در هفتههای اخیر، یک بحث حساس و پرحاشیه دوباره به صدر اخبار حوزه کار و تأمین اجتماعی برگشته است: احتمال تغییر فرمول محاسبه مستمری بازنشستگی. موضوع از جایی داغ شد که برخی گزارشها و گمانهزنیها از بررسی پیشنهادهایی در مجلس خبر دادند؛ پیشنهادهایی که میگویند به جای اینکه میانگین دستمزد دو سال پایانی مبنای مستمری باشد، دوره طولانیتری (حتی بخش عمده یا تمام سالهای بیمهپردازی) در محاسبه لحاظ شود.
اما سؤال اصلی همین است: اگر چنین تغییری عملی شود، آیا حقوق بازنشستگان ۱۴۰۵ کاهش پیدا میکند؟
فرمول فعلی (در روایت رایج و برداشت عمومی از مقررات) معمولاً بر میانگین دستمزد دو سال آخر تکیه دارد. حالا پیشنهادهای مطرحشده میخواهند این «پنجره محاسبه» را بزرگتر کنند؛ یعنی به جای ۲ سال، مثلاً چند سال یا حتی کل سابقه وارد میانگینگیری شود.
چرا این پیشنهاد مبنای محاسبه مستمری بازنشستگان جنجالی شد؟
منتقدان میگویند در اقتصاد تورمی، دستمزد سالهای دورتر معمولاً خیلی پایینتر از هزینههای امروز است. پس اگر دستمزدهای قدیمی وارد میانگین شوند، میانگین دستمزد مبنا پایین میآید و نتیجهاش میتواند مستمری کمتر باشد.
برخی فعالان کارگری حتی هشدار دادهاند این تغییر ممکن است کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی برای مستمریهای آینده ایجاد کند (بهویژه برای کسانی که در سالهای اخیر جهش حقوق داشتهاند).
فعلاً هیچ تصمیم رسمی و نهایی اعلام نشده و خود مسئولان سازمان تأمین اجتماعی هم گفتهاند تصمیم قطعی در این زمینه اتخاذ نشده است. بنابراین:
کاهش حقوق بازنشستگان ۱۴۰۵ قطعی نیست. اما اگر مبنای محاسبه از ۲ سال پایانی به یک دوره طولانیتر تغییر کند و سازوکار جبران تورمی مؤثر نداشته باشد، از نظر منطقی میتواند برای بخشی از بیمهشدگان آینده کاهشی شود. واکنش صریح جامعه کارگری: «زمان و شیوه طرح سؤالبرانگیز است»
محسن باقری، عضو گروه کارگری شورایعالی کار، درباره این موج خبرها به ایلنا گفته انتشار این مطالب در رسانهها و فضای مجازی مشخص نیست با چه مبنای کارشناسی مطرح شده و آنچه برخی نمایندگان مجلس عنوان میکنند، مورد پذیرش جامعه کارگری نیست.
او چند نکته کلیدی را برجسته کرده است:
۱) نبود شفافیت و پشتوانه کارشناسی
باقری میگوید حتی با بررسی مشروح مذاکرات هم معلوم نیست چطور به چنین نتیجهگیریهایی رسیدهاند و ابهامات جدی درباره مبانی این پیشنهادها وجود دارد.
۲) بیخبری شرکای اجتماعی و نقض سهجانبهگرایی
به گفته او، تشکلهای کارگری و حتی گروه کارفرمایی هم اعلام کردهاند در جریان جزئیات نیستند؛ یعنی اصلاحی با این ابعاد، ظاهراً بدون مشارکت واقعی ذینفعان جلو رفته است.
۳) زمان طرح موضوع؛ «فشار معیشتی + شرایط جنگی»
باقری تأکید میکند در شرایطی که معیشت جامعه کارگری تحت فشار شدید است و کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، ورود به بحثهایی مثل تغییر مبنای محاسبه مستمری محل سؤال و ابهام است.
۴) هشدار درباره اثر تورم
او یادآوری میکند تورم سالهای اخیر نوسان جدی داشته و اگر تغییر مبنا بدون لحاظ واقعیتهای تورمی انجام شود، میتواند عملاً به کاهش محسوس مستمریها و تشدید مشکلات معیشتی منجر شود.
مدافعان این ایده معمولاً دو استدلال دارند:
پایداری منابع صندوقها: اگر محاسبه فقط بر سالهای آخر باشد، ممکن است فشار مالی بیشتری به صندوق وارد شود.
جلوگیری از سوءاستفاده: برخی میگویند امکان دارد در سالهای پایانی، دستمزد به شکل غیرواقعی افزایش یابد تا مستمری بالاتر برود.
اما منتقدان پاسخ میدهند: حتی اگر مسئله پایداری صندوق مهم باشد، راهحل نباید با یک تصمیم یکجانبه و بدون مشارکت شرکای اجتماعی پیش برود؛ و اگر هم اصلاحی لازم است باید عادلانه، تدریجی، شفاف و همراه با مکانیزمهای جبران تورمی باشد.
نگرانی واقعی است، اما هنوز «حکم قطعی» وجود ندارد.
آنچه امروز جامعه کارگری را نگران کرده، صرفاً یک بحث فنی نیست؛ پای اعتماد عمومی و امنیت معیشتی آینده وسط است. از طرف دیگر، تا زمانی که متن دقیق پیشنهاد، مدل محاسباتی، و تصمیم رسمی منتشر نشده باشد، هر عددی مثل «کاهش ۳۰ یا ۴۰ درصدی» در بهترین حالت هشدار است نه نتیجه قطعی.