راضیه عموزاده خلیلی - کارشناس بازارسرمایه
صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت بهعنوان بهترین مقصد برای نقدینگی سرگردان جامعه همچنان از دید عمومی پنهان مانده است. صندوقهای سرمایهگذاری نوعی از نهاد سرمایهگذاری بهحساب میآید که بسته به نوع صندوق (با درآمد ثابت یا مختلط) موجودی خود را در ترکیبی از اوراق بهادار شامل سهام، اوراق قرضه، ابزارهای کوتاهمدت بازار پول و دیگر داراییها سرمایهگذاری میکنند. صندوقهای سرمایهگذاری، مزیتهای گوناگونی نسبت به سرمایهگذاری انفرادی سرمایهگذاران در بازار سرمایه دارند. این صندوقهای با درآمد ثابت با بهرهبردن از تحلیلگران و مدیران سرمایهگذاری حرفهای تلاش میکنند با یافتن اوراق مناسب و خرید و فروش بهموقع آنها، عملکرد ممتازی برای سرمایهگذاران خود فراهم کنند. همچنین امکان سرمایهگذاری مناسب و متنوعتر داراییها در این صندوقها فراهم شده و در نتیجه خطرپذیری سرمایهگذاری کاهش مییابد. با توجه به شرایط فعلی، افزایش روحیه سرمایهگذاری کوتاهمدت و نوسانگیری در بین فعالان بازار سرمایه، مدیران صندوق سرمایهگذاری سعی میکنند با در نظر گرفتن درجه ریسکپذیری مشتریان خود از اقدامات هیجانی در خرید و فروش و تغییر داراییهای صندوق در کوتاهمدت پرهیز کنند. یکی دیگر از مزایای مهم این صندوقها این است که مدیران سرمایهگذاری براساس تحلیل بنیادی اقتصاد جهانی، اقتصاد ملی، صنایع و شرکتها و همچنین تحلیل حساسیت و سایر آزمونهای آماری اقدام به سرمایهگذاری کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت میکنند. در سالهای گذشته بالا بودن نرخ سپردههای بانکی و کمتر خطرپذیر بودن سپرده در بانک موجب شده بود بیشتر افراد برای سرمایهگذاری به بانک مراجعه کرده و پولهای خود را در بانک سپرده کنند اما درحالحاضر با توجه به کاهش نرخ بهرههای بانکی در ماههای گذشته که ازسوی بانک مرکزی اجرای شد، سبب ورود نقدینگیهای جدید به بازار سرمایه شده و این موضوع باعث شد صندوقهای با درآمد ثابت در شرایط فعلی یکی از ابزارهای جایگزین برای سرمایهگذارانی شوند که قصد ورود به بازار سرمایه را دارند اما تجربه و تحلیل لازم را نداشته و تحمل خطرپذیری نیز ندارند. اما با وجود همه مزایایی که صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت نسبت به سپردههای بانکی دارند هنوز بخش زیادی از افراد جامعه با این نوع صندوقها و عملکرد آن آشنا نیستند. شاید بتوان گفت دلیل اصلی تمایل نداشتن بخش زیادی از مردم به این روش سرمایهگذاری، ضعف آموزش و فرهنگسازی درست درباره نوع عملکرد و سازوکارهای عملیاتی سرمایهگذاری در این نوع صندوقها باشد. به نظر میرسد مدیریت بازار سرمایه باوجود عملکرد مثبتی که در توسعه ابزارهای مختلف و ایجاد انواع صندوقها در این سالها داشته، اما به بخش فرهنگسازی و آموزش عمومی آنها توجه چندانی نداشته و یا حداقل متناسب با رشد ابزارها این آموزشها انجام نشده است. شاید کارگزاریهای بانکی به دلیل روابط متقابلی که با بانکهای وابسته به خود دارند بتوانند یکی از راههای سریعتر توسعه و افزایش شناخت عمومی در زمینه انواع ابزارهای موجود در بازار سرمایه، به ویژه صندوقهای سرمایهگذاری باشند، به عبارتی باید از ظرفیت محبوبیت و شناخت بیشتر مردم نسبت به بانکها استفاده بهینه کرد و این آموزشها را از طریق بانکها به عموم مردم انتقال داد. همچنین پیشنهاد میشود مدیریت بازار سرمایه از ظرفیت مثبت رسانههای دیداری و شنیداری بهره بیشتر برده و یا حتی مبادرت به ایجاد شبکه اختصاصی بورسی در رادیو کند.