علی جعفری پنجی / کارشناس پژوهشهنر
چندی پیش فیلمی در فضای مجازی دستبهدست شد که حکایت از کج شدن دیوارهای سیوسهپل اصفهان داشت. هرچند که فریدون اللهیاری، مدیرکل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری اصفهان پس از انتشار این فیلم اعلام کرد که براساس بررسیهای انجامشده، ایجاد «اعوجاج» (کج شدن دیوارها) در طبقه دوم سیوسهپل امری است که در دهههای گذشته اتفاق افتاده و درحالحاضر هیچگونه شواهدی دال بر فرونشست زمین در محل پایههای سیوسهپل مشاهده نشده، اما بر این نکته نیز تاکید دارد که نگرانیها از تداوم خشکسالی و قطع جریان آب در زایندهرود، تهدیدی جدی برای پایههای پلهای تاریخی اصفهان بهشمار میرود. جدای از زمان بروز اعوجاج در دیوارهای پل ۴۰۰ ساله اصفهان، در چند سال گذشته خبرهای بسیاری مبنی بر تاثیر خشکسالی و بروز پدیده فرونشست و شکاف در دشتهای کشور منتشرشده که حکایت از تشدید بحران آبی ایران دارد که امروز از پیامدهای اجتماعی و زیستی و بروز مشکلات برای بخش کشاورزی گذشته و دامن آثار باستانی و تاریخی را نیز گرفته است؛ از تختجمشید و نقشرستم و مرودشت استان فارس گرفته تا آثار و ابنیه تاریخی کرمان همچون بازار بزرگ، کاروانسرای محدوده بازار، مجموعه گنجعلیخان، میدان ارگ و میدان مشتاق؛ بحرانی که به دنبال حفر بیبرنامه صدها چاه عمیق و نیمهعمیق در دشتهای کشور با هدف استخراج آب از درون سفرههای آب زیرزمینی ایجاد شده و امروز با بروز پدیده «فرونشست» زمین خودنمایی میکند. تخریب آثار باستانی و تمدن پیشین تنها بخشی از زیان ناشی از پدیده خشکسالی است و روی دیگر این پدیده نامیمون در ابعاد بزرگتر و دوره زمانی بیشتر تهدید ادامه حیات تمدنهای بزرگ است. چنانچه نگاهی بر سرنوشت تمدنهای بزرگی که به دلیل خشکسالی از بین رفتهاند، میتواند درسی بزرگ برای نسل امروز و فردای ما باشد؛ تمدنهایی مانند «تمدن واری» که یکی از زیربناهای اصلی تمدن اینکاها بود و در حدفاصل سالهای ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ میلادی در نواحی جنوب مرکزی رشته کوههایاند یعنی جایی که کشور پرو امروزی واقع شده، به اوج شکوفایی رسید. واریها از آن دست تمدنهایی بودند که میراث معماری فوقالعاده باارزشی را از خود به جا گذاشتند. پایههای این تمدن باستانی را فقط یک چیز لرزاند؛ خشکسالی. «تمدن یونان باستان» نیز از دیگر تمدنهایی است که با ۳۰۰ سال خشکسالی پیاپی در این منطقه به شدت آسیب دید. شواهد تاریخی حاکی از آن است که کمآبی و قحطی در تاریخ ایران باستان نیز به ثبت رسیده؛ چنانکه هرودوت، تاریخنگار مشهور یونانی که در سن ۲۰ سالگی به ایران سفر کرد و حتی تابعیت ایرانی هم داشت، از تاثیرات کمآبی سخن به میان آورده است: «در هر منطقه که بلایای طبیعی مانند خشکسالی سبب از بین بردن محصول میشود، کشاورزان از پرداخت مالیات معاف میشوند. معاف شدن از مالیات هنگام بلایای طبیعی مانند خشکسالی فقط شامل ایرانیان نمیشود، بلکه ملل دیگر که در امپراتوری ایران به سر میبرند نیز شامل همین قانون معاف از مالیات هستند.» در وصیتنامه داریوش کبیر به خشایارشاه نیز نکتهای ظریف وجود دارد: «۱۰سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم، روش ساختن این انبارها که از سنگ و به شکل استوانهای ساخته میشوند را من از مصریان آموختهام. به این ترتیب تو هرگز برای تامین آذوقه مملکت مشکل نخواهی داشت حتی اگر ۲ - ۳ سال پیاپی در کشور خشکسالی شود.» در بند ۳ سنگنوشته داریوش کبیر در تختجمشید نیز آمده: «اهورامزدا این سرزمین را از دشمن، خشکسالی و دروغ بپایاد! به این کشور نیاید از سپاه دشمن، از بدسالی (خشکسالی) و از دروغ.» دانشمندان باور دارند که تغییرات اقلیمی، خشکسالی و قحطی بوده که ریشه بسیاری از تمدنهای بزرگ را در این منطقه برای همیشه به زوال کشانده و این اتفاقی است که شواهد و زنگهای اخطاردهنده آن در دنیای امروز نیز شنیده میشود؛ هشداری که تا امروز آنطور که باید جدی گرفته نشده و فقط در حد ابراز نگرانی و هشدار از سوی مسئولان و برگزاری همایش در وصف خطرات خشکسالی و توصیه به مدیریت مصرف مانده است. براساس آمار متوسط میزان بارندگی سالانه در ایران کمتر از یکسوم کل بارندگی در سطح جهان است و واقعیت تلخ آنکه ایران در منطقه نیمهخشک واقع شده و برآوردها حاکی از آن است که کشور ما ممکن است تا سال ۱۴۰۵ با بحران جدی کمآبی روبهرو شود. شواهد حاکی از آن است که برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی از دشتهای ممنوع و الگوی مصرف آب در تمام این سالها، شرایط این سرزمین را به جایی رسانده که «باید» به دنبال راهکاری جدی و عملیاتی برای حل بحران آب در کشور باشیم. با این همه تمام راهها از «مدیریت مصرف» میگذرد و بس!