یحیی آلاسحاق / وزیر بازرگانی دولت سازندگی
نرخ ارز در همه اقتصادها -و البته در اقتصاد ما بیشتر- به طور مستقیم و غیرمستقیم بر بخشهای مختلف تاثیرگذار است.نخستین تاثیر آن در تعادل اقتصادی کشور است؛ یعنی نوسان ارز، تعادل اقتصاد کشور را دستخوش تغییرات میکند. هرچند بالا رفتن ارز شاید در ظاهر به سود صادرکنندگان باشد اما برای واردکننده، تولیدکننده و مصرفکننده گران تمام میشود و آسیب میزند. بنابراین موضوع چند جانبهای است که برآیند تمام اینها نقش مهمی در ارز دارد. گاهی عوامل اقتصادی، نرخ ارز را تعیین میکند اما گاهی هم عوامل غیراقتصادی وارد صحنه میشوند و آنچه باعث نگرانی میشود این است که عوامل غیراقتصادی، در عامل کاملا موثر در اقتصاد یعنی ارز، نقشآفرین باشند. زمانی عرضه و تقاضا تعیینکننده نرخ هستند که این امر واقعیت اقتصادی را نشان میدهد اما در برخی مواقع عوامل اقتصادی در حاشیه موضوع قرار میگیرند و عوامل غیراقتصادی مانند سوداگری بازار ارز، جریان سیاسی و روانی، سوء تدبیر و مدیریت یا تاخیر در تصمیم، نرخ ارز را بالا و پایین میبرد. نرخ ارز به طور قطع این رقم کنونی یعنی ۴۸۰۰نیست بلکه به نظر من نرخ واقعی دلار براساس تعادل اقتصادی و نگاه همه جانبه حدود ۴۰۰۰ تا ۴۱۰۰ تومان است که بیش از این رقم نشات گرفته از عوامل غیراقتصادی خواهد بود. این رقم واقعی تعادل اقتصادی را به همراه دارد و همه منافع صادرکننده، تولیدکننده، مصرفکننده و دولت را نیز تضمین میکند. این رقم واقعی که اشاره کردم گاهی با محاسبات اقتصادسنجی مطرح میشود و گاهی هم مجموعه حضور در اقتصاد و مشاهدهها میتواند ما را به نرخ واقعی نزدیک کند که پایدار خواهد بود. صحبتهای بانکهای مرکزی و نخبگان اقتصادی نیز همین است و رقم را در همین حدود مطرح میکنند. اگر غیر از این باشد یک جنگ روانی است. جمعی از افراد به دلایل مختلف فکر میکنند برای اینکه ارزش پول خود را حفظ کنند باید در بازار طلا و سکه و دلار و مسکن سرمایهگذاری کنند که درحالحاضر مناسبترین بازار، ارز است بنابراین حدسیاتی میزنند که مثلا نزدیک نوروز و فصل سفر است و امکان محدودیت ارز وجود دارد و تشخیص میدهند ارزش دارایی خود را با دلار حفظ کنند که تشخیص پایداری نیست. به هر حال، نرخ فعلی، نرخ واقعی ارز و تعادلی نیست که بخشی از آن به نبود توجه و سوء مدیریت مربوط است. واقعیت این است که اگر نرخ ارز را بر اساس عرضه و تقاضا بدانیم بر اساس آنچه رئیسجمهوری اعلام میکند؛ ذخیره ارزی ما ۹۰ میلیون دلار است. وزیر نفت هم میگوید نفت را بشکهای ۷۰ دلار میفروشیم بنابراین در عوامل عرضه ارزی مشکل نداریم بلکه مشکل در تقاضاست که تقاضای واقعی نیست؛ تقاضای واقعی یعنی واردات یا تقاضا برای سفر. اما نه ثبت سفارشات حاکی از واردات زیاد است و نه سفرها زیاد شده است بنابراین عوامل اصلی تقاضا هنوز به وجود نیامدهاند تا نرخ دلار روزانه متلاطم شود؛ جز اینکه سوداگری ارز عامل موثر باشد. به هر حال نوسانات نرخ ارز با عوامل غیراقتصادی به سود هیچ کسی حتی دولت نیست چون خودش تقاضاکننده و مصرفکننده است و اگر نرخ ارز از حد تعادل بالاتر برود همه ضرر میکنند.