اقتصاد ایران چند سالی است که با بحران و رکود مواجه بوده و این امر سبب شده تا مدتها رشد منفی را تجربه کند.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه گسترش تجارت نوشت:در این سالها، تلاشهای بسیاری انجام شد تا اقتصاد ایران از این شرایط خارج شود که نتیجه آن مثبت شدن رشد اقتصادی در کشور شد. اما یکی از اهداف دولت دستیابی به رشد اقتصادی پایداری است که متکی به نفت نباشد. بدون تردید دستیابی به این هدف پیشنیازها و ملزوماتی میخواهد که باید ابتدا شرایط برای آن فراهم شود. بیژن عبدی، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه در این باره معتقد است برای بهبود وضعیت اقتصادی و رشد پایدار در کشور و برای اینکه اشتغال افزایش یابد باید به برخی فاکتورها توجه شود. وی در گفتوگو با «گسترش تجارت»، ایجاد یک بانک اطلاعاتی منسجم و دقیق از وضعیت تعداد نیرویهای انسانی و شناسایی مشکلات و خلأهای موجود در بخشهای مختلف اقتصاد را درگام نخست، بسیار مهم دانست و افزود: این موضوع میتواند کمک کند تا با ارائه آمارهای دقیق، راهکارهای درست به کار گرفته شود. متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید: یکی از اهداف دولت، تداوم رشد اقتصادی در کشور است، به نظر شما چه فاکتورهایی باید در تحقق این هدف لحاظ شود؟ بدون شک، دستیابی به رشد پایدار اقتصادی، نیازمند شرایطی است و نمیتوان نگاهی کلان به این موضوع داشت. برای تحقق این هدف باید برخی فاکتورها در کنار هم به شکل درست قرار گیرند و برخی خلأها دراین فرآیند رفع شود تا در نهایت این امر منجر به ایجاد اشتغال و رشد پایدار اقتصادی شود. در این فرآیند، خلأ بزرگی که به شدت در کشور احساس میشود، نبود بانک اطلاعاتی دقیق و منسجم است. به عنوان نمونه در حال حاضر اطلاعات دقیقی از تعداد نیروهای انسانی، تعداد دقیق بیکاران و اطلاع درست از وضعیت بنگاهها و کارگاههای کوچک تولیدی و صنعتی وجود ندارد. اطلاعات دقیق و لازم از وضعیت فارغالتحصیلان دانشگاهی کشور و توانمندیهایی که دارند چندان در دست نیست که مشخص شود افراد را با توجه به این توانمندیها در کجا و چه حرفهای میتوان به کار گرفت. بدون تردید وجود یک بانک اطلاعاتی دقیق و منسجم در هر بخش و حوزهای میتواند از پراکندگی نیروهای انسانی و توانمندیهایی که دارند، کم کند و شرایطی را ایجاد کند تا با توجه به نیازهایی که در بخشهای اقتصادی احساس میشود از توانمندیهای این افراد، استفاده شود. بنابراین این بانک اطلاعاتی کمک شایان توجهی میتواند به صنعت و تولید کشور نیز کند. البته در حوزه صنعت هم باید یک بانک اطلاعاتی دقیق وجود داشته باشد تا نیازهای این بخش مشخص و مشکلات این بخشها نیز کاملا شناسایی شود تا با رونق این بخش زمینه توسعه اقتصادی کشور فراهم شود. همانطور که اشاره کردید، صنعت و تولید به عنوان بخش پیشران اقتصاد، اگر مشکلاتش رفع شود میتواند زمینه رونق سایر بخشهای اقتصادی را محقق کند، پس از جمعآوری اطلاعات دقیق از مشکلات این حوزه، باید چه اقداماتی در جهت بهبود وضعیت این بخش از اقتصاد انجام شود؟ به نظر بنده با توجه به خلأهایی که در بحث جمعآوری اطلاعات درباره وضعیت بنگاههای اقتصادی وجود دارد، زمانی که صحبت از آسیبشناسی بخش اقتصاد و یا صنعت کشور میشود؛ دقیقا نمیدانیم که چگونه این مهم باید انجام شود. زمانی که صحبت از مشکلات بخش تولید و صنعت کشور میشود، این ذهنیت وجود دارد که فعالان این بخش فقط با مشکل نقدینگی مواجهاند و این موضوع را به عنوان نخستین مشکل این بخش عنوان میکنند. اما باید بگویم که نقدینگی فقط بخشی از مشکلات صنایع کشور است و فعالان این بخش با مشکلات