حمیدرضا برادران شرکا/ اقتصاددان
در هر کشوری معیشت مردم جزو نگرانیها و دغدغههای اصلی دولتها است، چراکه همه باید زندگی شرافتمندانه با شغلی سزاوار و مناسب داشته باشند. بر این اساس میتوان اقتصاد را موضوع بسیار مهم و پاشنهآشیل همه دنیا دانست که در صورت بهبود آن به توسعه دست مییابیم و اگر هم با کمبود و ضعفی روبهرو شویم، پیامدهای آن میتواند آسیبزا باشد. مشکل عمده اقتصاد ایران نیز درحالحاضر موضوع بیکاری است و بیشترین شکوهای که وجود دارد، مربوط به این بحران بزرگ در کشور میشود، بهویژه بیکاری جوانانی که با هزار امید و آرزو درس خواندهاند و منتظر هستند نتیجه زحمات و تلاش خود را ببینند که اگر یک کار ساده هم پیدا نکنند، به شدت در روحیه و امید به آینده آنها تاثیرگذار خواهد بود. درحالحاضر، در سراسر دنیا از نیروی کار جوان استقبال میشود و از اینکه نیروی جوانی داشته باشند، خشنود هستند، چراکه به آنها به عنوان یک فرصت ناب نگاه میکنند. این فرصت میتواند برای ایران نیز با استفاده از خلاقیت، نوآوری و تلاشگری نیروهای جوان، کل شرایط اقتصاد را دگرگون کند، اما متاسفانه توجهی نمیشود و بهطبع اثرگذاری لازم را هم شاهد نخواهیم بود. اینکه برخی میگویند، چندین نفر در کشور با مسئولیتهای اقتصادی متفاوت هستند و امکان ایجاد تداخل در تصمیمگیریها وجود دارد، موضوعی نیست که بخواهد ایجاد نگرانی برای ما کند، چون مشکل اقتصاد ما جدیتر از این موضوعات است که افراد متعدد در اقتصاد بتوانند آن را حل کنند. ما نیازمند مطالعه عمیق درباره اهداف اقتصادی هستیم که بتواند با استراتژیها و برنامههای مختلف ما را به اهداف مشخص برساند. اگر آقایان مشاور و معاون اقتصادی در جمعی واحد به این مسائل به طور جدی بپردازند، به طور قطع تاثیرگذار خواهد بود، اما به هر حال به عملکرد آقایان بستگی دارد که تداخلی در اجرا ایجاد نشود. اقتصاد ایران نیاز به سرمایهگذاریهای جدید دارد که مستلزم فراهم بودن فضای کسب و کار مناسب و سامانه توزیع منابع کارآمد است. ضمن اینکه بانکها باید بتوانند منابع مردم را بهگونهای ساماندهی کنند که صرف سرمایهگذاری مولد در کشور شود. به هر حال تمام اینها، مسائلی است که نیازمند مطالعات و بررسیها و تصمیمگیریهای جدی است و تفاوتی نمیکند که تصمیمگیران اقتصادی یکیدو نفر باشند یا چندین نفر، چون مادامی که به موضوعات اصلی و عمیق اقتصاد رسیدگی نشود، نمیتوان آثار مثبتی را از چنین عملکردی شاهد بود. برخی فکر میکنند اگر تعدد افراد بیشتر باشد، یک سینرژی ایجاد میکنند و بهتر و سریعتر میتوانند مشکلات را به نتیجه برسانند، اما به جای اینکه نگران تعدد جایگاههای اقتصادی در کشور باشیم، باید آسیبشناسی کنیم که چرا از نیروهای جوان و دانشگاهیان که میتوانند کمک فکری کنند، از بخش خصوصی و حتی بخش عمومی غیردولتی که سهم بزرگتری در اقتصاد ایران دارد اما در جهتگیریها و تصمیمگیریها مشارکت ندارد، بهره نمیبریم. این مسائل باید دغدغه ما باشد و رئیسجمهوری نیز به عنوان فرمانده تیم اقتصادی، هدایت این امور را برعهده بگیرد. هرچند این مورد را هم نمیتوان کتمان کرد که برخی عوامل بیرونی غیرقابل کنترل و خارج از کنترل دولت وجود دارد که بسیاری از مسائل را تحتشعاع قرار میدهد اما در همین فضای موجود هم میشد کارهای بهتری انجام داد.