حامد شایگان / روزنامهنگار
بعد از ۲۹ اردیبهشت و تکرار دوباره راه «اعتدال» بخش عمدهای از مردم ایران این رهیافت دموکراسی را جشن گرفتند و گروهی که در اقلیت سیاسی بودند برخلاف رویه دموکراتیک که احترام به رای اکثریت و اتحاد درجهت آرمان ملی برای تمام گروههای سیاسی مشارکتکننده نوعی وظیفه تلقی میشود همچنان در فضای تبلیغاتی دوره انتخابات باقی ماندند و خواسته یا ناخواسته مخالف بعد داخلی حاکمیت که همان یکپارچگی و وحدت درون مرزهاست حرکت کردند، این مسئله باعث شد که مسئولان عالیرتبه نظام از رهبر معظم انقلاب گرفته تا رئیسجمهوری و... بر ضرورت وحدت کلمه در جامعه تاکید کنند. حال با توجه به اینکه با فاصله گرفتن از فضای انتخابات به طور طبیعی بخشی از تخریبهای هیجانی مخالفان سیاسی دولت که در قالب مصاحبه و سخنرانی است فروکش میکند تداوم این نگاه ممکن است در بخشهای عملی بدون حاکمیت نمود پیدا کند، چون امروز دولت دوازدهم در حال ساختار بندی است و شاکله آن باید از میان چهرههای شاخص و کارآمد تعیین شود و وقتی میبینیم که جناح اقلیت سیاسی تنها برای مخالفت با دولت، قرارداد چند میلیارد دلاری سرمایهگذاری توتال در پروژههای نفتی کشورمان که دستاوردی بزرگ در فضای ابهامآلود مخالفان ایران درباره برجام است را با ابهامآفرینی زیرسوال میبرند در چنین شرایطی آیا باید از دولت انتظار ایجاد دولتی مرکب از همه گروههای سیاسی داشت یا برای تقابل و همافزایی در مقابل گروههای مخالف به یکپارچگی سیاسی تیم دولت بیفزاید؟ از طرف دیگر منتخبان دولت دوازدهم باید در محک مجلسیهایی بروند که آینهای از برونداد سیاسی جامعه است و از همه طیفهای سیاسی در آن وجود دارد، در گام نخست باید چه انتظاری از نمایندههای حامی دولت که اکثریت آرای مجلس را در اختیار دارند داشته باشیم؟ آیا آنها نیز باید انتخاب سیاسی را به انتخاب ملی و کارآمد اولویت بدهند؟ یا باید طبق اصل ۷۶ قانون اساسی که «مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد» وزیری شایسته و برمبنای کارآمدی و شرایط روز جامعه برگزینند؟ نمایندگان جناح مخالف دولت چه رویکردی باید در انتخابات مردان دولت دوازدهم داشته باشند؟ آیا اصول ۱۲۲ و ۱۳۷ قانون اساسی که همان پرسشگری از دولت در مقابل خانه ملت است را با هدف تقویت نظام و ملت بهکار گیرند یا با تمسکبه این اصول تنها ساز مخالف زده و به دنبال تضعیف دولت بروند؟ و به نوعی چشمانداز سیاسی و اقتصادی نظام را به چالش بکشند؟ از اینرو گام نهادن در هر یک از این مسیرها برای نظام و کیان کشور خطرناک است و همانطور که اصول مردمسالار بر آن بنا نهاده شده اکثریت و اقلیت تنها در زمان انتخاب معنا پیدا میکند و عبور از آن یعنی اتحاد. به همین دلیل تمام جناحهای سیاسی وقتی منافع ملی را محور قرار دهند ضمن اینکه فرصت ماندن در میان بدنه دولت را خواهند داشت و اگر در دام تخریب نیفتند حق پرسشگری را نیز برای خود همچنان حفظ خواهند کرد و این حرکت همسو با تقویت بنیه دولت و نظام است.