در سالهای اخیر، ایران برای حفظ جریان صادرات نفت خود به شبکهای از نفتکشهای موسوم به «ناوگان سایه» متکی شده است؛ مجموعهای که بنا بر گزارشهای رسمی، شامل دهها نفتکش با مالکیتهای پیچیده، تغییر مکرر هویت و فعالیت در مسیرهای غیرشفاف است.
گزارش وزارت خارجه آمریکا در فوریه ۲۰۲۶، تنها ۱۴ نفتکش را بهعنوان بخشی از این شبکه شناسایی و تحریم کرده است، در حالیکه برخی تحلیلها از وجود حدود ۳۰ نفتکش فعال در این ساختار خبر میدهند. این ناوگان اگرچه از نظر تعداد محدود است، اما نقش حیاتی در تداوم صادرات نفت ایران ایفا میکند.
در مقابل، ایالات متحده بهعنوان یکی از بزرگترین بازیگران صنعت کشتیرانی جهان، از ناوگانی بهره میبرد که نه در قالب مالکیت دولتی، بلکه در چارچوب شرکتهای خصوصی و خطوط کشتیرانی عظیم فعالیت میکند. این ناوگان بخشی از شبکه گسترده حملونقل انرژی در جهان است و برخلاف ایران، نیازی به فعالیت در سایه یا استفاده از روشهای پنهانکارانه ندارد. همین شفافیت ساختاری باعث شده آمریکا در حوزه حملونقل دریایی انرژی، از نظر ظرفیت و گستره عملیاتی در سطحی کاملاً متفاوت قرار گیرد.
با وجود این تفاوت بنیادین، مقایسه دو کشور تنها به تعداد نفتکشها محدود نمیشود؛ بلکه به نوع استفاده از آنها نیز بازمیگردد. ایران ناچار است بخش قابلتوجهی از صادرات خود را از طریق مسیرهای غیررسمی و با ریسک بالا انجام دهد، در حالیکه آمریکا در چارچوب قوانین بینالمللی و با اتکا به زیرساختهای قدرتمند تجاری فعالیت میکند. این تفاوت در رویکرد، نهتنها بر تعداد نفتکشها، بلکه بر کیفیت و کارآمدی ناوگان نیز اثرگذار است.
از سوی دیگر، فشارهای تحریمی و افزایش نظارت بینالمللی بر فعالیتهای دریایی ایران، موجب شده ناوگان تاریک این کشور دائماً در معرض ریسک توقیف، تحریم یا محدودیتهای جدید قرار گیرد. نمونه آن توقیف سه نفتکش مرتبط با ایران توسط گارد ساحلی هند در فوریه ۲۰۲۶ است که نشان داد فعالیت در سایه، هزینههای فزایندهای برای ایران به همراه دارد. این در حالی است که ناوگان آمریکا با چنین چالشهایی روبهرو نیست و در مسیرهای استاندارد جهانی فعالیت میکند.
در نهایت، مقایسه ناوگان نفتکش ایران و آمریکا بیش از آنکه رقابتی در تعداد باشد، بازتابی از دو واقعیت متفاوت ژئوپلیتیک و اقتصادی است. ایران با ناوگانی محدود، اما حیاتی، در تلاش برای حفظ سهم خود در بازار جهانی نفت است؛ در حالیکه آمریکا با اتکا به ناوگان عظیم و شفاف تجاری، در جایگاهی کاملاً متفاوت قرار دارد. این شکاف ساختاری، تصویری روشن از تفاوت دو مدل حکمرانی انرژی در جهان امروز ارائه میدهد.

بر اساس آمار رسمی اداره کشتیرانی ایالات متحده در آوریل ۲۰۲۵، مجموع کشتیهای ثبتشده تحت پرچم این کشور حدود ۱۸۸ فروند برآورد شده که انواع مختلفی از جمله نفتکش، کانتینربر و دیگر کلاسها را شامل میشود و در میان آنها، نفتکشها نیز حضور دارند.
نگاهی به دادههای قدیمیتر سال ۲۰۱۸ نشان میدهد که تعداد نفتکشهای ثبتشده تحت پرچم آمریکا بسیار محدود بوده و تنها حدود ۵۹ فروند گزارش شده بود؛ آماری که نشاندهنده سهم نسبتا کوچک پرچم آمریکا در بازار جهانی نفتکشها در مقایسه با دیگر کشورهاست.
به بیان دیگر، اگرچه شرکتهای آمریکایی مدیریت یا بهرهبرداری از بسیاری از نفتکشها را بر عهده دارند، اما ناوگان فعال تحت پرچم آمریکا به خودی خود کوچک و محدود است و بخش عمده تجارت جهانی نفت از طریق پرچم کشورهای دیگر انجام میشود.
بر اساس گزارش موسسات بینالمللی حدود ۱۵۵ تا ۱۷۰ نفتکش با ظرفیت ۳۴.۲ میلیون تا ۳۵.۷ میلیون تن معادل حدود ۲۵۱ میلیون تا ۲۶۲ میلیون بشکه نفت در تجارت نفتی ایران دخیل هستند.
ایران برای فروش نفت خود، مجموعهای از راهکارها را اتخاذ میکند. ناوگان تاریک یا سایه به شبکهای گفته میشود که در فروش نفت تحریمی نقش ایفا میکند.
بر اساس تحلیل دادههای S&P Global Commodities at Sea و Maritime Intelligence Risk Suite، تا ماه نوامبر سال ۲۰۲۴، ۱۵۵ نفتکش با ظرفیت ۳۵.۷ میلیون تن وزن مرده در انتقال نفت ایران فعال بودهاند.
همچنین بر اساس گزارش worldports، تعداد کشتیهای ایران ۱۷۰ نفتکش تا سال ۲۰۲۵ برآورد شده است که با ظرفیت ۳۴.۲ میلیون dwt، شامل ۸۶ ابرنفتکش (VLCC) است که در خلیج فارس، جنوب شرق آسیا و سایر مناطق فعالاند.
