سکه، ارز، طلا، بورس و مسکن ۵ بازار موازی در اقتصاد ایران هستند که بالا یا پایین رفتن شاخص یکی از این بازارها به دلیل تغییر در عامل عرضه و تقاضا و ورود شوکهای هیجانی به بازار، بر دیگری تاثیرگذار است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش ، روزنامه گسترش تجارت: در ماههای گذشته نیز با توجه به کاهش نرخ سود بانکی از یک سو و عوامل خارجی موثر بر نرخ ارز، این بازارها با نوسان روبهرو بودهاند، به طوری که با تصمیم بانک مرکزی مبنی بر افزایش نظارت بر نرخهای مصوب سود بانکی، انتظارها برای بروز واکنشهای جدید در بازارهای موازی با هدف حفظ قدرت خرید پول بالا رفت. این حساسیت در بازار ارز و سکه بیش از سایر بازارها ایجاد شد و البته تحلیل یک ماه گذشته بازار هم نشان داد که تمام بازارهای موازی از بازار مسکن گرفته تا بازار سکه و ارز با تغییر چشمگیری روبهرو شدند، تا آنجا که به رکوردشکنی نوسان سکه در شهریور انجامید. ارزیابی ۴ بازار مسکن، سکه، دلار و همچنین بازار سود بانکی حکایت از آن دارد که در یک سال گذشته ورود سرمایه به این بازارها هر چند با زیان همراه نبوده، با این حال سود حاصل در این بازارها به شدت با یکدیگر متفاوت است. سکه بهار آزادی سکه یکی از مهمترین بازارهای جذب سرمایههای خرد در ایران است. هر چند بازار سکه در ۴ سال گذشته با ثبات روبهرو بوده، اما با این حال تفاوت نرخ این کالا در مهر سال گذشته با شرایط کنونی قابل توجه است. متوسط نرخ سکه در مهر سال گذشته طبق آمار بانک مرکزی برابر با یک میلیون و ۱۰۱ هزار تومان بود، در حالی که در شرایط کنونی هر قطعه سکه بهار آزادی طرح جدید دستکم به یک میلیون و ۳۱۰ هزار تومان، افزایش یافته است. به این ترتیب ۲۰۰ میلیون تومان در مهر سال گذشته با ۱۸۱. ۶ قطعه سکه برابری میکرد، در حالی که این تعداد سکه در شرایط کنونی حداقل ۲۳۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان نرخ دارد. سود سرمایهگذاری در این بازار نزدیک به ۱۹ درصد برآورد میشود. دلار هر چند سایر ارزها ممکن است در بازار ایران حتی رشدی بیش از دلار داشته باشند، اما دلار مرجعی برای سرمایهگذاران خردی است که قصد دارند نقدینگی خود را از تورم مصون داشته و افزایش بدهند. در مهر سال گذشته متوسط نرخ دلار ۳ هزار و ۵۹۰ تومان از سوی بانک مرکزی محاسبه شده است، به این ترتیب ۲۰۰ میلیون تومان امکان خرید ۵۵ هزار و ۶۹۴ دلار را فراهم میکرد که این نرخ حجم دلار در شرایط کنونی با توجه به نرخ ۴۰۱۷ تومانی دلار در شرایط کنونی به ۲۲۳ میلیون و ۷۲۷ هزار تومان میرسد. سود سرمایهگذاری در این بازار ۱۱. ۵ درصد است. به این ترتیب تفاوت سرمایهگذاری در دو بازار اخیر اعلامشده با بازار مسکن به شدت قابل توجه است. سود بانکی بسیاری از کارشناسان معتقدند سود بانکی نباید بازاری برای سرمایهگذاری بهشمار رود. در بسیاری از کشورهای جهان نیز سود بانکی رقیبی برای سایر بازارها نیست اما در سالهای اخیر در ایران سود بانکی خود به رقیبی جدی برای بازارها تبدیل شده است. این در حالی است که سود بانکی در ایران در سالهای اخیر حتی بالاتر از نرخ تورم بوده است. در حالی که متوسط نرخ تورم در ایران در سال گذشته و امسال تکرقمی بوده، اما سود بانکی حتی بالاتر از ۲۳ درصد گزارش شده است. در مواردی برخی موسسهها و بانکها که مجوزهای رسمی فعالیت از بانک مرکزی را نیز داشتهاند، در این دوره زمانی سودهایی بالاتر از این رقم را به سپردهگذاران پرداخت کردهاند. آشفتگی بازار پولی در ایران سبب شد بالاخره بانک مرکزی دست به کار شود و بخشنامهای را که پیشتر برای رسیدن نرخ سود بلندمدت به ۱۵ درصد در شورای پول و اعتبار به تصویب رسیده بود، اجرایی کند و چنین شد که نرخ سود بانکی از ۱۱ شهریور امسال به ۱۵ درصد برای سپردههای یکساله و ۱۰ درصد برای سپردههای کوتاهمدت کاهش یافت. اگر کسی در مهر سال گذشته نسبت به افتتاح سپرده با نرخ سود ۲۳ درصد اقدام کرده باشد، در این یک سال سودی برابر با ۴۶ میلیون تومان دریافت کرده است. همانگونه که اشاره شد نرخ بازده سرمایه در این بازار