در تابستان سال ۲۰۱۰ میلادی (میانه ۸۹)، روسیه با خشکسالی، گرما و یک رشته آتشسوزیهای فاجعهبار روبهرو شد که به نابودی یکسوم محصول گندم این کشور انجامید.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: 6 ماه پس از آن بهار عربی آغاز شد. این دو پدیده در عین بیربطی بیش از حد در ظاهر، با هم در ارتباط هستند. خاورمیانه و شمال افریقا، در میان ناامنترین مناطق از نظر امنیت غذایی در جهان هستند. کشورهای این منطقه وابستگی زیادی به واردات غلات از دریای سیاه بهویژه روسیه دارند که یکی از بزرگترین صادرکنندگان گندم در جهان است. اما در آن زمان دولت روسیه صادرات غلات را در نتیجه برداشت نادرست ممنوع کرد تا بتواند از عرضه مواد غذایی در بازار داخلی این کشور محافظت کند. این داستان کوتاه بهطورکامل بیانگر طبیعت شکننده شبکهای است که در جهان امروز برای تامین مواد غذایی نزدیک به ۷میلیارد انسان از آن استفاده میشود. حالا یک گزارش تازه از سوی اتاق فکر «چتام هاوس» (Chatham House)، مستقر در لندن منتشر شده که جزییات درباره چگونگی اثر تغییرات اقلیمی بر آینده این شبکه توزیع و عرضه مواد غذایی و خطراتی که این وضعیت دارد را توضیح میدهد. در این گزارش بهخوبی نشان داده شده که وضعیتی که ۷سال پیش در روسیه پیش آمد چگونه میتواند در سایر نقاط دنیا نیز پیش آمده و به یک روند معمول تبدیل شود. امنیت جهانی غذایی وابسته به تجارت در تنها چهار محصول کشاورزی ذرت، گندم، برنج و سویا است. ذرت، گندم و برنج منبع غذایی اصلی ۶۰درصد از مردم جهان هستند. سویا اما بزرگترین منبع غذایی تامین پروتئین برای حیوانات است که در واقع ۶۵درصد تغذیه پروتئینی در جهان را شامل میشود. تولید این محصولات در انحصار تعداد انگشتشماری از کشورهای صادرکننده شامل امریکا، برزیل و کشورهای حوزه دریای سیاه است که بیشترین حجم از تولیدات را دارند. بین سالهای ۲۰۰۰ (۷۹-۷۸) تا ۲۰۱۵ میلادی (۹۴-۹۳) تجارت جهانی غذا با ۷/۱۲درصد افزایش به ۲/۲ میلیارد تن رسید. این نرخ رشد در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرده است. برزیل یکی دیگر از بزرگترین قدرتها در این زمینه است. این کشور ۱۷درصد صادرات جهانی گندم، ذرت، برنج و سویا را در اختیار دارد اما شبکه جادهای این کشور درحال از بین رفتن است. بارندگی شدید میتواند یک مسیر مهم حملونقل را از کار بیندازد. اگر این اتفاق رخ دهد و در کنار آن سیل در امریکا و خشکسالی در روسیه نیز رخ دهد، جهان با کمبود مواد غذایی، شورش و ناآرامی سیاسی، قحطی در مناطقی که بهشدت وابسته به واردات هستند و رکود اقتصادی در مناطق مختلف روبهرو خواهد شد. کانال پاناما یکی از شبکههای حملونقلی مهم در جهان است که بازارهای غربی و آسیایی را بهم پیوند میدهد. این کانال یکی از بااهمیتترین نقاط آبی جهان بهشمار میآید. سالانه ۳۶درصد صادرات ذرت و ۴۹درصد صادرات سویای امریکا از این مسیر انجام میشود. یکی دیگر از مسیرهای مهم تنگههای ترکیه است که تولیدکنندگان منطقه دریای سیاه را به بازارهای جهانی از جمله بازار مهم خاورمیانه وصل میکند. ۷۷درصد صادرات گندم از