در روزهای پایانی سال، بازار اجاره حالوهوایی متفاوت از ماههای قبل پیدا میکند؛ فایلها کمتر میشوند، تماسهای مضطرب مستأجران بیشتر و قدرت چانهزنی بهشدت کاهش مییابد. بسیاری از خانوادهها که امید داشتند تا اسفند خانهای با شرایط منطقی پیدا کنند، حالا با فایلهایی روبهرو هستند که یا ودیعههای سنگین دارند یا اجارههایی فراتر از توان بودجه خانوار. این وضعیت باعث شده فشار روانی اجارهنشینی در آستانه سال جدید به اوج برسد.
افزایش تورم عمومی و رشد هزینههای زندگی، وضعیت اجارهنشینها را پیچیدهتر کرده است. بخش بزرگی از درآمد ماهانه خانوارها صرف خوراک، درمان و حملونقل میشود و سهم مسکن در سبد هزینهها به نقطهای رسیده که کوچکترین افزایش اجاره میتواند تعادل مالی یک خانواده را به هم بزند. به همین دلیل، بسیاری از مستأجران ناچارند بین کیفیت محل سکونت و توان پرداخت، یکی را فدا کنند.
بسیاری از موجران نیز در این شرایط بلاتکلیف هستند؛ از یکسو نگران عقبماندن از تورماند و از سوی دیگر میدانند که فشار بیش از حد میتواند باعث خالی ماندن واحدشان شود. همین دوگانگی باعث شده بازار در حالت انتظار و احتیاط قرار بگیرد؛ نه مستأجر مطمئن است و نه مالک، و این بلاتکلیفی خود به تشدید التهاب دامن میزند.
در روزهای پایانی اسفند، تقاضای فشرده برای تمدید یا جابهجایی، بازار را بهشدت رقابتی میکند. مستأجرانی که ناچار به تخلیه هستند، اغلب بدون گزینههای کافی وارد رقابت میشوند و همین مسئله، زمینه افزایش قیمتهای لحظهای و شروط سختگیرانهتر را فراهم میکند. در این فضا، حتی واحدهایی با کیفیت متوسط هم بهسرعت اجاره میروند، چون اولویت مستأجران دیگر «بهتر بودن» نیست، بلکه «داشتن سقف بالای سر» است.
از سوی دیگر، تغییر الگوی قراردادها نیز بر نگرانیها افزوده است. بسیاری از موجران ترجیح میدهند قراردادهای کوتاهتر با ودیعه کمتر و اجاره ماهانه بالاتر ببندند تا انعطاف بیشتری در سال آینده داشته باشند. این الگو اگرچه برای مالک نوعی بیمه در برابر تورم است، اما برای مستأجر به معنای نااطمینانی بیشتر و ترس دائمی از افزایش مجدد اجاره در آینده نزدیک است.
در چنین شرایطی، اجارهنشینها بیش از هر زمان دیگری احساس بیپناهی میکنند. نبود چشمانداز روشن از وضعیت اقتصادی و بازار مسکن، تصمیمگیری برای آینده را دشوار کرده و بسیاری از خانوادهها حتی قادر به برنامهریزی ششماهه نیستند. این بیثباتی نهتنها فشار مالی، بلکه فرسایش روانی شدیدی نیز به همراه دارد.
در نهایت، بازار اجاره در آستانه سال جدید بیش از آنکه با کمبود خانه مواجه باشد، با کمبود «اطمینان» روبهروست. مستأجران نگراناند که نتوانند از پس هزینهها برآیند و موجران نگراناند که داراییشان ارزش خود را از دست بدهد. تا زمانی که این شکاف میان درآمد خانوار و هزینه مسکن ترمیم نشود، نگرانیها باقی خواهد ماند و هر اسفند، به فصل تکرار همان اضطرابهای آشنا تبدیل میشود.
منطقه ۴ و ۵ تهران دو منطقه مسکونی متوسطنشین پایتخت هستند، بررسی فایلهای عرضهشده در بازار اجارهبها برای این واحدها در هفته پایانی بهمن، حکایت از آن دارد که برای اجاره یک واحد متوسطمتراژ در این دو منطقه به ودیعه بیش از یکمیلیاردتومانی با اجاره ماهانه بیش از ۱۵میلیونتومانی نیاز است.
بررسی جزئیتر دادههای عرضهشده در بازار اجاره در منطقه۴ که منطقه متوسطنشین شرق تهران را شامل میشود، متوسط متراژ در این منطقه را ۱۱۰متر و متوسط عمر بنا در فایلهای عرضهشده برای اجاره را ۱۱ سال ارزیابی کرده و این در حالی است که متوسط ودیعه لازم در این منطقه یک و نیممیلیاردتومان و متوسط اجارهبهای ماهانه ۲۱میلیونتومان است.
این در حالی است که در منطقه ۵ بهعنوان منطقه متوسطنشین غرب تهران، متوسط مساحت فایلهای عرضهشده در بازار اجاره برابر ۱۰۱ متر و متوسط عمر بنا ۱۱ سال است. اگر بهدنبال آپارتمان اجارهای در این منطقه باشید، با متوسط ودیعه یکمیلیارد و ۳۰۰میلیونتومانی و اجاره ماهانه ۲۱میلیونتومانی مواجه میشوید.
