سال ۹۴ تراز تجاری ایران پس از گذشت سی و اندی سال مثبت شد که این روند در سال ۹۵ نیز ادامه داشت؛
اقدامی که برخی به آن افتخار کردند و برخی هم گفتند این موضوع، ذوقزدگی ندارد، چراکه این شاخص با کاهش واردات محقق شد، نه بهدلیل رشد صادرات، بنابراین افتخارآفرین نخواهد بود. در حالی شرایط حاکم بر اقتصاد کشور برای رهایی نیاز به جهش صادرات و آن هم از نوع غیرنفتی دارد، که عمده تلاش ما به کنترل و مدیریت واردات معطوف شده و با ممنوعیتهای وارداتی سعی در رسیدن به تراز تجاری مثبت داریم. سال ۹۶ اما ورق برگشت و ما نهتنها شاهد رشد صادرات نبودیم، بلکه تراز هم منفی شد. معاون توسعه صادرات کالا و خدمات سازمان توسعه تجارت یکی از منتقدانی است که میگوید: باید دید چرا اصرار به تراز تجاری مثبت داریم؟ در حالی که باید زیرساختهای رشد صادرات را فراهم و برای جهش صادرات غیرنفتی تلاش کنیم. محمدرضا مودودی در گفتوگو با «گسترشتجارت» تصریح میکند: کشورهایی مانند امریکا که اقتصادی پیشرفته و بزرگ دارند هم میزان واردات بیشتری نسبت به صادرات دارند و درواقع تراز تجاری مثبت ندارند، اما صادرات خوبی را هم برای خود ثبت میکنند. تا پایان سال میتوانیم صادرات غیرنفتی را به رشد برسانیم؟ امیدواریم صادرات در ۳ماه پایانی سال ۹۶ نسبت به مدت مشابه سال گذشته پیشی بگیرد. به هر حال امسال را با کاهش ۱۵درصدی نسبت به سال قبل آغاز کردیم، اما در ۸ ماه به منفی یک درصد رسید، چون پسته، مس، فولاد و بسیاری از محصولات عمده صادراتی را در سبد فروش نداشتیم. بسیاری از این محصولات از سال ۹۴ و ۹۵ در انبارها بود و در سال گذشته همه آنها به فروش رسید، بنابراین وقتی امسال درباره صادرات پسته پیگیری کردیم، متوجه شدیم دلیل افت صادرات این محصول در نیمه نخست سال ۹۶ نبود موجودی در انبارهاست که باید زمان تولید آن برسد تا برداشت کنند و بفروشند. بنابراین با توجه به اینکه نرخ دلار هم بهبود پیدا کرده، تاثیر خود را بر صادرات خواهد گذاشت. ضمن اینکه این محصولات نیز به سبد صادراتی اضافه خواهد شد. کارنامه تجارت سال ۹۶ با تراز تجاری مثبت بسته خواهد شد؟ خیر. شاید نشود با تراز تجاری مثبت سال را تمام کنیم، چون موضوع واردات را داریم که با رشد بیش از ۱۰ درصد همراه است، در حالی که سال قبل خیلی کمتر بود. هرچند این محدودیتهای وارداتی و برخی سیاستگذاریها در ممنوعیت مردم را بیشتر حساس میکند. نمیتوان برای توسعه تجارت با دنیا تلاش کرد و همزمان فقط رویکرد صادراتی داشت. هرچند بهطور کلی تمام کشورها همواره درصدد مثبت کردن تراز تجاری خود با دیگران هستند و حفظ تراز مثبت برای تمام کشورها یک ضرورت اجتنابناپذیر است، اما اگر تمام کشورهای جهان بخواهند فقط صادرکننده باشند، بدیهی است که چرخه تجارت در بازارها متوقف میشود و عمر تعاملات اقتصادی ملتها با یکدیگر به پایان میرسد. پس پرسش کلیدی این است که چگونه میتوان در عین اینکه تعاملات تجاری را محترم میشماریم، همواره بهگونهای صادر کنیم که تراز تجاری کل، مثبت باقی بماند؟ شاید مهمترین خطای استراتژیک در سبدی باشد که بهعنوان پرتفوی(سبد) صادراتی تصور میکنیم. درواقع ذهنیت ما در سالهای گذشته همواره از صادرات غیرنفتی؛ صادرات کالاهای صنعتی، معدنی و کشاورزی بوده است؛ اقلامی مصرفی که در چرخه تولید به آخرین حد از افزایش ارزش تولیدی رسیده و برای مصرف مشتری و مصرفکننده نهایی آماده است. بهعبارتدیگر ما تمامیت ارزشافزوده یک کالای تولیدشده را طالبیم و صادرات هر کالای دیگری که محصول نهایی نباشد، با عنوانهایی مانند خامفروشی محکوم میکنیم. اگرچه این استدلال پذیرفتنی است که خامفروشی نه همسو با منافع ملی است، نه به ایجاد و توسعه اشتغال مولد کمک میکند و نه ارزشافزوده لازم را نصیب فعالان اقتصادی میکند، اما نباید از این واقعیت نیز غفلت کرد که دیگر کشورهای صادراتی بهدنبال همین امتیازها و مولفهها مانند سودآوری و اشتغال هستند و دنیا امروز با تعریف «زنجیرههای جهانی تولید» این درآمد کل را بین بازارهای مختلف تقسیم کرده و به اشتراک میگذارد تا چرخه اقتصادی زنجیرهای از بازارها در اتصال با هم بچرخند و سود کنند و در این زمینه، گرچه ممکن است بخشی از سود ناشی از تکمیل نبودن چرخه تولید کالای نهایی (کالای نیمساخته) از جیب کشور تولیدکننده، حذف و به جیب سایر کشورها واریز شود، اما از آنجا که در بخشی دیگر و محصولی دیگر، این فرصت