گواهی سپرده کالایی، اوراق بهاداری است که بیانگر مالکیت دارنده آن بر مقدار معینی کالا است و پشتوانه آن قبض انبار استانداردی است که از سوی انبارهای مورد تایید بورس صادر میشود. سابقه استفاده از این ابزار سرمایهگذاری در ایران بیش از یک سال است.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: این ابزار در کشور، ابزار شناختهشدهای برای تامین مالی نبوده اما در برخی از کشورها این سابقه به دهها سال قبل برمیگردد. در این روش تامین مالی، سند یا رسید انبار تضمینکننده مالکیت کالا است و با این روش به جای اینکه کالا جابهجا شود، بر روی این سند نقل و انتقال انجام میشود. به تازگی یکی از شرکتهای تولیدکننده آلومینیوم با پذیرش در بورس کالا با استفاده از این ابزار تامین مالی کرده و بورس کالا مقرر کرده تا کالای برخی انبارهای این شرکت در بورس پذیرش شود. کارشناسان و فعالان بورس کالا، این اقدام را گامی مثبت در راستای تامین مالی در بازارهای کالایی برشمرده و معتقدند درصورت گشایشهای بانکی و همزمان شفافیت ازسوی عرضهکنندگان، زمینه رقابت با کالای مشابه و رقیب خارجی فراهم میشود.
تامین مالی چشمگیر
در شرایط رکود نوع ابزارهای مالی که پیشبینی میشود، ابزارهایی است که نخست باید ضمانت اجرایی داشته باشد و دوم اینکه تضمین کند کالا یا سود حاصل از آن در موعد مقرر به خریدار داده میشود. باتوجه به وضعیت نوسانی دلار، بسیاری از مصرفکنندهها ترجیح میدهند باتوجه به محدودیتهایی که در سرمایهگذاری مستقیم با ارز وجود دارد، یا کالاهایی مثل فلزات اساسی که ارز تاثیر مستقیمی بر روی آنها دارد به طور غیرمستقیم سرمایهگذاری کنند.
هاشم باروتی کارشناس و فعال بازار کالا با بیان این مطلب گفت: اما این به آن معنی نیست که هر سرمایهگذاری تمایل داشته باشد این کار را انجام دهد، شرکتهای مصرفکنندهای که از گریدهای مختلف آلومینیوم استفاده میکنند تمایل دارند برای اینکه بتوانند نیازهای بلندمدت خود را براساس این قراردادها پوشش دهند، بتوانند از شرایط تورمی یا سود حاصل از داد و ستد این کالا استفاده کنند. به همین دلیل اگر سازوکار و ضمانتهای لازم در ارتباط با اجرایی شدن این فرآیند مهیا شود، میتواند گام بسیار مثبتی برای بازار کالاهای اساسی باشد. باروتی درباره مزایای گواهی سپرده کالایی گفت: هر فرآیندی که باعث شود شرکتها چشماندازی از آینده تولید داشته باشند و نگرانیهایشان نسبت به تامین مواد اولیه و تامین مالی کاهش پیدا کند با آنها موافق هستم.
وی افزود: این اتفاق برای شرکت المهدی که به عنوان یک تولیدکننده بزرگ در خاورمیانه شناخته شده است، میتواند تامین مالی چشمگیر و خوبی به همراه داشته باشد. این کارشناس کالایی با تاکید بر نیاز بازار کالاهای اساسی به شفافیت، گفت: تا وقتی بازارهای فلزات به شفافیت لازم نرسند و امکان رقابت با کالاهای خارجی از نظر نرخ و کیفیت را نداشته باشند، نمیتوانیم چشمانداز مثبت و ارزندهای از این موضوع داشته باشیم، به همین دلیل پیش از همه این مراحل باید کالای جانشین، کالاهای همردیف و بازارهای رقیب شناسایی شوند و اگر امکان تامین مواد اولیه با قیمتهای پایینتر امکانپذیر باشد، آن کالاها وارد شده و از سوی دیگر تولیدکنندههای داخلی با دوراندیشی، هم از نظر فناوری و هم از نظر سرمایهگذاری گرفتن شریک خارجی و تامین مواد اولیه برای تولید کالاهای خود بتوانند با فشار کمتری روبهرو شوند.
باروتی ادامه داد: زمانی این امکان برای تولیدکنندگان فراهم میشود که بتوانند با بانکهای خارجی ارتباط برقرار کنند. در عمل منابع مالی به دلیل نرخ تمام شده، برای تولیدکنندگان این امکان را بهوجود نمیآورد تا بتوانند کالاهایشان را با نرخ رقابتی تولید کنند، درصورتی که سالهای قبل که دچار تحریم نبودیم با نرخ ۶درصد سالانه، یوزانس (اعتبار اسنادی نقد یا نسیه) ۶ ماهه تا یکساله انجام میدادند و کالاهای مورد استفاده از قبیل شمش فولاد را به تولید میرساندند و میتوانستند با نرخ رقابتی و داخلی به فروش برسانند. اما باتوجه به خلاءهایی که وجود دارد، ناچار هستیم منابع داخلی را به سمت این شرکتها هدایت کنیم؛ این درحالی است که نرخ تمام شده منابع داخلی و پول بالاست و نزدیک به ۲۴ درصد برایشان تمام میشود، همین موضوع باعث میشود حاشیه سود این شرکتها نیز کاهش یافته و حاشیه ضرر بیشتری برای آنها شناسایی میشود. مگر اینکه اتفاق خاصی در قیمتهای جهانی رخ دهد تا این موضوع را بتواند پوشش دهد.
جلوگیری از ایجاد رانت در بازار کالاهای اساسی
این فعال بازارسرمایه با بیان اینکه ورود شرکتها به بورس به شفافیت این شرکتها کمک میکند، گفت: از آنجا که نرخ کالا را تولیدکننده و عرضهکننده تعیین کرده و حتی مشتری را خودش تعیین میکند و پیشنهادهایی که برای فروش محصولاتش میگذارد متنوع است، در عمل از سازوکار بازاریابی استفاده میکند اما به نوعی رانت هم شکل میگیرد. بنابراین باید جلوی توزیع رانت در بازارهای کالاهای اساسی گرفته شود.
باروتی با مثالی ادامه داد: به این شکل که اگر مشتری کالا را با تناژ بالاتر یا پایینتر بخرد، نرخ متفاوت است. این درحالی است که بورس نرخ پایه را مشخص میکند. در فرآیند تسویه ممکن است یک مشتری به شکل ال سی و چند ماهه و با سود بانکی مشخص، خرید و فروش انجام دهد اما مشتری که از بورس کالا را خریداری میکند باید نقدی تسویه کند. این تفاوت باعث میشود در عمل خریدار به سمت بورس کالا نیاید و تمایل داشته باشد به طور مستقیم از شرکت خرید کند. درصورتی که وارد بورس شوند، بازهم بورس وظیفه نظارتی خود را انجام میدهد، اما این نظارت مخل موضوعی که ایجاد رانت میکند نمیشود. چون این شرکتها فقط از طریق بورس محصولاتشان را به فروش نمیرسانند به طوری که فروش درب کارخانه فولاد مبارکه بیش از ۷۰ درصد است و به طور مچینگ فروش درب کارخانهای را در بورس انجام میدهد.