دیگری نیز مواجهاند. فرسودگی ماشینآلات، تامین مواد اولیه، هزینههای بالای تعمیر و نگهداری ماشینآلات و تجهیزات، بازاریابی و... از جمله مشکلات کلیدی است که فعالان این بخش را با موانع زیادی مواجه کرده و بدون تردید رفع این مشکلات، هریک برنامهای مستقل میخواهد. ما در حال حاضر اطلاعات درست و دقیقی از وضعیت صنعت، کشاورزی، خدمات و صنایع بزرگ و کوچک و متوسط نداریم که بخواهیم با استناد به این اطلاعات و با آگاهی بیشتری؛ برنامهای تدوین کنیم و در راستای حل ریشهای مشکلات این بخش گام برداریم. بنابراین اگر این شرایط فراهم شود، به عنوان نمونه میتوان در زمانی کوتاه در کشور از وضعیت کارخانههایی که دارای مشکل هستند و ماشینآلاتشان نیاز به نوسازی دارد، آگاهی دقیق و درست بهدست آورد تا ازاین طریق با برنامهریزی و استفاده از روش مهندسی معکوس، این مشکلات را رفع کرد. در حال حاضر به جز بحث مشکل نقدینگی که بنگاههای اقتصادی به آن دچار هستند، مهمترین مشکل و مانع بر سر راه رشد و توسعه بخش صنعت و تولید کشور چیست؟ بدون تردید، یکی از مشکلات کلیدی که بخش صنعت ما در کنار سایر مشکلاتش با آن مواجه است، بحث بازاریابی است. در بسیاری از مواقع، در رابطه با کالایی که در کشور تولید میشود، اطلاع دقیقی از میزان کشش این کالا در بازار یا میزان مصرف آن در داخل کشور وجود ندارد و دقیقا مشخص نیست حجمی که کارخانهها ازاین کالا تولید میکنند چند درصد از نیاز کل کشور را پوشش میدهد. به همین دلیل هم، همزمان با کالایی که درکشور تولید میشود، بدون توجه به کشش تقاضای این کالا در بازار، موجی از واردات را نیز شاهد خواهیم بود که اینها ضربه بزرگی به تولید و صنعت کشور خواهد زد. این موضوعات یک برنامه منسجم و دقیق میخواهد و بدون تردید این مهم با داشتن اطلاعات از وضعیت بازار مصرف داخلی، کیفیت کالاها، ذائقه و سلیقه مردم و... ممکن خواهد شد. به هرحال رفع این مشکلات نیاز به برنامهریزی مناسب دارد. ما در حال حاضر برنامهای برای حوزه صنعت نداریم. میزان تولیدکالاها در کشور و وارداتی که انجام میشود؛ دقیقا مشخص نیست. این بخش نیاز به ساماندهی دارد و پس از ساماندهی است که میتوان خلأها را شناسایی و در جهت رفع آن تلاش کرد. اگر این خلأها مشخص شود، در چنین شرایطی میتوان با توجه به نیازی که در بخشهای اقتصادی وجود دارد افراد توانمند را با توجه به نیاز هر بخش شناسایی و با حمایتهای مالی دولت و سایر بخشها، نیاز صنعت کشور را پوشش داد و در این فرآیند خلأها را پر کرد. اگر این شرایط فراهم شود؛ میتوان امیدوار بود که با تولید باکیفیت و فروش بیشتر، شغل بیشتر و پایدارتری درکشور ایجاد شود. ارزیابی شما از وضعیت برنامهریزیها درباره رفع بیکاری و اشتغال پایدار درکشور چیست؟ در این زمینه ابتدا باید تاکید کنم که مشکل بیکاری، با ارائه ارقام و آمارها که برخی از آنها غیرواقعی و متناقض به نظر میرسند رفع نخواهد شد. مثلا گفته میشود که برای افزایش ظرفیت اشتغالزایی نیاز به سرمایه ریالی و ارزی است تا شغل ایجاد شود. تامین منابع برای ایجاد شغل یک الزام است، اما موضوع مهمتر دراین رابطه این است که این شغل کجا و در چه بازه زمانی ایجاد شود و مبنای آن چه باشد. این در شرایطی است که ارقام و آمارهایی که دراین حوزه ارائه میشود، گاهی با یکدیگر متفاوت است و یک آمار واحد نیست. دراین راستا برای اینکه بتوان با توجه به ظرفیتهایی که در کشور وجود دارد، شغل ایجاد کرد باید آمارها دراین زمینه دقیق و درست و از شفافیت لازم برخودار باشد. همواره برای ایجاد شغل در کشور، بحث سرمایه و منابع با ارقام بالا مطرح میشود، درحالی که با توجه به ظرفیتهایی که در کشور