نصیب این کشور نیز میشود تا کالای نیمساخته کشور دیگری را وارد و فرآیند تولید آن را تکمیل کند، بنابراین ضرر ناشی از آن، جبران خواهد شد. از سوی دیگر در بحث مدیریت واردات گویا برای همه شرط است و موضوع حیثتی شده که تراز تجاری هر طور شده باید مثبت شود، در حالی که کشورهای بزرگ دنیا هم تراز منفی دارند، مانند امریکا که نزدیک به ۸۰۰ میلیارد دلار تراز تجاری منفی دارد، ژاپن ۳۰ میلیارد دلار و فرانسه هم همینطور. اما ما میخواهیم حتما تراز تجاری مثبت باشد و بدون نفت هم مثبت باشد. بر همین اساس تا حدودی سیاستهایی بر واردات اعمال میکنیم که میتوانند تاثیر سوئی داشته باشند. اما چرا اصرار داریم به اینکه تراز مثبت باشد؟ آیا این هدف باعث نمیشود ما دچار سیاستگذاریهایی شویم که درنهایت بهنفع مردم هم نباشد؟ مانند خودرو که ناگهان خودروهای خارجی تا میلیونها تومان گران شد. در نتیجه نباید سیاستها و کلیدواژههایی را در کشور سیاسی کنیم تا بعد مجبور باشیم برای کنترل و تحقق آن اقداماتی انجام دهیم که درنهایت به کل ساختار اقتصادی کشور آسیب میزند. هدفگذاری صادرات برای سال ۹۶ چه میزان است؟ براساس قانون برنامه ششم توسعه باید ۲۱/۷ درصد رشد داشته باشیم، یعنی نزدیک به ۵۳ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی. اما پیشنیازهایی هم برای تحقق این هدف تعریف شده بود که متاسفانه اجرا نشد. باید سالانه نزدیک به ۶۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری انجام میشد که این اتفاق رخ نداد. یا اینکه اجرای بسته حمایتی صادرات را داشتیم که آن هم محقق نشد. از همه مهمتر نبود روابط بانکی با دنیاست که هنوز به طور کامل برقرار نشده است. در واقع تمام زیرساختهایی که لازمه رشد و جهش بود، شکل نگرفت. وضعیت پرداخت مبالغ بسته حمایتی صادرات به کجا رسید؟ در این باره با توجه به اتفاق ناگواری که در کرمانشاه رخ داد، احتمالا دولت دستش خالی است، اما این جزو دیون دولت است که حتما باید پرداخت کند اما اینکه تا پایان سال بتواند محقق کند یا به سال آینده موکول خواهد شد، هنوز مشخص نیست. آقای خسروتاج در نشست خبری اخیر خود از درخواستی برای در نظر گرفتن ردیف بودجهای برای مشوقهای صادراتی گفته بود. نظر شما در این باره چیست؟ بله، حتما باید باشد. رئیس مجلس شورای اسلامی هم در روز صادرات قم قول این موضوع را دادند. ما حتی گفته بودیم عوارض برخی از محصولات وارداتی نیز بهنفع صادرات باشد. به نظر من باید در بودجه ۹۷ این ردیفها لحاظ شود، یعنی اگر واقعا صادرات اهمیت دارد، باید این اتفاق بیفتد. ضمن اینکه برخی از مشوقها، وظایف ذاتی سازمان توسعه تجارت است، مانند نمایشگاه هیاتها و تبلیغات و مراکز تجاری که نباید از محل مشوقها باشد، بلکه باید در ردیف بودجه سازمان جای بگیرد و بهعنوان تکلیف محقق شود، نه اینکه منتظر اعطای مشوق باشیم. صادرات مشکلات بسیاری دارد، اما از دیدگاه شما چرا صادرات ما هنوز پا نگرفته است؟ بسیاری از صنایع ایران در دهه ۶۰ و ۷۰ با نگاه به خودکفایی محلی ایجاد شدند و هدف اصلی آنها این بود که خوداتکایی را براساس نیاز منطقهای- شهر، استان یا کشور- دنبال کنند. بر همین اساس با بخش زیادی از واحدهای صنعتی کوچک که توان رقابت ندارند، روبهرو هستیم. ما باید نگاهمان را توسعه دهیم، چراکه به صادرات برای رونق اقتصاد نیاز داریم. بهعنوان نمونه یکی از اصلیترین مولفههای صادرات موفق، بستهبندی است که باید با کاغذ مرغوب انجام شود، اما چون واحدهای تولیدی کاغذ ما کوچک و کمتوان هستند، نمیتوانند کالای باکیفیت رقابتی تولید کنند که البته خودشان با مشکل مهم بهای تمامشده بالا روبهرو هستند. در این میان صادرکنندگان بخش خصوصی نیز معتقدند برای صادرات، بیش از این کالاها را گران نکنیم، بنابراین از کاغذ وارداتی برای محصولات صادراتی استفاده کنیم تا رقابتپذیرتر باشیم. این موضوع هم مورد اعتراض بخش تولیدکننده کاغذ داخلی است که میگویند با وجود تولید داخلی نیازی به واردات نباید باشد. در اینجا با تناقض روبهرو هستیم؛ آیا باید از تولید داخل حمایت کنیم که در این صورت کالای کمکیفیتتر و گرانتری نصیبمان میشود، یا اینکه باید برای رقابت در بازارهای جهانی از محصولات خارجی باکیفیتتر و ارزانتر از داخلی استفاده کنیم؟ اگر نگاه صادراتی باشد، باید اجازه دهیم ورود موقت شکل بگیرد تا براساس آن شاهد رونق تولیدات صادراتی هم باشیم.