|
زنجیره معیوب حمایت از بخش مولد کشور

همه برای تولید داخل تلاش کنیم

فهرست محتوا

این موضوع غیر قابل انکار است که تولید و صنعت از بخش‌های پیشرو اقتصاد است و می‌تواند زمینه رشد و توسعه را در اقتصاد تمام کشورها فراهم کند.

از همین جهت است که دولت‌ها در همه کشورها، تلاش دارند با سیاست‌های تشویقی و حمایتی، در جهت ارتقا و توسعه این بخش گام بردارند و مشکلات موجود در این حوزه را به بهترین نحو ممکن برطرف کنند. به هر حال بر کسی پوشیده نیست که تولید اگر رونق مناسب داشته باشد ضمن اینکه نیاز داخلی کشورها را می‌تواند فراهم کند، باعث افزایش صادرات خواهد شد و این یعنی حرکت در مسیر توسعه. به هر حال این موضوع مهمی است که در ایران هم باید به آن توجه ویژه‌ای شود و بخش تولید و صنعت که درحال‌حاضر با مشکلات زیادی روبه‌رو است از حمایت‌های مناسب برخوردار شود تا راه تعالی و رشد را طی کند. یکی از مشکلات اصلی هم که مدت‌هاست دست و پای تولید را بسته، کمبود منابع در این بخش است. تولیدکنندگان و صنعتگران به دلیل مشکلات حاکم بر اقتصاد و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها در سال‌های گذشته دچار آسیب‌های زیادی شده‌اند که نیاز است با حمایت‌های مالی بار دیگر زمینه فعالیت برای‌شان هموارتر شود که در این بین نقش نظام بانکی غیر قابل انکار است، آن‌هم در اقتصاد بانک‌محور ما که نقش بانک‌ها بسیار مهم است. اما در این بین چه شرایطی حاکم شده که آنطور که باید از بخش واقعی اقتصاد حمایت مالی نمی‌شود و گلایه‌ها از نبود منابع مطرح می‌شود؛ موضوعی که ابولقاسم حکیمی‌پور، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی در گفت‌وگو با «گسترش‌تجارت» آن را تشریح می‌کند. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید: با توجه به بانک‌محور بودن اقتصاد ایران، وضعیت حمایت مالی بخش اقتصاد را از سوی نظام بانکی کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در همه کشورها نظام بانکی متولی تزریق منابع مالی به بخش‌های اقتصادی است و این فقط مختص ایران نیست، اما تفاوتی که ما با سایر کشورها در این زمینه داریم در میزان استفاده از منابع بانکی است. در سایر کشورها، استفاده از منابع مالی نظام بانکی، حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد است، در حالی که در کشور ما بازار پولی نقشی در حدود ۹۵ درصد دارد. به عبارتی ۹۵ درصد تامین مالی بخش اقتصاد از سوی بانک‌ها انجام می‌شود. البته این شرایط در حالی است که ما هنوز نتوانسته‌ایم به شکل کامل نیاز بخش تولید را از این محل رفع کنیم و همچنان بخش تولید از جمله بخش‌هایی است که از کمبود منابع مالی گلایه دارد. ما با شرایط ضد و نقیضی روبه‌رو هستیم چراکه درحال‌حاضر حدود یک تریلیون و ۴۰۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی در کشور داریم که این نقدینگی‌ها می‌تواند در بخش تولید صرف شود و به کمک این بخش بیاید و اثر تورمی که ممکن است ایجاد شود را خنثی کند. به عبارتی این میزان نقدینگی در کشور در حالی که از پیامدهای منفی آن زیاد گفته می‌شود اگر در بخش تولید هزینه شود می‌تواند یک اتفاق خوب را ایجاد کند. اما ما درحال‌حاضر این شرایط را شاهد نیستیم و این موضوعی است که باید بررسی شود.

به نظر شما دلیل این امر چیست؟ چرا با وجود این حجم از نقدینگی در کشور، بخش تولید همچنان از نبود منابع گلایه‌مند است؟ درحال‌حاضر ما شاهد این موضوع هستیم که بخشی از نقدینگی‌ها در بانک‌ها دپو شده است و یا اینکه به دلیل اولویت‌بندی‌های نادرست به بخش واقعی اقتصاد تزریق نمی‌شود و این موضوعی است که دست بخش تولید و صنعت را از منابع بانکی کوتاه کرده است. ضمن اینکه باید به این موضوع توجه کرد که نظام بانکی کشور، در برخی از بخش‌ها به عنوان قلکی در اختیار دولت قرار گرفته است. این در حالی است که در همه کشورهای توسعه‌یافته، نظام بانکی از استقلال کافی برخوردار است و خودش تعیین می‌کند که چه بخشی باید از منابع بانکی برخوردار باشد؟ سود تسهیلات چقدر باشد؟ یا سود س‍‍پرده تا چه حدی تعیین شود؟ بنابراین چون نظام بانکی و بانک مرکزی ما مستقل از دولت نیست، از این رو تمامی این موارد به شکل دستوری تعیین می‌شود. مشکل دیگری هم که در این بین وجود دارد و باعث شده بانک‌ها در پرداخت تسهیلات با مشکل روبه‌رو شوند، بدهی سنگین دولت به بانک مرکزی و بانک‌هاست. درحال‌حاضر بدهی دولت به بانک مرکزی حدود ۴۵ هزار میلیارد تومان است و بدهی که به بانک‌ها دارد به بیش از ۱۲۳ هزار میلیارد تومان می‌رسد، ضمن اینکه چیزی در همین حدود هم بانک‌ها با مطالبات معوق روبه‌رو هستند که این موضوع خود مانعی است بر سر راه پرداخت تسهیلات به بخش‌های مهم اقتصادی کشور. در این موضوع تردیدی وجود ندارد که اگر بدهی دولت به نظام بانکی پرداخت شود و مطالبات معوق به نظام بانکی بازگردد، این موضوع می‌تواند نقش بانک‌ها را در اقتصاد فعال‌تر کند و نقدینگی موجود در کشور به شکل هدفمندتر به تولید تزریق شود.

