موضوع حاکمیت شرکتی و اجرای آن در کشور ازجمله مباحثی است که بهتازگی ازسوی کارشناسان بازار سرمایه مورد تاکید و توجه دوباره قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: اهمیت اجرای اصول حاکمیت شرکتی از آنجا بیشتر میشود که صحبت از احقاق حقوق ذینفعان شده و مشخص میشود هر یک چه حقی نسبت به دیگری دارد. به نظر میرسد اجرای این اصول برای شرکتهای فعال در بورس از جایگاه ویژهای برخوردار باشد چراکه به تایید بسیاری از کارشناسان این بازار، اگر اصول حاکمیت شرکتی بهطور کامل تدوین و اجرا شود علاوهبر کاهش تخلفات مدیریت شرکتها، شاهد ایجاد امنیت برای سرمایهگذاران خرد و استقبال از سرمایهگذاری در شرکتهای سهامی ازسوی مردم خواهیم بود. اجرای حاکمیت شرکتی به بهبود نظام داخلی مدیریت شرکت، افزایش کارآیی بازار سرمایه، حفظ حقوق سهامداران و نظارت کارآمد بر عملکرد شرکتها و نهادهای فعال در بازار سرمایه، کمک میکند. حاکمیت شرکتی یا نظام راهبری شرکتها، مجموعهای از قوانین و ساختارهایی است که شرکتها را برای دستیابی به هدف شفافیت، عدالت، رعایت حقوق ذینفعان و پاسخگویی به آنها، هدایت و کنترل میکند و میتوان آن را به صورت روابط ساختاری منسجم در نظر گرفت که بین سهامداران، مدیران، ذینفعان و ناظران برقرار میشود تا منافع آنها تضمین شود. به گفته کارشناسان، باوجود ساختارهای توسعه در کشور اما در عمل برای اجرای راهبردهای اصول حاکمیت شرکتی، همچنان تعلل میشود. این درحالی است که انتظار میرود اجرای این اصول از ارکان حاکمیت، دولت، سازمانها و نهادهای تابع آغاز شود و پس از آن بین شرکتها و سازمانهای بخش خصوصی تسری یابد. در گفتوگو با سیدحمید میرمعینی، کارشناس و فعال بازار سرمایه درباره چالشهای اجرای حاکمیت شرکتی و شرایط اجرای آن در شرکتهای بورسی پرسیدیم که در ادامه میخوانید: حاکمیت شرکتی چیست و ذینفعان آن کدامند؟ موضوع حاکمیت شرکتی به مجموعهای از اصول و قواعد راهبری بنگاه اقتصادی اشاره دارد که در آن منافع تمامی ذینفعان به شکل منصفانه و عادلانه تامین میشود. این ذینفعان شامل سهامداران (خرد و عمده)، مدیریت شرکت، کارکنان شرکت، مشتریان و دولت( از نظر مباحث مالیاتی، زیستمحیطی، اجتماعی و... ) میشود. باتوجه به اینکه بین این ذینفعان تضاد منافع وجود دارد و هر گروه سعی میکند تا بیشترین منافع را به سمت خود جذب کند از این رو، از زمانی که بنگاهداری در حال فعالیت است هر کدام از گروهها سعی میکنند منافع خود را تامین کنند. براساس اصول حاکمیت شرکتی، قوانین و مقررات به نحوی وضع میشود که تمامی حقوق ذینفعان حتی سهامداران خرد که قدرت کنترل، نظارت یا پاسداری از منافع خود را ندارند، حفظ شود. در جهان این قوانین در حال اجراست و برای هر گروهی که توانمندی و قدرت بیشتری داشته باشد، طبیعی است از حقوق دیگران هم بتواند به سود خود استفاده کرده و منافع خود را بیشتر تامین کند. اصول حاکمیت شرکتی شاید به اصول اخلاقی در حاکمیت شرکتداری برگردد که وقتی پای منافع و پول به میان میآید، اصول اخلاقی کمرنگتر میشود. از این رو، این قواعد در حوزه راهبری شرکتها وضع میشود که هیچیک از گروهها بهطور یکجانبه از منافع شرکت سوءاستفاده نکنند. برای اجرای اصول حاکمیت شرکتی، کشور ما با چه چالشهایی روبهرو است؟ بزرگترین چالش میتواند یافتن معیارهایی برای تعیین میزان حقوق هر یک از ذینفعان باشد چراکه هر یک از ذینفعان که قدرت و نفوذ بیشتری داشته باشد سعی میکند مقررات را به سود خود تدوین و اجرایی کند. چالش بعدی نظارت بر حسن اجرای این قواعد است که در برخی مواقع ناظر اجرای این قواعد، خود دارای منافعی است که همین امر باعث اثرگذاری نامناسب اصول راهبری شرکتی بر مدیریت شرکتهاست. در شرکتهای بورسی وضعیت چگونه است؟ درباره شرکتهای بورسی سالهاست صحبت از این است که اصول حاکمیت شرکتی جاری و اعمال شود اما با توجه به نبود ابزارهای نظارتی، کنترلی و ابلاغ اجرای اصول حاکمیت شرکتی به تمامی شرکتها و ناشران، این اصول بهطور کامل رعایت نمیشود. اجرای اصول حاکمیت شرکتی به یکسری قوانین و مقررات نیاز دارد بهطوری که حاکمیت هم از این قوانین و مقررات پشتیبانی کند. درحالی که اگر ابزارهای نظارتی کافی وجود نداشته باشد، بهویژه آن گروههایی که قدرت بیشتری دارند یا سهامداران عمده، هیچوقت زیربار اینگونه قوانین و مقررات نمیروند. آنچه درحالحاضر مشاهده میشود، بهطور معمول تضییع حقوق سهامداران خرد بیشتر ناشی از نبود قوانین و مقررات پیشگیرانه است. درحالحاضر با وجود بسترهای کنونی، زیرساختها، مشکلات موجود و فرهنگ یکجانبهنگری یا مصلحتطلبی گروه خاصی که قدرت بیشتری دارند، حتی اگر بسترها هم فراهم باشد باز هم این اصول اجرا نمیشود. متاسفانه این موضوع روزبهروز بدتر شده و در تمامی بنگاههای اقتصادی فقط منافع یکسری از گروهها به دلیل قدرتی که دارند، تامین میشود. چه پیشنهادی برای بهبود روند اجرای حاکمیت شرکتی پس از ایجاد بسترهای لازم دارید؟ اجرای قوانین حاکمیت شرکتی نخست باید از حاکمیت، دولت و سازمان بورس و اوراق بهادار آغاز شود تا بتوانند منافع تمامی گروههایی که در ارتباط با این سازمانها هستند را شامل شود، سپس برای سازمانهای تابع یا نهادهای تحت نظارت خود این قوانین را اعمال کنند. بهطور کلی اصول و محورهای توسعه در کشور وجود دارد اما همواره در مسیر اجرای این اصول و قوانین مشکلاتی وجود دارد و در اجرای آنها کوتاهی میشود. وقتی سازمان بورس و اوراق بهادار بدون هیچگونه پاسخگویی و به شکل ضربتی برخی شیوهنامهها را اجرا میکند؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت شرکتهای تحت نظارت خود را به اجرای قوانین حاکمیت شرکتی مجبور کند. براساس اصول حاکمیت شرکتی، سهامداران تا چه حد میتوانند نظر خود را در تصمیمگیریهای شرکتی اعمال کنند؟ مهمترین محلی که سهامداران میتوانند نظر خود را اعمال کنند، مجامع شرکتهاست اما تصمیمگیریهایی که در سطح بنگاههای اقتصادی گرفته میشود، بیشتر ناشی از مدیریت منتخب سهامداران عمده خواهد بود که در موارد متعدد مشاهده شده منافع و حقوق سهامداران خرد را در نظر نمیگیرند. در صورتیکه اصول حاکمیت شرکتی به نحو جامع تدوین و بهطور کامل اجرا شود، علاوه بر کاهش تخلفات مدیریت شرکتها، شاهد ایجاد امنیت برای سرمایهگذاران خرد و استقبال از سرمایهگذاری در شرکتهای سهامی از سوی جامعه خواهیم بود.