روسیه، اوکراین و قزاقستان از این مسیر انجام میشود. آبراههای داخلی، جادهها و خطوط ریلی نیز ازجمله مسیرهای مهم هستند. ۶۰درصد محصولات کشاورزی امریکا مسیر خود از مزارع به سمت بنادر را از طریق «سامانه حملونقل دریایی داخلی» (IMTS) ۱۲هزار مایل (۱۹هزار و ۳۱۲ کیلومتر) پیدا میکنند؛ مسیری که شامل یک شبکه از رودخانهها و شاخههای مشابه است. همچنین ۶۰درصد صادرات گندم روسیه و اوکراین با تکیه بر خط آهن دریای سیاه است؛ خط آهنی که اکنون به یک نقطه ضعف تبدیل شده چراکه اختلافها بر سر کریمه و نیز تحولات دیپلماتیک در سوریه و یمن و نیز ارتباطات تجاری بیثبات با اروپا آن را بهطور جدی تهدید میکند. اختلال در هر یک از این مسیرها به معنی دردسر و مشکل برای توزیع جهانی غذا است اما اگر این اختلالها چندباره و ادامهدار باشد وضعیت به یک فاجعه تبدیل خواهد شد. تغییرات اقلیمی احتمال وقوع این فاجعه را بسیار بیشتر خواهد کرد. درحالیکه ربط دادن یک رویداد آبوهوایی خاص به تغییرات اقلیمی کار دشواری بهنظر میآید، مدلهای موجود چنین میگویند که تغییرات اقلیمی در حال تبدیل کردن چنین رویدادهایی به یک نوع روند معمول هستند. برای امریکا که احتمال آنچه در اوت ۲۰۱۲ (مرداد ۹۱) برایش پیش آمد، باز هم زیاد است، این وضعیت خطرناکتر است. در آن زمان توفانی شدید در امریکا آمد که باعث بسته شدن بنادر و تعلیق پذیرش قایقهای حمل بار در بخشهایی از رودخانه میسیسیپی شد. بیثباتی سیاسی همچنین میتواند باعث مشکلات و دردسرهای زیادی شود. در سالهای ۲۰۱۵ (۹۴-۹۳) و ۲۰۱۶ میلادی (۹۵-۹۴) تنشها بین روسیه و ترکیه باعث ایجاد مشکلاتی در تنگههای ترکیه هم شد و کودتای نافرجام داخلی در ترکیه به توقف موقت در کار تنگه بسفر انجامید. بدتر از همه اینکه سرمایهگذاریهای نامناسب در زیرساختها، شبکههای مهم ارتباطی را تضعیف کرده است. تنشهای آبوهوایی شدید و افزایش جریانهای تجاری آنها را در خطر شکست و ناتوانی قرار داده است. «موسسه جهانی مککینسی» (McKinsey Global Institute) کسری جهانی سرمایهگذاری زیرساختی یعنی شکاف بین سرمایه موجود و سرمایه موردنیاز را ۲۵۰میلیارد دلار در سال تا سال ۲۰۴۰ میلادی (۱۹-۱۴۱۸) اعلام کرد. براساس اعلام اتاق فکر چتام هاوس، امریکا یکی از بزرگترین کسریها را در میان کشورهای گروه ۲۰ دارد. اما یک مشکل دیگر هم وجود دارد: حتی جایی که سرمایهگذاری برای زیرساخت انجام میشود، دولتها بیشتر اوقات توجهی به عوامل پدیدآورنده خطرات اقلیمی نمیکنند. در یک بررسی که از سوی سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه در سال گذشته میلادی انجام شد، توجه به این عوامل با چند استثنای انگشتشمار بهطورتقریبی در همه کشورها حتی کشورهای ثروتمند وجود ندارد. بنابراین بودجهها باید صرف منابع جایگزین و مسیرهای تامین مواد غذایی در سراسر جهان شود. همچنین به ایجاد زیرساختها برای مقابله با تغییرات اقلیمی نیاز است. اما همه اینها بدون داشتن برنامه بلندمدت امکانپذیر نیست. دولتها باید از همین حالا و تا پیش از اینکه تغییرات اقلیمی از این هم عادیتر شود، شروع کنند. منبع: dailyasianage