محمد ترکمان/ کارشناس ارشد تاریخ معاصر ایران
به اندازه کافی و حتی می توان گفت بیش از حد توان؛ رییسجمهوری منتخب ملت زیرفشار جریانهای ویژه قرار دارد. در عرصه سیاست داخلی و خارجی، فرهنگ و هنر و سیاست پولی و بانکی و اقتصادی و حقوق شهروندان و حاکمیت قانون و عقد قراردادهای نفتی و خرید هواپیما و... مدعیان فراوانند و هر گروه خود را صاحب حق میداند و گویا قوه مجریه و مقننه صاحب حق کمتری در این عرصهها میباشند. در سالهای ۷۶ تا ۸۴ با اوضاع مشابهی روبهرو بودیم، البته با تفاوتهای هر دوره. آنچه عیان است؛ جریانهای ویژه با امکانات فراوان و خودرای بودن؛ قصد تن دادن به حاکمیت قانون و رعایت مصالح و منافع و امنیت ملی را ندارند و آنچنان که شاهدیم و می بینیم حاضر هستند برای رسیدن به منافع گروهی و قبیلگی؛ تنش را افزایش، اقتصاد را نابسامان و چراغ امید را در دلها خاموش و کمسو و چتر افسردگی را برسر میهن بگسترانند. پند و اندرز دلسوختگان ملک و ملت و اخلاق و دیانت؛ در دل گروهی از آن جماعت، اثری ندارد و گوش شنوا ندارند. تا هنگامی که مقلب القلوب آنان را متحول و به تمکین به قانون یاری رساند، دلسوزان باید ضمن سخن لیّن با آن جماعت، دعاگوی آنان در وصول به آنچه خیر عمومی است، باشند. سوی دیگر مسئله؛ اکثریت ملتی است که میخواهد در چارچوب قانون زندگی کند و از تنش بیزار است و منافع و مصالح و امنیت ملی و توسعه پایدار را بر هر خواسته دیگری مقدم میدارد. وظیفه این جمع؛ بهویژه آنان که آگاهتر هستند و تجربه زیسته افزونتری دارند و در هر رتبه و مقامی به وظیفه کنشگری و اصلاح امور و اصلاح ذات البین می پردازند و راه اصلاح را طولانی و پیمودن آن را جز با تدبیر و صبوری ممکن نمیدانند، سنگینتر است. در چنین شرایطی؛ نباید انتظارهایی را مطرح کرد که تحقق آن خارج از توان دلسوزان ملک و ملت و رییسجمهوری منتخب ملت و کنشگران اجتماعی و نهادهای مدنی است. آقای روحانی نشان داده است که تا آنجا که توانسته از قانون و حقوق ملت و امید آنان و مصالح و منافع و امنیت ملی دفاع کرده است. اما؛ نباید فراموش کرد که او با وجود داشتن سمت رییسجمهوری قانونی کشور، تنها بازیگر این میدان نیست، دیگرانی نیز هستند که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، یا در راه نا صواب بدانیم، آنان مدعی هستند و دائم درحال کنشگری و پیمودن راه خویش و تعمیق اختلافات و تضعیف دولت و ملت. در این شرایط؛ آرامش کشور و مردم، بقای عزتمندانه ایران و ایرانی و حرکت در مسیر توسعه پایدار و تشکیل جبههای از همه نیروهای معتقد به حفظ مصالح و منافع و امنیت ایران و ایرانی، وظیفهای راهبردی است. دولت دوازدهم باید آیینه تمامنمای این نیروها با وجود تفاوتها و سلیقههای جزئی آنان باشد. «آرایش دولت دوازدهم» افزونبر تناسب «با انتظارات و مطالبات رایدهندگان» به رییسجمهورس، باید نسبتی با واقعیتهای خارج از ذهن این یا آن فرد و گروه نیز داشته باشد. باید مواظب بود در چالهای که در سالهای ۷۶ تا ۸۴؛ با بالا بردن «انتظارات و مطالبات»، بهویژه در میان اقشار دانشجو و جوانان، افتادیم، بار دیگر سقوط نکنیم. البته آن جماعت نیز نقش موثری در دامن زدن به ایجاد آن فضا داشتند. هرگونه ایجاد فضای دوقطبی و رادیکال و تنش در جامعه؛ در خدمت جریانهای بی اعتقاد به حاکمیت قانون و حقوق شهروندی و مصالح و منافع و امنیت ملی و شفافیت و آنانی است که می خواهند با امنیتی کردن فضای جامعه، مانع همدلی ملت و گردش آزاد اطلاعات و شفافیت و توسعه پایدار ایران و زیست عزتمندانه ایرانیان، باشند. بگفته مرحوم مهندس بازرگان اشکال کار ما آنجاست که هم خوبش را می خواهیم، هم زود می خواهیم و هم تمامش را میخواهیم! افزون بر یکصد و 10 سال است که در این اندیشهایم؛ حال که اکثریت ملت و کنشگران اجتماعی برای بهبود اوضاع، حضور صبورانه و چندین ساعته پای صندوق رای و طرح مطالبات خود در چارچوب قانون اساسی و گفتوگو و دعوت مسئولان به اتحاد و خدمت به ملت را انتخاب کرده است، اجازه بدهیم در آرامش و وفاق ملی، این مسیر طی گردد، تا نهال آزادی و دموکراسی و توسعه پایدار و نهادهای مدنی و قانون و تولید، جانی بگیرد و با وزش هر باد مسموم، از ریشه در نیاید و سرمایههای فکری و معنوی و مادی به تاراج نرود و جامعه ما با عنوان «جامعه کلنگی» یا زندانی دایره بسته هرج و مرج و آشوب و فضای بسته، شناخته نشود. امروز بیش از هر چیز؛ ایران به فضای آرام و استمرار و تلاش و اتحاد و تولید و امید و پرهیز از تنش و تقابل باشندگان خود و پشتیبانی ایرانیان داخل و خارج کشور از رییسجمهوری منتخب ملت، نیاز دارد.