از دید شما به‌جز مشکل محدودیت منابع که بانک‌ها با آن روبه‌رو هستند، چه عوامل دیگری وجود دارد که بحث حمایت از تولید و صنعت کشور را با اختلال روبه‌رو کرده است؟ واقعیت این است که نظام بانکی کشور از لحاظ بدنه کارشناسی که بتواند بررسی درستی از طرح‌های اقتصادی داشته باشد، دچار ضعف است و این امر باعث شده تا منابع به بخش واقعی اقتصاد تزریق نشود. درحال‌حاضر بسیاری از طرح‌های اقتصادی به صورت تکلیفی از تسهیلات بانکی برخوردار می‌شوند و این در حالی است که شاید از بازدهی لازم برخوردار نباشند. در حالی که نظام بانکی باید خودش طرح‌ها و پروژه‌ها را از لحاظ اقتصادی و توجیه‌پ‍ذیر بودن، بسنجد و اگر طرح از توجیه لازم برخوردار نبود آن را رد کند یا اگر توجیه داشت حمایت‌های لازم را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. اما چنین اختیاری به شکل کامل در اختیار بانک‌ها نیست. اگر به دنبال این هستیم که رشد اقتصادی در کشور اتفاق بیفتد و بخش‌های تولیدی و صنعتی جان دوباره بگیرند باید بانک‌ها تلاش کنند تا بخش‌هایی را که می‌توانند به اشتغالزایی کشور کمک کنند، شناسایی کنند. بانک‌ها باید بررسی کنند که کدام بخش می‌تواند در کشور اشتغالزایی را افزایش دهد و بازدهی اقتصاد را بالا ببرد. مثلا باید در بخش کشاورزی فرصت‌های شغلی که در این بخش می‌تواند ایجاد شود، شناسایی و حمایت‌ها از این بخش افزایش یابد تا گامی در جهت کاهش بیکاری در کشور برداشته شود و این موضوعی است که در بخش تولید، صنعت و... نیز قابل بررسی است. این موضوع باید در بودجه سالانه کشور نیز مورد توجه باشد و بودجه مناسبی در اختیار این بخش‌ها قرار گیرد. مشکل دیگری که در نظام بانکی ما دیده می‌شود، بالا بودن بهای تمام‌شده پول در این بخش است که بحث تامین مالی و نرخ تسهیلات را تحت تاثیر قرار داده است و همچنین بانک‌ها را با بحران روبه‌رو کرده که باید برای کاهش بهای تمام‌شده پول در بانک‌ها نیز اقدام شود. بحث ضعف مدیریت در حوزه بانکی از دیگر موارد حائز اهمیت است. اگر به دنبال این هستیم که نظام بانکی کشور بروزرسانی شود و ارتقا یابد باید از افراد متخصص و مدیران باتجربه بهره گرفته شود؛ مدیرانی که نظریه‌پرداز هستند و می‌توانند خط و مشی‌های مناسب طراحی کنند تا دورنمای آینده قابل پیش‌بینی‌تر باشد. در بانک‌ها باید مدیرانی انتخاب شوند که نگاه حمایتی به تولید و اقتصاد کشور داشته باشند و بتوانند با اولویت‌بندی مناسب اقتصاد منابع را به این سمت هدایت کنند. در کنار این موضوع باید عامل وجود جذابیت در سایر بخش‌ها را نیز مورد اشاره قرار دهیم که باعث شده تمایل سرمایه‌ها به سمت این بخش‌ها افزایش یابد و سهم تولید از سرمایه‌ها کمتر شود.