دستکم ۲۳ درصد برآورد شده است. این نرخ در صورتی حاصل شده که سپردهگذار سود سرمایه خود را از بانک خارج کرده باشد، در غیر این صورت سودی بر سود سپرده بلندمدت نیز به سپردهگذاری تعلق گرفته است. به این ترتیب سپردهگذاری در بانک سوددهترین بازار برای سرمایهگذاران خرد و مسکن کمبازدهترین برای این دسته از افراد بوده است. وضع ناخوش بورس حال و روز بورس در این یک سال اما چندان خوشایند نبوده است؛ حتی کاهش نرخ سود بانکی نیز رشد این بازار را چنانکه انتظار میرفت به همراه نداشت، از این رو سرمایهگذاری در این بازار، در برخی سهمها حتی زیانهایی را متوجه سهامداران کرده است. برای تحلیل این بازار لازم است آمارهای مربوط به ماه مهر این بازار منتشر شود تا مبنای تحلیل قرار گیرد. بسیاری از کارشناسان معقتدند سیمای رنگپریده بورس واقعیات اقتصادی را بازنمایی میکند، چراکه بورس پیشانی اقتصاد هر کشوری است و با توجه به مشکلات کنونی اقتصاد به نظر میرسد حل بحرانهای فعلی پیشنیاز جهش بورس و رشد واقعی در این بازار مهم کشور است. این وضعیت بورس را از میان گزینههای مطرح برای بسیاری از سرمایهگذاران خارج کرده است. مسکن، کمبازدهترین مسکن در ایران سالهاست در رکودی سخت و سنگین به سر میبرد. سود اندک سرمایهگذاری در این بازار ساختوساز را نیز در یک دهه گذشته با کاهش روبهرو کرده است. بررسیها نشان میدهد ۲۰۰ میلیون تومان در مهر سال گذشته، امکان خرید ۴۵ متر مربع واحد مسکونی در مرکز شهر تهران را به طور متوسط فراهم میکرد. بانک مرکزی متوسط افزایش نرخ مسکن در این دوره زمانی یعنی یک سال اخیر را کمتر از نرخ تورم ارزیابی کرده است. در مهر سال گذشته متوسط نرخ مسکن در تهران برابر با ۴ میلیون و ۴۴۰ هزار تومان بوده است، اما طبق آخرین آمار ارائهشده به ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است. به این ترتیب این واحد مسکونی در صورت وجود مشتری ممکن است به نرخ ۲۰۷ میلیون تومان به فروش برسد. سود سرمایهگذاری در این بازار نزدیک به ۳. ۵ درصد محاسبه میشود. این سود اندک، سرمایهگذاری در این بازار را نسبت به سایر بازارها فاقد ارزش و توجیه اقتصادی میکند. از دیگر سو؛ بررسیها نشان میدهد که بخشی از رشد معاملاتی که در ۶ ماه نخست سال اتفاق افتاده مربوط به خانهاولیها و افرادی است که با سپردهگذاری تقاضای وام دارند، در نتیجه همین حجم از تقاضا هم وارد بازار مسکن شده است. البته برخی تحلیلها حکایت از آن دارد که رشد معاملات مسکن پیشدرآمد رشد ناگهانی قیمتها مانند سالهای ۸۱، ۸۶ و ۹۱ است؛ این در حالی است که بنا به گفته کارشناسان این اتفاق دوباره تکرار نمیشود، زیرا جنس افزایشها از رشد مثبت حکایت دارد. از سویی بررسیها نشان میدهد از آنجا که سپردهگذاریها توسط گروههای کمدرآمد و متوسط انجام شده تقاضای جدید بازار مسکن، تقاضای واقعی است. از سویی آنچه به عنوان رکود در بازار مسکن از آن یاد میشود، مربوط به ساکن ماندن تقاضای مسکن لوکس است. درحالحاضر برای بازار مسکن لوکس تقاضای کافی وجود ندارد. کاهش متقاضی مسکن لوکس برآوردها حاکی است که در امسال بیش از ۱۰۰ هزار وام خرید وارد بازار مسکن شود که مبلغ آنها بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان است. با وجود آنکه کارشناسان معتقدند بازار مسکن به زودی جذابیت خود را بهدست میآورد؛ اما به گواه آمار این فقط برای مسکن غیرلوکس بوده است. آمار روایت میکند که مسکن در نیمه نخست امسال رشدهای امیدوارکنندهای را به ثبت رسانده است. البته بررسیها نشان میدهد که این رونق نسبی که در نیمه نخست سال اتفاق افتاده، ناشی از تحریک تقاضا برای مسکن غیرلوکس بوده است؛ یعنی بخش واقعی تقاضا. موضوعی که دولت مدتهاست این هدف را دنبال میکند که تقاضای واقعی به جای حرکتهای سوداگری در بازار مسکن تقویت شود. به گفته کارشناسان در صورتی که تقاضای مسکن را به عنوان نیاز به سرپناه و کالای ضروری در نظر بگیریم، در امسال تقاضای مسکن غیرلوکس که به عنوان سرپناه و نه به عنوان سرمایهگذاری مورد استفاده قرار میگیرد، افزایش پیدا کرده است.