در نگاه اول، جنگها اغلب پدیدههایی دور از زندگی روزمره به نظر میرسند؛ رویدادهایی که در مرزها رخ میدهند و تحلیل آنها در اتاقهای فکر و رسانهها جریان دارد. اما واقعیت امروز متفاوت است. در جهانی بههمپیوسته، هر شوک ژئوپلیتیک میتواند مستقیماً وارد زنجیره تأمین شود و در نهایت، به سادهترین و اساسیترین نیاز انسان یعنی غذا برسد. آنچه اکنون در حال شکلگیری است، یک واکنش زنجیرهای خطرناک است:
جنگ رمضان نتیجه اش افزایش هزینه خوراک دام و نتیجه آن فشار بر تولیدکننده و در نهایت تورم مواد غذایی خواهد بود.
همچنین صنعت خوراک دام، یکی از حساسترین بخشهای کشاورزی مدرن است؛ صنعتی که بهطور همزمان به واردات، انرژی، حملونقل و بازارهای جهانی وابسته است. بحران اخیر در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز نشان میدهد که چگونه این وابستگیها میتوانند به نقطه ضعف تبدیل شوند. افزایش ناگهانی هزینه حملونقل دریایی، نوسانات شدید قیمت نهاده های دامی مانند ذرت و سویا، رشد هزینه سوخت و جهش قیمت انرژی، همگی بهطور همزمان در حال فشار آوردن به این صنعت هستند. این یک شوک مقطعی نیست؛ بلکه یک «طوفان کامل» است که از چهار جهت میوزد و ساختار هزینهها را از پایه تغییر میدهد.
ضمن اینکه برای بسیاری از مصرفکنندگان، افزایش قیمت گوشت، شیر یا تخممرغ ممکن است ناگهانی و غیرقابل توضیح به نظر برسد. اما در پشت این تغییرات، یک واقعیت ساده وجود دارد: هر افزایش در قیمت خوراک دام، تقریباً بلافاصله به پرورش دهندگان دام و طیور و آبزیان منتقل میشود. در اینجا نه زمانی برای تطبیق وجود دارد، نه حاشیه سودی برای جذب فشار. خبر بد نیز این است که تولیدکننده در خط مقدم این بحران نیز قرار دارد. جایی که هر افزایش هزینه، مستقیماً سود را کاهش میدهد یا به قیمت نهایی منتقل میشود. چرا که خوراک دام، قلب تپنده تولید پروتئین و بزرگترین هزینه در تولید محصولات دامی است.
از طرفی برخلاف بسیاری از شوکهای اقتصادی که با تأخیر به مصرفکننده میرسند، مسیر این زنجیره تا سفره مردم کوتاه و انتقال آن بسیار سریع و مستقیم است: کارخانه خوراک دام ⬅️ مزرعه ⬅️ فروشگاه
این یعنی افزایش قیمتها در بازار جهانی، میتواند ظرف چند هفته در قیمت محصولات روزمره نمایان شود. شیر، تخممرغ و گوشت-سه ستون اصلی سبد غذایی- در خط مقدم این افزایش قرار دارند که مواد اولیه تولید آنها در کشورهای حوزه خلیج فارس به طور متوسط ۳۰ درصد گران شده است.
در این راستا یکی از آسیبپذیریهای کمتر دیدهشده، مدل «تولید بهموقع» در صنعت خوراک دام است. در منطقه خاورمیانه بسیاری از کارخانههای تولیدکننده کنسانتره و خوراک آماده دام تنها برای چند روز مواد اولیه و نهاده های دامی دارند و به جریان مداوم واردات و حملونقل وابستهاند. در چنین سیستمی، اختلال در لجستیک بهمعنای کاهش تولید نیست؛ بلکه توقف کامل آن است. این وابستگی شدید، زنجیره تأمین غذا در کشورهای حوزه خلیج فارس را بهطرز نگرانکنندهای شکننده کرده است. چرا که بیش از ۸۰ درصد از مواد اولیه تولید غذا در این منطقه وارداتی است.
با توجه به موارد ذکر شده آنچه این بحران را آشکار میکند، یک تغییر بنیادین است: چرا که کشاورزی در عصر ژئوپلیتیک دیگر صرفاً به زمین و آب وابسته نیست. امروز، تولید غذا بهشدت به انرژی، لجستیک و ثبات سیاسی گره خورده است. قیمتها دیگر فقط تابع عرضه و تقاضا نیستند؛ بلکه بازتابی از تنشهای جهانیاند.
به بیان سادهتر: جنگها دیگر دور نیستند، آنها در قیمت نان و شیر حضور دارند.
فراموش نکنیم این روند تنها به منطقه خاورمیانه محدود نمیشود. مثلا آنچه امروز در اروپا دیده میشود، میتواند بهسرعت به سایر نقاط جهان سرایت کند. نشانهها روشن هستند:
• افزایش سریع هزینه خوراک دام
• کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان
• و در نهایت، موج تازهای از تورم غذایی
در این میان، مصرفکننده آخرین حلقه این زنجیره است. اما شوربختانه بیشترین فشار را تحمل میکند. اگر انرژی و لجستیک تحت تأثیر بحرانهای ژئوپلیتیک قرار بگیرند، خوراک دام ظرف چند روز گران میشود، و غذا ظرف چند هفته. این فقط یک تحلیل اقتصادی نیست؛ این هشداری درباره آینده امنیت غذایی در جهانی ناپایدار است که هزینه آن را همه می پردازند. والله اعلم