایش لباس ببرم. وقتی با کانون تماس گرفتم گفتند کلیه پسرم درد گرفته و حالا حالش خوب است. به آنها گفتم اگر علیرضا پرخاشگری کرده و حالش بد است او را به امین آباد منتقل کنند. اما چند ساعت بعد اطلاع دادند پسرم  با خوردن قرص خودکشی کرده است .وقتی جسد پسرم را تحویل گرفتم پشت گوشش آثار ضرب دیدگی وجود داشت .من شک ندارم پسرم به قتل رسیده است .به همین خاطر تقاضای اشد مجازات دارم. من از مسئولان کانون و نگهبانانی  که پسرم  را کتک زده اند نیز شاکی هستم.

سپس مادر علیرضا در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: وقتی که پسرم دو ساله بود از همسرم جدا شدم و کمتر او را دیدم .دو فرزند دیگرم در بهزیستی نگهداری می شدند که حالا سرپرست آنها را به عهده گرفته ام. من وضعیت مالی خوبی برای بزرگ کردن فرزندانم  ندارم و به همین خاطر دیه می خواهم.

وقتی احمد در جایگاه ویژه ایستاد منکر قتل عمدی شد.

وی گفت: من ۵ سال قبل به خاطر حمل۶ گرم هروئین بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده بودم .آن روز سر نظافت با علیرضا درگیر شدم. او  سابقه درگیری داشت  و وقتی درگیری میان ما بالا گرفت  پا و کمر او را گرفتم و که سرش با زمین برخورد کرد .بعد از آن  درگیری  علیرضا به خاطر عصبانیت تجهیزات روشنایی کانون  را شکست و از  نگهبانان به شدت کتک خورد .چند ساعت بعد او از درد شکایت داشت که به  بهداری منتقل شد .من اصلاً اتهام قتل را قبول ندارم. چون در بهداری گفتند او  با خوردن قرص بوپرنورفین خودکشی کرده است .او قبلا هم سابقه خودکشی و خودزنی داشت  و احتمالا بعد از درگیری و کتک خوردن از سوی نگهبانان قرص خورده است.

سپس مشاوره کانون روبه روی قضات ایستاد و گفت: علیرضا به اتهام سرقت در کانون اصلاح و تربیت بود .دوره محکومیت او روبه پایان بود و پدرش می توانست  با یک برگه فیش حقوقی او را ترخیص کند  که کوتاهی کرده بود.

وی ادامه داد: من لحظه درگیری را ندیده‌ام  اما فیلم‌های دوربین مداربسته موجود است.

در پایان جلسه قضات پرونده با طرح چهار ایراد پرونده را به دادسرا برگرداندند تا راز مرگ پسر جوان افشا شود.

قضات دادگاه شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران پرونده را به دادسرا برگرداندند و خواستند تا فیلم های دوربین مداربسته کانون   بررسی شود .مدارک پزشکی و سابقه بیماری  قربانی و همچنین نظر پزشکی قانونی درباره علت تامه فوت وی قربانی بررسی شود. قضات گفتند لازم است مشخص شود  علت فوت ضربه به سر و یا عفونت بوده است .بازپرس پرونده درباره اینکه  متهم  که حالا بیش از ۱۸ سال دارد در کانون اصلاح و تربیت نگهداری شود و و یا به زندان رجایی شهر منتقل شود تصمیم‌گیری کند . قرار منع تعقیب متهم  و قرار وی به اتهام قتل شبه عمد نیز به  اولیای دم ابلاغ شود.

 بعد از رفع این نواقص و در حالی که ۳سال از قتل مرگ پسرنوجوان در کانون اصلاح و تربین گذشته بود ، پرونده بار دیگر به شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا به آن رسیدگی شود.

رسیدگی به پرونده پس از ۳سال کش و قوس قضایی

در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست اشد مجازات را مطرح کردند.

سپس متهم که از کانون اصلاح و تربیت به دادگاه منتقل شده بود روبه روی قضات ایستاد و گفت:من افغان هستم ولی در ایران متولد شدم و شناسنامه ایرانی دارم. من آن زمان ۱۶سال داشتم که به اتهام حمل مواد مخدر و سرقت ۲هزار و ۵۰۰ دلار بازداشت شدم.من و علیرضا هر دو در کانون بودیم که با هم درگیر شدیم و من پایش را گرفتم و به زمین افتاد. او که عصبانی شده بود شروع به پرخاشگری کرد و شیشه ها را شکست و به همین خاطر ماموران کانون او را گرفتند و کتک زدند.

وی ادامه داد: فیلم دوربین مداربسته لحظه درگیری من و علیرضا را ضبط کرده اما صحنه هایی که ماموران او را کتک زده اند از حافظه دوربین پارک شده است.

این متهم گفت:من با علیرضا درگیر شدم ولی من در مرگ او دخالتی نداشتم.حرف های اشتباهی که در کانون زدم موجب شد به دردسر بیافتم و سه سال گرفتار شوم.

این متهم ادامه داد: وقتی شنیدم علیرضا جان سپرده  به دوستانم گفتم  چند ساعت قبل من هم با او درگیر شده بودم.این حرف به گوش ماموران کانون رسید و من بازداشت شدم.

سپس قاضی به آثار زخم و بریدگی های قدیمی روی سر و صورت متهم اشاره کرد و گفت این آثار چیست؟

که متهم پاسخ داد :بارها در کانون عصبی شدم و دست به خودرزنی زدم.

قاضی گفت: این موضوع نشان می دهد عصبی هستی و احتمالا به خاطر عصبانیت قربانی را به زمین کوبیده ای. که متهم گفت: نه.باور کنید من در مرگ او دخالتی نداشتم.قبول دارم پا و کمرش را گرفتم و سرش به زمین خورد.اما ضربه آنقدر شدید نبود که موجب مرگش شود.

سپس وکیل متهم به دفاع پرداخت و گفت:پزشکی قانونی در گزارشی علت مرگ را اصابت جسم سخت به سر اعلام کرده است. اما صراحتا نگفته این ضربه ناشی از برخورد سر قربانی با زمین بوده یا به خاطر ضربه هایی که ماموران کانون به سر قربانی وارد کرده اند.

وی ادامه داد: تحقیقات درباره این پرونده تکمیل نیست و به نظر می رسد لازم است تحقیق درباره این پرونده از سر گرفته شود.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

منبع: رکنا

ارسال نظر

 
در حال بارگزاری ...