وقتی در هفته گذشته، رئیس سازمان سینمایی سوره وابسته به حوزه هنری از علاقه این نهاد فرهنگی برای اکران فیلمهای خارجی سخن به میان آورد این گمانهزنی دوباره در میان سینماگران مطرح شد که نمایش آثار روز سینمای دنیا میتواند به رشد صنعت سینما و گسترش تنوع در چینش اکران کمک کند یا به دلیل کمبود زیرساختها و نبود سالنهای سینما در سطح کشور؛ اکران این آثار به اقتصاد سینمای ایران ضربه میزند؟
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: صحبتهای حمزهزاده از جایی میتواند رنگ و بوی جدیتری به خود بگیرد که استنباط این مدیر سینمایی برای اکران فیلمهای خارجی با سیاستهای سازمان متبوع خود برای تحریم نمایش برخی از آثار در زیر مجموعه سینماهای حوزه هنری همخوانی بیشتری دارد. رئیس سازمان سینمایی حوزه هنری کشور به اکران فیلمهای خارجی در سینماهای کشور اشاره کرد و گفت: اگر سینمای ایران با روند فعلی در زمینه تولید فیلم پیش برود و به بخش تجاری توجه نکند ما به عنوان یکی از بخشهای سینماداری کشور، اکران فیلمهای خارجی را در دستور کار قرار میدهیم. وی ادامه داد: درحالحاضر این مسئله اولویت ما نیست و این موضوع بستگی به این دارد که دولت تا چه اندازه دغدغه تجارت، بازرگانی و اقتصاد سینما را داشته باشد و بخش صنعت ما نیز چه اندازه این موضوع را مورد توجه قرار دهد. حمزهزاده یادآور شد: هر صنعت و کسب و کار کوچکی، میزی در سازمان صنعت و تجارت دارد اما سینمای ایران صاحب هیچ اتاق بازرگانی نیست و بار نبود این تدابیر که مربوط به سیاستگذاریهای کلان کشور در سینماداری است را نباید حوزه هنری به دوش بکشد. لازم است این مهم مورد توجه قرار گیرد. این صحبتهای حمزهزاده با پالسهای مثبتی از سوی محمدمهدی حیدریان، رئیس سازمان سینمایی روبهرو شد. حیدریان در یک برنامه تلویزیونی با اشاره به اکران فیلمهای خارجی، این اتفاق را مثبت ارزیابی کرد و رسیدن به یک راهکار مناسب برای ایجاد فضای رقابت در سینما را اولویت اکران این آثار دانست. اما پرسش این است که پای فیلمهای خارجی از چه زمانی به ایران باز شد؟ پیش از انقلاب، فیلمهای خارجی جایگاه ویژهای در ایران داشتند. سینماهای بالای شهر ویژه اکران فیلمهای خارجی بودند و در سینماهای پایین شهر، فیلم فارسیها به نمایش در میآمدند. در دهه ۶۰ تعدادی از مدیران سینمایی کشور با بررسی الگوهای سینمایی کشورهایی مانند اروپای شرقی و روسیه، تعدادی از محصولات ممتاز این کشورها را در ایران و در سینماهایی معدود به نمایش گذاشتند. این کار در ابتدا فقط در تهران انجام میشد. آن زمان فیلمهای فیلمسازان بزرگی چون آندره تارکوفسکی، سرگئی پاراجانف، آندره وایدا، لاریسا شپیتکو، برناردو برتولوچی و... اکران میشدند. این فیلمها در ۲سینمای آن سالها یعنی سینما عصرجدید و شهر قصه اکران میشدند و رفتهرفته طرفداران خود را پیدا کردند. بعدها که از اکران این فیلمها استقبال شد، فیلمخانه ملی ایران، هفتهای یک روز این فیلمها و آثاری از فیلمسازان بزرگ را به نمایش میگذاشت تا اکران فیلم خارجی به یک رسم تبدیل شد! بعدها با ورود سیدیها و دیویدیهای فیلمهای خارجی، کمتر کسی رغبت میکرد به سینما برود تا فیلمهای خارجی را ببیند. اما بعضی فیلمها در عین حال که در سانسها و سالنهای محدود اکران میشدند، باز هم با استقبال خوبی روبهرو بودند. از آن جمله اکران «کینه» و «یتیمخانه» بود که در زمان اکران با استقبال بالایی روبهرو شدند. جالب است که «یتیمخانه» فقط در یک سانس در سینما فرهنگ نمایش داده شد، آنهم بعد از نیمهشب! فرزاد موتمن کارگردان سینما که فیلم پرفروشی همچون «پوپک و مش ماشاالله» را در کارنامه خود دارد درباره اکران فیلمهای خارجی میگوید: «به نظر من فیلم خارجی باید اکران شود مانند هر کشور دیگری که فیلمهای خارجی را اکران میکند. فیلم خارجی دروازه فرهنگی برای ارتباط با همه کشورهاست. فیلم خارجی به ما یاد میدهد سینما چیست، افق دیدمان را گستردهتر میکند، اصلا ما باید فیلم خارجی ببینیم که بتوانیم فیلم بسازیم! » اما تنها حامیان نمایش فیلم خارجی، مدیران دولتی نیستند و برخی سینماگران نیز نگاهی مثبت به این اتفاق دارند. محمد اطبایی، پخشکننده بینالمللی با اشاره به اینکه «نمیدانم حوزه هنری چرا علاقهمند به پخش فیلمهای خارجی شده اما خودم از مدافعان سرسخت اکران فیلمهای خارجی هستم» میگوید: این حق مردم است که فیلمهای روز دنیا را در سینماها ببینند. اکران فیلمهای خارجی اگر به صنعت سینمای داخلی ضربه نزند میتواند موتور محرک خوبی برای پیشرفت اقتصاد سینما باشد؛ موضوعی که با تدبیر و تامل در چگونگی اجرا نتیجه مطلوبی خواهد داشت.