اهمیت کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی، آن هم در اقتصاد بانکمحور ما، بر کسی پوشیده نیست، اما اینکه کاهش این نرخ در نهایت نفع بخش اقتصاد را نشانه بگیرد و به سمت فعالیتهای غیرمولد حرکت نکند، موضوع بسیار مهمتری است که باید مورد توجه سیاستگذاران پولی و اقتصادی کشور باشد. درحالحاضر آنطور که از گوشه و کنار به گوش میرسد، سیاستگذاران پولی کشور مصمماند تا نرخ سود بانکی را کاهش دهند. در این زمینه برای اینکه نتیجه مطلوب حاصل شود و اهداف مدنظر در اجرای این سیاست محقق شود، به نظر میرسد که باید به برخی نکات توجه و برخی ملاحظات در این راستا رعایت شود. اینکه بانک منابع کافی در اختیارش نباشد اما نرخ سود کاهش یابد؛ به نظر میرسد این امر دردی از مشکلات صنعت و تولید دوا نخواهد کرد و باید ابتدا کمبود منابعی که در بانکها احساس میشود رفع شود. به عبارتی تا زمانی که بانک منابع مکفی در اختیارش نباشد و معضل بزرگ کمبود منابع در بانکها رفع نشود، حتی اگر نرخ سود بانکی در پایینترین حالت هم قرار گیرد، این امر نمیتواند به نفع تولید و اقتصاد کشور تمام شود، چون بانک پولی برای پرداخت ندارد و این خود یک معضل بزرگتری را ایجاد خواهد کرد. در این موضوع تردیدی وجود ندارد که نرخ سود تسهیلات باید کاهش یابد اما به شرط آنکه پیش از این شرایط برای پایبند بودن بانکها به اجرای این سیاست فراهم باشد و منابع نیز به شکل هدفمند و درست به سمت تولید هدایت شود. به طور حتم در چنین شرایطی میتوان امیدوار بود، هرچه نرخ سود تسهیلات بانکی کاهش یابد؛ نفع تولید و صنعت از این بابت بیشتر شود و این یعنی حرکت در مسیر رونق اقتصادی.