کارشناسان بورس کالا معتقدند، هدایت درست منابع، توسعه بازارهای داخلی، ارتقای ساختارهای سنتی بازار به ساختارهای مدرن و ارائه ابزارهای معاملاتی جدید و تجهیز بازارهای کالایی و مالی از جمله رویکردهای اصلی در طراحی ابزارهای تامین مالی باید باشد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: به تایید فعالان این بازار، در کشوری که نظام اقتصادی آن از ابتدا بانکمحور بوده و حجم بالایی از منابع مالی مورد نیاز بنگاههای اقتصادی فعال آن بهوسیله شبکه بانکی فراهم میشد بورس کالا در تغییر این رویه، میتواند نقش موثری ایفا کند. یکی از این ابزارهای معاملاتی، معاملات سلف و اوراق سلفموازی استاندارد است که از تیر ۱۳۹۲ برای تامین مالی فروشندهها و تولیدکنندهها راهاندازی شده است؛ بر این اساس فروشنده پیش از اینکه اقدام به تولید محصول کند، اقدام به تامین مالی برای هزینههای تولیدش میکند. به گفته کارشناسان پس از گذشت بیش از ۴ سال از راهاندازی معاملات سلف در این بورس به نظر میرسد تقویت ابزارهای تامین مالی بیش از هر زمان دیگری باید در اولویت این بورس قرار بگیرد تا زمینه اشتیاق عرضهکنندگان یا خریداران کالا برای استفاده هر چه بیشتر از این روش تامین مالی را بیش از پیش فراهم کند. اما از آنجا که تضمینکنندگان این اوراق بیشتر از شرکتهای بخش خصوصی هستند، این موضوع ریسک تامین مالی را بیشتر کرده است.
ضامنهای نامعتبر دولت سال به سال نیاز بیشتری به تامین مالی پیدا میکند زیرا روش بدهی را برای پوشش هزینهها و بخشی از پروژههایی که در نظر دارد اجرا کند، انتخاب کرده است. هاشم باروتی، کارشناس و فعال بورس کالا با بیان این مطلب در مقایسه وضعیت تامین مالی در بورس کالا نسبت به ۲ سال گذشته گفت: کاهش نرخ اوراق مشارکت برای تامین مالی پروژهها و نوع طراحی این اوراق نسبت به سال گذشته برای تولیدکنندهها قدری بهتر شده اما مسئله اینجاست که اوراقی که صدور میشود در عمل با توجه به اینکه تضامین آنها، تضامین بانک مرکزی است، فشار یا ریسک آنها برعهده این بانک و بانکهای عامل است و برخی شرکتها هم ضامنهای خیلی معتبری ندارند، باید دید ضامن نقدشوندگی این اوراق چه نهاد یا بانکی است. وی افزود: بیشتر این تضمینکنندگان از شرکتهای بخش خصوصی هستند و به همین دلیل بخشی از این تامین مالی ریسک بالایی را تحمیل میکند. از سوی دیگر موضوع بر سر این است که تاثیری که این اوراق میتواند داشته باشد، تورمی است و دولت ناچار است اوراق منتشر کند برای اینکه بدهیهای انباشته را پوشش دهد اما درحالحاضر به این دلیل که منبع درآمدهای دولت فقط نفت و مواد خام است در بلندمدت تامین مالی از این نوع پروژههایی که در بورس کالا انجام میشود، ریسک زیادی دارد. از نظر این کارشناس کالایی، نقدی که به معاملات سلف در بورس کالا وارد است، اینکه معاملات سلف با نرخ مشخصی تامین مالی میشود این درحالی است که در برخی کالاها که نرخهای جهانی بر آنها تاثیرگذار است، این تغییرات و نوسانها درنظر گرفته نمیشود؛ درحالی که این اوراق با نرخ ۱۸ درصد امکان تامین مالی دارند و در عمل نوسان و تاثیر خاصی در بازار ندارند و پویایی مشخصی را نمیشود برایشان در نظر گرفت.
اصلیترین ابزارهای تامین مالی همانطور که در بازارهای مالی، شرکتها میتوانند تامین مالی انجام دهند در بازار فیزیکی هم این اتفاق میافتد. اگر بخواهیم بهطور جدیتر از طریق بورس کالا یا انرژی، تامین مالی انجام دهیم، بهسراغ بازارهای مالی میرویم که یکی از اصلیترین ابزارها در این بازارها، اوراق سلف موازی استاندارد و اوراق سپرده کالایی است. محمدمهدی رفیعی، کارشناس و فعال بورس کالا با بیان این مطلب و با اشاره به نرخ بازدهی بدون ریسک و عملکرد بانکها گفت: عملکرد بانکها طوری بوده که توقع سرمایهگذاران را برای نرخ بازده بدون ریسک بالا برده و بازار سرمایه نتوانسته این انتظار سرمایهگذاران را تامین کند و به همین دلیل در برخی جنبهها از بازار پول عقب مانده است. رفیعی افزود: چند سال گذشته بنابر دلایل گوناگون اقتصادی، سیاسی و انتظارهای نابجای برخی موسسههای مالی نامعتبر، توجه مردم از بانکها به سمت بازارهای دیگر جلب شده است. درحالحاضر در دسترسترین این بازارها، بازارسرمایه است. بهطور سنتی برای تامین مالی یا باید سراغ بازار رسمی یا غیررسمی پول میرفتیم. در بازار رسمی پول، تقاضا زیاد بوده و این تقاضای زیاد مشکلاتی برای بانکها ایجاد کرده است. وی ادامه داد: بازار پول همواره بهدنبال فرصتهای کوتاهمدت، زودگذر و انتخاب فرصتهای سودآور بالاتری بوده است. بانکها تمایلی به دادن وام به بخش صنعت ندارند و به شدت معتقدند برای عملیات بازرگانی و سفتهبازی، وام دهند و بهنوعی رقیب تولیدکنندگان شدهاند. این فعال کالایی، افزود: در ۳ سال گذشته که تامین مالی در قالب اوراق سلف موازی استاندارد انجام شده، بورس کالا؛ اوراق سلف تیرآهن، ذوبآهن، پتروشیمی شیراز، پلیاتیلن ایلام، مرغ منجمد، کنسانتره آهن و اوره را در کارنامه خود دارد و همین نوع تامین مالی در بورس انرژی هم اتفاق افتاده است. سلف استاندارد برق و سلف موازی نفت از جمله این نوع از تامین مالی در بخش صنایع است. به گفته رفیعی، این روشهای تامین مالی در کنار سایر مزیتها، دو ویژگی اصلی دارند. یکی از این مزیتها این است که پولی که وارد بورس میشود فقط صرف تامین مالی میشود؛ بنابراین اگر دغدغه تولید داریم بهتر است از این مسیر برویم. نکته بعدی این است که وقتی میدانیم اوراق سلفی در بورس انرژی عرضه میشود از زمان عرضه و ارزش این اوراق مطلع شده و به بازار بازخوردهایی میدهد که ارزش و نرخ تامین مالی را واقعی میکند. خریداران و متقاضیان مشخص هستند و درنهایت شفافیتی ایجاد میشود که از فساد جلوگیری میکند.