به نظر شما چرا بخش تولید تاکنون نتوانسته جذابیت لازم را برای بانک‌ها و سرمایه‌گذاران ایجاد کند تا منابع بیشتر به سمت این بخش تمایل پیدا کند؟ همان‌طور که اشاره شد درحال‌حاضر ما شاهد این موضوع هستیم که پول در تولید کمتر است و سرمایه‌ها تمایل دارند وارد بخش‌های دیگری شوند چون تولید از سودآوری لازم که انتظار می‌رود برخوردار نیست. بیشتر پول‌ها تمایل دارند وارد بخش دلالی و سوداگری شوند. به نظر می‌رسد یکی از دلایل این امر این است که تولید از جذابیت زیادی برخوردار نیست و این به عوامل زیادی وابسته است. این موضوع غیر قابل انکار است که هزینه تولید در کشور ما بسیار بالاست و این امر جاذبه بخش تولید را در کشور ما تحت تاثیر قرار داده است. بخش تولید و صنعت کشور درحال‌حاضر با ۶۰ درصد ظرفیت فعالیت می‌کند و این امر این زمینه را ایجاد کرده که تولید ما نتواند با کالاهای مشابه خارجی رقابت کند. اینها مواردی است که سبب شده بانک‌ها و سرمایه‌گذاران چندان راغب نباشند در بخش تولید و صنعت سرمایه‌گذاری کنند و به نظر می‌رسد به سایر بخش‌ها بیشتر از بخش تولید و صادرات بها داده می‌شود.

چه راهکار عملی را می‌شود در این زمینه ارائه کرد که بتواند بخشی از این مشکلات را رفع کند؟ مشکلاتی که اکنون شاهد آن هستیم به شکل یک زنجیره به یکدیگر متصل هستند و باید تمامی حلقه‌ها در به‌وجود آمدن این مشکلات شناسایی و در راستای بهبود آن بخش اقدام شود. به عنوان مثال نظام بانکی به عنوان یکی از حلقه‌های مهم در این زنجیره باید مشکلاتش رفع شود. باید ساختار نظام بانکی کشور نیز مورد بازنگری قرار گیرد تا بانک‌ها از عملکرد بهتری برخوردار شوند. قرار بود بانک‌ها دارایی‌های مازدشان را به فروش برسانند و نقدینگی که در این بخش بلوکه شده را آزاد کنند تا بتوانند از بخش اقتصادی حمایت بیشتری کنند اما این اقدام هنوز به شکل کامل و درست اجرایی نشده است. ما در سال‌های گذشته اجازه دادیم تعداد زیادی بانک و شعبه در کشور ایجاد شود که این بسیار فراتر از ظرفیت‌های اقتصادی کشور است و این خود موضوعی است که بهره‌وری و کارایی را در نظام بانکی به شدت کاهش داده است. ما شاهد فعالیت موسسه‌های مالی غیرمجاز زیادی در کشور هستیم که زمینه تشدید مشکلات را فراهم کرده است. اینها همه مشکلات ساختاری است که باید در نظام بانکی ما و همچنین اقتصاد ایران رفع شود. باید برنامه‌های اشتغالزایی در کشور به شکل دقیق مشخص شود که در کدام بخش سرمایه‌گذاری بیشتری انجام شود که بتواند اشتغالزایی بیشتری برای کشور داشته باشد. باید امکانات و حمایت‌های لازم از بخش‌های‌های اقتصادی در سایر شهرها و روستاها انجام شود تا علاوه بر افزایش اشتغالزایی جلوی مهاجرت‌ها نیز گرفته شود. همچنین در این راستا باید تلاش شود تا مانع واردات غیرضروری به کشور شویم. باید از ظرفیت‌های داخلی کشور به شکل درست بهره گرفته شود. درحال‌حاضر شرایط به گونه‌ای است که مردم بیشتر تمایل دارند کالای خارجی خریداری کنند تا کالای ایرانی؛ این فرهنگ غلط باید اصلاح شود. مردم در حالی کالای خارجی خریداری می‌کنند که ما کالاهای مشابه را در داخل تولید می‌کنیم اما شاید حتی مردم نام آن شرکت یا برند را نشنیده باشند. تولید در کشور ما شرایط بسیار بحرانی دارد و در حال مرگ است که باید آن را به هر روشی نجات داد. از تولید داخلی آنطور که باید حمایت کافی نشده است. حتی در بحث هدفمندی یارانه‌ها که با هدف حمایت از تولید بود آنطور که باید به تولید بها داده نشد و اینها حلقه‌های به‌هم پیوسته است که می‌تواند اقتصاد را متاثر کند. به هر حال باید کاری کنیم که منابع بانکی بیشتری براساس اولویت‌های اقتصادی وارد بخش‌هایی شوند که اثرگذاری بیشتری در اقتصاد دارند. ضمن اینکه باید در جهت رونق تولید، سیاست‌های تنبیهی یا تشویقی به کار گرفته شود. باید به تولید داخل بها داده شود و تولید داخلی در کشور حرف نخست را بزند. باید کاری کنیم که مردم به کالای داخلی اعتماد بیشتری کنند تا تولید در کشور به جایگاه واقعی خودش برسد. ضروری است در این زمینه فرهنگ‌سازی بیشتری شود. ما باید مدیریت‌مان را در این بخش ارتقا دهیم و این یک ضرورت است.

همه برای تولید داخل تلاش کنیم
کد خبر: ۲۵۹۱۴
۱۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۵
ارسال نظر
captcha