یکی از مهمترین دستاوردهای مذاکرات هستهای و توافق ژنو، بازشدن درهای ایران به روی تاجران و بازرگانان خارجی بود که هرچند روز یکبار خبری مبنی بر برگزاری جلسه مذاکره یا امضای قرارداد بین طرفهای ایرانی و خارجی منتشر میشد، اما رفت و آمد هیاتها به هیاتهای تجاری و بازرگانی ختم نشد و در دورههایی کارشناسان موسسههای بینالمللی نیز برای بررسی اقتصاد ایران و ارائه راهکارهای توسعهای مهمانان بخشهای مختلف دولتی و خصوصی شدند.
در ادامه این رفت و آمدها و ارائه راهکارهاست که در چند هفته گذشته اتاق بازرگانی بهعنوان پارلمان بخش خصوصی با دعوت از نمایندگان موسسههای بینالمللی خارجی اقدام به برگزاری نشستهای مشترک با فعالان بخش خصوصی میکند. در تازهترین نشستها، نشست مشترکی در اتاق تهران میان نمایندگان بخش خصوصی ایران و مدیران موسسه فریزر که یک نهاد معتبر بینالمللی در حوزه مطالعات اقتصادی و بهویژه سنجش آزادی اقتصادی و رتبهبندی کشورهای جهان است، برگزار شد و چندی پیش هم نمایندگان موسسه پرایسپاترهاوسکوپرز با برگزاری نشست مشترک با فعالان بخش خصوصی به رایزنی با فعالان بخش خصوصی در اتاق بازرگانی تهران حاضر شدند. بدون شک تجربهها و برنامههای ارائه شده از سوی نمایندگان این موسسهها میتواند راهنمای خوبی برای دستاندرکاران و مسئولان در حوزههای مختلف اقتصادی باشد اما با وجود تمام محسنات، آنچه مغفول مانده بهرهگیری از ظرفیتهای کارشناسی و استادان اقتصادی داخل است و ارتقای جایگاه و استفاده از نظر و تئوریهای علمی کارشناسان داخلی. او پاسخ به این سوال که؛ ما در تمام این سالها چقدر از راهنماییها و نسخههای کارشناسان ایرانی بهره جستهایم و چقدر نظر این گروه را در تصمیمگیریهای اقتصادی دخالت دادهایم که حالا برای اصلاح ساختار اقتصادی ایران چشم به نسخه کارشناسان خارجی دوختهایم. این واقعیتی انکارناپذیر است که ایرانزمین در این سالها کارشناسان و دانشآموختههایی را تربیت کرده که میتوان از تجربه و دانش آنها در مسیر توسعه ایران بهرهبرد. کارشناسانی که با قوانین و مشکلات بخشهای مختلف ایران آشنایی بیشتری دارند و قادر به ارائه راهکارهای عملیاتیتر با توجه به شرایط روز ایران هستند. دستکم درحالحاضر ۳ طیف مشخص در فضای فکری اقتصادی ایران حضور جدی دارند. طیف نخست متعلق به افرادی مانند فرشاد مومنی، محسن رنانی، محمدستاریفر و عباس شاکری است. طیف دیگر را اقتصاددانانی مانند محمد طبیبیان، علینقی مشایخی، حسن درگاهی و مسعود نیلی میسازند و گروه دیگر از خط فکری اقتصاددانانی تشکیل شده که «انجمن اقتصاددانان» ایران را بنیان نهادهاند. افرادی مانند علی رشیدی و علیاکبر نیکواقبال از چهرههای شاخص این گروه به شمار میآیند. اما اینجا بحث، تنها میزان و الزام استفاده از نظر کارشناسی و تئوریهای علمی کارشناسان داخلی نیست و یک روی دیگر این ماجرا یک صدایی و اتفاقنظر کارشناسان اقتصادی برای دستیابی به یک نسخه واحد با هدف توسعه اقتصاد ایران است. بهطور تقریبی تمامی اقتصاددانان ایرانی از علی رشیدی تا مسعود نیلی از محسن رنانی تا فرشاد مومنی در سالهای گذشته به دیدار، اظهارنظر و سخنرانی در نهادهایی مانند اتاق بازرگانی پرداختهاند. دستکم روند بررسی طرحهای اقتصادی در دولتهای مختلف نشان میدهد براساس خطمشیهای روز، همگی آنها در ابعاد مختلف مورد مشورت قرار گرفتهاند و در برخی مواقع پروژههای پژوهشی برای آنها تعریف شده است. بنابراین شاید باید ریشه مشکل را در جایی دیگر هم بتوان جست و جو کرد. اینکه چرا اقتصاددانان ایران با یکدیگر گفتوگو نمیکنند تا با نقد نظر یکدیگر بتوان به نسخهای واحد برای توسعه رسید و در نهایت بتوان از دانش و تجربه اقتصاددانان ایران آنطور که باید بهره برد. اقتصاد ایران سالهاست نیازمند یک ائتلاف ملی است و در شرایطی که هنوز بیشتر از چند ماه از استقراردولت دوازدهم نگذشته، میتوان راهی عملیاتی برای بهرهبرداری از این مزیت یافت. کلام آخر آنکه؛ شاید هنوز باور نکردهایم که «اهل مدارا و پذیرش بودن» هنر بزرگی است. هنری که در سالهای دولت اصلاحات و البته دولت یازدهم هم تجربه شد و نتیجه مثبت آن امروز به روشنی قابل مشاهده است. هنری که امروز همگان، از بخش دولتی گرفته تا بخش خصوصی و کارشناسان و اقتصاددانان باید به باور آن برسند و با همکاری و پذیرش یکدیگر و توان داخلی در راستای توسعه ایرانزمین گام برداشت.
عاطفه خسروی / سردبیر روزنامه گسترش تجارت