پرسشی که به نظر میرسد همواره درباره سرمایهگذاری در بازار بورس مطرح میشود این است که خرید و فروش در بازار غیر از سود و زیان چه ارزشی ایجاد میکند و این سرمایهگذاری چه تاثیری بر اقتصاد کشور دارد؟
بازارهای پول، سرمایه و بیمه در دنیا جزو ۳ رکن توسعهیافتگی به شمار میروند و در کشورهایی که این ارکان خوب کار کند، نظامهای اقتصادی و اقتصاد آنها پویاست. زمانی که بازار پول یا بازار سرمایه کارکرد خود را از دست میدهد، نظام اقتصادی به هم میریزد. تحلیل و ارتقای بازار سرمایه میتواند تاثیر بسیار مهمی بر بهبود عملکرد و بهبود کارآیی عملیاتی و اطلاعاتی داشته باشد. درباره چرایی تحلیل و ضرورت انجام آن در بازار سرمایه باید گفت، در ادبیات مالی، ما با مفهومی با عنوان نبودتقارن اطلاعاتی روبهرو هستیم. از طرفی در بخش اقتصاد اطلاعات بحث میشود که اطلاعات طرفین درگیر در یک معامله، از یکدیگر متفاوت است؛ از این رو، این اطلاعات باید دریافت و تفسیر شود تا تاثیر خود را بر موضوع نشان دهد. در این بین، گاهی اطلاعات فروشنده از خریدار بیشتر است و گاهی عکس این مسئله صادق است؛ دلیل نخست تفسیر اطلاعات این است که بدانیم آیا حرفهای مطرح شده درست است یا خیر و دلیل دوم این است که بدانیم محتوای اطلاعاتی که به بازار مخابره میکند، چیست. با توجه به اینکه بخش عمده فضای مالی را اعداد و ارقام تشکیل میدهند، گذشتن از کنار این اعداد و ارقام خیلی ساده است و میتوان در محاسبات، خیلی راحت پیشبینیها را دستکاری کرد. موضوع دوم، محافظهکاری مدیران به ویژه در تحلیلهای خرد و شرکتی است؛ این بدان معناست که مدیران تمایل ندارند با ارائه اطلاعات زیاد به بازار و پیشبینیهای بزرگ، سهامداران را پرتوقع کنند ضمن اینکه گاه، مسئله تضاد منافع هم در میان خواهد بود. در اشاره به برخی نقاط کور در تحلیلها باید گفت، نبود دیدگاه جامع در تحلیلها به عنوان آفت رایج این حوزه مطرح است چراکه برخی تحلیلگران گاهی بدون اینکه مدل ارزشگذاری یک شرکت به درستی انتخاب شود، وارد تحلیل آن میشوند. اعتماد نداشتن به عملیات شرکتها یا گزارشهایی که به بازار مخابره میشود، باعث میشود تحلیل در یک بازار ضرورت پیدا کند. به عبارت دیگر وقتی تحلیل در یک بازار رونق پیدا میکند، بازار شایعه از رونق میافتد و حجم فساد در یک اقتصاد کاهش مییاید. اختصاص بهینه سرمایه از دیگر مزیتهای تحلیل درست در بازار است که با ارائه یک تحلیل درست، پول در جای درست خود یعنی شرکتها و پروژههای سودده سرمایهگذاری میشود و بازده خوبی بهدست میآید؛ در نتیجه اعتمادها برای ورود پرحجمتر به بازار تقویت میشود.
محمدرضا مایلی - کارشناس بازار سرمایه