اظهارات اخیر مسعود پزشکیان درباره مصرف برق، بار دیگر توجه افکار عمومی را به مسئله ناترازی انرژی و سیاستهای دولت در این حوزه جلب کرده است. او مدعی شده مصرف برق در ایران تا سه برابر کشورهای اروپایی است؛ ادعایی که به گفته بسیاری از کارشناسان، با واقعیتهای آماری همخوانی ندارد.
بررسی آمارهای موجود نشان میدهد سرانه مصرف برق در ایران نهتنها بالاتر از اروپا نیست، بلکه در بسیاری از موارد پایینتر از میانگین کشورهای اروپایی قرار دارد. همین تناقض آماری، سبب شده برخی تحلیلگران، طرح این اظهارات را نه یک خطای ساده، بلکه مقدمهای برای توجیه سیاستهای سختگیرانهتر در حوزه انرژی بدانند.
در شرایطی که تورم پس از یک وقفه کوتاه در سال ۱۴۰۳، دوباره وارد کانال ۴۰ درصدی شده و برآوردها از تداوم روند افزایشی آن تا پایان سال آینده حکایت دارد، هرگونه شوک تازه میتواند دامنه رکود تورمی را عمیقتر کند. اقتصاددانان هشدار میدهند حتی بدون رخداد جدید، آثار شوک ارزی تا زمستان ۱۴۰۵ در اقتصاد باقی خواهد ماند و تصمیمات شتابزده در حوزه انرژی میتواند این دوره را طولانیتر کند.
در همین رابطه، هاشم اورعی، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف، با انتقاد از رویکرد مقصرنمایی مردم میگوید: در کشور ما بهجای پاسخگویی درباره کمکاریها، سادهترین راه این است که توپ به زمین مردم انداخته شود. به گفته او، هر زمان دولتها در تأمین نیازهای عمومی ناتوان میشوند، ناترازی انرژی و کمبودها را به مصرفکننده نسبت میدهند، در حالی که نقش اصلی بر عهده نظام تصمیمگیری و سیاستگذاری است.
اورعی تأکید میکند مردم در ایران عملاً مدافع مؤثری ندارند و همین موضوع، فرافکنی را برای مسئولان کمهزینه کرده است. حتی در حوزه فرهنگ مصرف نیز، این دولتها هستند که باید بستر، قانون و مشوقهای لازم را فراهم کنند. او مثال میزند همانطور که بینظمی در رانندگی نتیجه ضعف سیاستگذاری است، الگوی مصرف انرژی نیز محصول تصمیمات کلان است، نه صرفاً رفتار خانوارها.
این استاد دانشگاه با رد قیاس مستقیم ایران و اروپا در مصرف برق میگوید: حتی اگر فرض کنیم مصرف برق در ایران بالاتر باشد، این مقایسه از پایه ایراد دارد. مصرف کل انرژی، اقلیم، شرایط جغرافیایی، سطح رفاه و تولید ناخالص داخلی عواملی هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. در مناطق گرمسیر یا سردسیر، مصرف انرژی بهطور طبیعی بالاتر است و این موضوع الزاماً نشانه مصرفگرایی نیست.
اورعی میافزاید اگر کشوری مصرف انرژی بیشتری دارد اما تولید و رفاه بالاتری نیز ایجاد میکند، این مصرف میتواند نشانه رونق اقتصادی باشد. بنابراین چه آمارهای مطرحشده درست باشند و چه نادرست، نمیتوان بر اساس آن مردم را سرزنش کرد یا سیاستهای تنبیهی را توجیه نمود.
او در ادامه به وضعیت گاز اشاره میکند و میگوید مشکل اصلی، الگوی مصرف نادرست و زیرساختهای ناکارآمد است، نه زیادهروی مردم. به گفته او، حرکت به سمت گرمایش برقی یا خودروهای برقی در تئوری قابل دفاع است، اما در عمل بدون زیرساخت و مدیریت کارآمد، تنها به بحرانهای جدید منجر میشود.
همزمان، گزارشها از افزایش بیسروصدای قیمت برق صنایع تا هشت برابر در ماههای اخیر حکایت دارد؛ افزایشی که بدون اطلاعرسانی شفاف انجام شده و در حالی است که به گفته اورعی، شرکت توانیر در همین دوره حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان سود ثبت کرده است. این روند، شائبه آمادهسازی افکار عمومی برای شوک جدید انرژی را تقویت کرده است.
در مجموع، کارشناسان اقتصادی با یادآوری تجربه حذف ارز ترجیحی هشدار میدهند که تکرار سیاست شوکدرمانی در حوزه انرژی میتواند فشار معیشتی خانوارها را افزایش داده و رکود تورمی را تشدید کند؛ مسیری که هزینه آن در نهایت بر دوش مردم خواهد بود.
به نظر شما ناترازی انرژی نتیجه مصرف مردم است یا ضعف مدیریت و زیرساختها؟
آیا افزایش قیمت انرژی میتواند مشکل را حل کند یا فقط فشار معیشتی را بیشتر میکند؟