و در بخشهای مختلف اقتصاد وجود دارد، میتوان بسیاری از شغلها را با سرمایه بسیار کم ایجاد کرد. بدون تردید با راهاندازی بنگاههای کوچک و احیای صنایع کوچک و متوسط میتوان اشتغال بالایی در کشور به وجود آورد که در نهایت بیکاری را رفع و رشد اقتصادی کشور را با خود همراه کند. اما چون ما اطلاعات دقیقی از وضعیت بسیاری از کارگاهها و بنگاههای کوچک در کشور نداریم و از مشکلات جزء آنها تا حدی بیاطلاعیم، ازاین رو نمیتوانیم با توسل به این بخش، شغل در کشور ایجاد کنیم. بازار کسب و کار در کشور باید رونق بگیرد و این مهم به سیاستهایی برمیگردد که در کشور اعمال میشود. اگر قرار است کالایی در کشور حمایت شود، تولیدکننده داخلی امیدوار به حمایت از سوی دولت خواهد بود. اما اگر بخواهیم این موضوع را رها کنیم و واردات به کشور داشته باشیم، صنعت کشور از بین خواهد رفت. البته دراین بین نباید از مشکل بزرگ تعرفهها نیز به راحتی گذشت که آسیب جدی در حوزه صنعت و تولید کشور به شمار میرود. در بحث تعرفهها، باید چه اقدامی انجام شود تا تولید و صنعت کشور از این بابت دچار آسیب و ضرر نشود؟ یکی از مشکلات مهم که تولیدکنندگان و صنعتگران کشور را با محدودیت و مشکل مواجه کرده، بحث تعرفههاست. به طور معمول تعرفهها باید در جهت حمایت از تولید داخل باشد، اما در کشور ما نگاه به تعرفه، نگاه درآمدزایی است که این رویکرد باید تغییر کند. اگر قرار است تعرفهای روی کالاهای وارداتی گرفته شود، به نظر بنده باید در جهت جلوگیری از دامپینگ باشد و درآمد حاصل از تعرفهها صرف تولید همان کالا در کشور شود تا یک شرایط رقابتی درست ایجاد کند. این منابع میتواند در جهت سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعه هزینه شود و صرف بکارگیری نیروهای متخصص، توانمند و تحصیلکرده شود تا خلأهای موجود در این بخش از اقتصاد رفع شود که دستیبابی به این هدف نیازمند یک برنامهریزی مناسب است. بدون تردید تا اطلاعات و برنامهریزی درست وجود نداشته باشد، توسعه و رشد اقتصادی پایدار در کشور ایجاد نخواهد شد. ضمن اینکه باید به سمت تنوعسازی محصولات تولیدی در کشور حرکت کنیم تا با یک نگاه صادراتی بتوانیم، بازارهای هدف بیشتری را بهدست آوریم که این موضوع گامی مهم در رشد اقتصادی کشور تلقی میشود. تنوعسازی محصولات تولیدی چگونه ممکن خواهد شد؟ دراین مسیر باید چه اقداماتی انجام شود؟ ما مزیتها و ظرفیتهای زیادی در کشور داریم که میتوان با بکارگیری آنها، به محصولات صادراتی کشور تنوع بخشید. به عنوان نمونه کشور ما با توجه به تنوع آب و هوایی مناسب؛ دارای مزیت بالایی در تولید و صادرات محصولات صنایع تبدیلی از جمله محصولات فرآوری شده میوه است که از این ظرفیت، چندان بهره گرفته نشده است. ما با وجود اینکه میتوانیم تنوع بیشتری در یک محصول ایجاد کنیم اما نخواستهایم در تولید صنایع مکملش تلاشی کرده باشیم. به نظر بنده برای تحقق رشد و توسعه اقتصادی درکشور باید این صنایع مکمل شناسایی و معرفی شوند و حمایتهای لازم ازاین محصولات انجام شود. به عنوان نمونه میوههای درختی زیادی داریم، اما بیشترین کاری که در حوزه فرآوری میوههای درختی انجام شده، تهیه کمپوت به عنوان محصول نهایی بوده است، درحالی که میتوان ازاین تنوع میوهای که در کشور وجود دارد، محصولات فرآوری شده دیگری از جمله، پودر ژله، بستنی، شکلات و... بهدست آورد و یا از آن در مصارف دارویی استفاده کرد. به طورحتم اگر ما در حوزه تولید و صنعت کشور ایجاد ارزش افزوده بالا کنیم، این به نفع کشور خواهد بود و میتوان درآمدزایی بیشتری به وجود آورد. بدون تردید صنایع تکمیلی از جمله صنایعی است که اگر درست از آن استفاده شود، میتواند کمک زیادی به رشد اقتصادی کشور که هدف مسئولان اقتصادی کشور است. ضمن اینکه در این زمینه باید به بحث آمایش سرزمینی نیز توجه بیشتری داشته باشیم تا ازاین طریق بتوانیم با ارزیابی درست از ظرفیتهای استانی و منطقهای، در جهت استفاده از آن اقدام کنیم. در رابطه با آمایش سرزمینی باید چه فاکتورهایی لحاظ شود تا بتوان از مزیتهای استانی استفاده بیشتر کرد؟ در تمامی سالهایی که مجوز صنعتی اعطا شده است، توزیع مناسبی در ایجاد صنایع انجام نشده، به طوری که جانماییها شکل مناسبی ندارد. به عنوان نمونه، در حال حاضر برخی از صنایع هستند که برای تولید، نیاز مبرم به آب دارند اما در مناطق کویری فعالیت میکنند؛ مثل کارخانه فولاد که در اصفهان احداث شده است. یا به عنوان نمونه کارخانهای که در مشهد ساخته شده اما مواد اولیه آن که سنگآهن است از مناطق دیگر وارد میشود که این هزینه بالایی ایجاد میکند و باعث هدررفت سرمایهها میشود. بدون تردید بسیاری از صنایعی که در حال حاضر فعالیت میکنند جانمایی اولیهشان دارای اشکال است و اگر شرایطی ایجاد شود که هر یک از این صنایع با توجه به شرایطی که دارند در جای مناسب خودش فعالیت کند به طور حتم ازاین بابت میتوان بخش زیادی از هزینهها را کاهش داد. به هرحال کافی است که این موضوعات در راستای نیازهای صنعتی کشور، معرفی و حمایت شوند، به طور حتم کلی از مشکلات رفع خواهد شد. ضمن اینکه دراین راستا باید آمایش سرزمینی را به شکل منطقهای ببینم و برنامه ارائه دهیم. لازم نیست رقابت به شکل استانی باشد. رقابت میتواند منطقهای انجام شود و چند استان با همدیگر، یک مجموعه مزیتی را ایجاد کنند. اگر این اتفاق بیفتد، خروجی آن خیلی بهتر و پایدارتر خواهد بود. به طور حتم صنایع تکمیلی در این شرایط که هر استانی براساس توانمندیهایی که دارد با کمک به استان دیگر یک مزیت ایجاد کند معنا پیدا میکند. به نظر بنده اگر استانها رقابت درونی با هم نداشته باشند بهتر است، چون این نوع رقابتهای باعث میشود که هر استانی کاری مشابه انجام دهد و اینگونه میشود که به عنوان مثال، تولید آرد ماکارونی، چندین برابر ظرفیت کشور انجام میشود. درحالی که میتوان با ایجاد مزیت به شکل منطقهای، آن هم با نگاه صادراتی، تنوع بیشتری به محصولات داد. بدون شک، رفع مشکلات اقتصادی بدون تامین منابع ممکن نخواهد بود، به نظر شما در شرایط حاضر که بانکها در تامین منابع چندان توانمند نیستند، چه اقدامی باید انجام شود؟ اگر تمامی شرایطی که از آن سخن به میان آمد فراهم شود، در گام بعدی باید به فکر تامین منابع مالی بود که این منابع از چه راهی تامین شود. دراین راستا باید ابتدا مشخص شود که این حجم نقدینگی که در حال حاضر در کشور وجود دارد در کجا صرف شده و در چه بخشی بلوکه شده است که وارد بخش تولید و صنعت و فعالیتهای مولد نمیشود. باید دراین مرحله دنبال راهحل بود که نقدینگی که در کشور و شبکه بانکی وجود دارد، چگونه باید در اختیار تولید قرار گیرد. البته دراین راستا باید تاکید کنم که بانکهای کشور ما هم خوب کار نکردهاند و نگاهشان به جای اینکه نگاه ملی باشد و تامین مالی پروژههای تولیدی و صنعتی را در دستور کار قرار دهند، نگاهشان تجاری و حداکثر کردن سودشان است. بحث اصلاح نظام بانکی میتواند دراین زمینه مفید واقع شود؟ اصلاح نظام بانکی میتواند باعث کارآمدتر شدن فعالیت بانکها شود، اما به شرطی که اصلاحات به شکل کامل انجام شود و ماهیتها و ساختارها در این نظام تغییر کند. اگر همه این شرایط در کنار هم انجام شود و همچون یک زنجیره به هم وصل شود، میتوان امیدوار بود به رشد و توسعه اقتصادی پایدار که مد نظر است بود.