یک درخت تنومند در مرکز شهر را که میخواهند قطع کنند، باید نگران اعتراض هزار و یک سازمان و نهاد و البته افکار عمومی باشند. براساس شرع و قانون، نباید به محیطزیست آسیب برسد.
اما گذشته از این موضوع، مردم ما عادت به حذف نمادهای خاطرهانگیز شهرشان ندارند و از اینکه ببینند یک درخت قدیمی که تا دیروز گوشه خیابان استوار بوده، دیگر سر جایش نیست، حال خوبی پیدا نمیکنند.
درخت و رشد آرام و باصلابتش مثال خوبی برای صحبت از رویدادهای نمایشگاهی است. همانطور که یک درخت سال به سال رشد میکند، تنه و شاخههایش تنومند میشوند و قدش بلند میشود، یک رویداد نمایشگاهی نیز در گذر سالها متر به متر وسعت میگیرد و تعداد آدمهایی که سر سفرهاش مینشینند، بیشتر و بیشتر میشود. درخت یک ساله و دو ساله را میتوان به راحتی از ریشه درآورد، اما از بین بردن درختی که ۱۰ سال یا ۲۰ سال یا ۳۰ سال از عمرش گذشته، به این راحتیها نخواهد بود؛ درست مثل یک رویداد نمایشگاهی چندین و چند ساله که در گذر از سالها آبرو اندوخته و ریختن آبرویش کار راحتی نیست.
این روزها اما انگار آبروی صنعت نمایشگاهی چندان اهمیتی ندارد! یک رویداد به راحتی از تقویم حذف میشود! یک رویداد زمان برگزاری خودش را به عنوان دیگری داده و خودش در جای دیگری از تقویم مینشیند! یک رویداد پدیدآورنده و مجری اصلی خود را از دست میدهد و جایش را سازمانهای بیربط دولتی و غیردولتی میگیرند! عنوان دیگری تا یک هفته قبل از برپاییاش مجوز سازمان توسعه تجارت را هم ندارد و معلوم نیست چرا رویدادی که مثلا برای ۱۵ سال مداوم مجوز گرفته، امسال بیمجوز مانده است. خلاصه انگار همان تبری که گاه و بیگاه در کمر درختهای زبانبسته مینشیند، حالا دارد به کمر صنعت نمایشگاهی میخورد.
هر سال حدود ۴۰۰ رویداد باکیفیت نمایشگاهی در کشور برگزار میشوند که در نهایت بیش از ۱۵۰ نوع شغل را به صورت مستقیم و غیرمستقیم فعال میکنند. گردش مالی این عرصه اگرچه شفاف نیست، اما قدری هست که بتواند یکی از مولفههای اصلی برای توسعه درآمدهای غیرنفتی باشد. غیر از اینها صنعت نمایشگاهی در گردشگری تاثیر مستقیم دارد و البته بازارهای صادراتی را هم رونق میبخشد. به اینها توسعه صنایع داخلی به واسطه حضور در رویدادهای نمایشگاهی و ایجاد انگیزههای رقابت را هم اضافه کنید تا دستتان بیاید که اگر از این عرصه حمایت شود، تمام بخشهای اقتصادی به رونق میرسند.
در کشورهای خارجی رویدادهای نمایشگاهی را به طور معمول مهمترین مقام سیاسی آن کشور افتتاح میکند. آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان برای افتتاح Cebit میرود، پوتین رئیسجمهوری روسیه نمایشگاه صنایع هوایی کشورش را افتتاح میکند، سرجیو ماتارلا رئیسجمهوری ایتالیا در طول برگزاری اکسپو میلان بیش از ۳۰ بار به آن سر میزند. این یعنی یک رویداد نمایشگاهی باید هر سال و هر بار بهموقع با سرمایهگذاری مشخص، در روزی مشخص و در ساعتی مشخص افتتاح شود و هیچکس هم حق لغو آن را ندارد؛ حتی رئیسجمهور!
در ایران اما اگر خیلی خوششانس باشیم، وزیری یا معاون وزیری شاید نیم ساعت از وقتش را برای افتتاح یک رویداد نمایشگاهی بگذارد. چند رویداد دانهدرشت دولتی را اگر نادیده بگیریم، در باقی موارد به طور عمده یک عده فعال صنعتی دور هم جمع میشوند، روبان افتتاحیه را میبرند، برای خودشان دست میزنند و نمایشگاه آغاز میشود؛ نمایشگاهی که البته شاید سال آینده به دستور یک اتحادیه، یک انجمن یا یک سازمان کوچک برای همیشه لغو شود. کاش روزی صنعت نمایشگاهی در کشور ما آنقدر شرایطش جدی باشد که هیچ نامهای از هیچ نهادی و با امضای هیچ فردی نتواند جلوی برگزاری آن را بگیرد. کاش روزی برسد که حتی رئیسجمهوری هم توان لغو یک نمایشگاه بینالمللی و ارزشمند را نداشته باشد.
کاش صنعت نمایشگاهی به اندازه درختهای کهنسال خیابان ولیعصر عزت و احترام داشته باشد.
راستی این را یادم رفت بگویم هیچ درختی هوا را آلوده نمیکند، درست مثل نمایشگاه...