بهروز فروتن / عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران
اگر بخواهیم به بنیاد کسب و کار فکر کنیم نبود آموزش فعالیتهای اجتماعی و کار از زمان کودکی گره اصلی کسب و کار در ایران به شمار میرود. در ایران فرهنگ کار در بزرگسالی آموزش داده میشود اما در کشورهای پیشرفته فرهنگ کار را از کودکی آموزش میبینند. در کشور ما مقوله کار را فقط برای کسب درآمد میدانیم در جامعهای کار را میشود مطرح کرد که ارزش اجتماعی داشته باشد یعنی کار بتواند موقعیت اجتماعی ایجاد کند و در کنار آن ارزش افزوده هم داشته باشد و در آخر هم منافع مالی هم مطرح باشد. اگر افراد شاخص کسب و کار را فقط در پول ببینند لذتی از کار نمیبرند. مردم کشورهای پیشرفته را ملاحظه کنید از کار کردن لذت میبرند و در کنار این لذت کسب درآمد هم دارند. ایران یک وابستگی غیرمناسب با منابع طبیعی مانند گاز، نفت، سنگ، معادن و... دارد و همیشه به این موضوع فکر کرده که همیشه باید از این منابع طبیعی استفاده کند. در این زمینه باید در مقابل منابع طبیعی جامعه را بچرخانیم، این موضوع به مدیریت کلان دولت گذشته مربوط میشود. اگر بخواهیم در کار ارزش افزوده داشته باشیم باید به منابع اقتصادی خدادادی فکر نکنیم و مانند کشورهای دیگر فقط تلاش کنیم.به عنوان نمونه کشورهایی مانند کرهشمالی، ژاپن وتایلند و... از منابع تجدیدپذیر شونده استفاده کرده است همچنین تعریف مدیریت کلان جامعه از کارها به مفهوم حمایت از سرمایه دار و سرمایهگذار نیست متاسفانه مبنای قوانین کار ما برای حمایت خودسرانه و یک بعدی از کار است نه سرمایهگذار. خطاهایی که در دولت گذشته اتفاق افتاد و هیجانات نامناسبی که در شرایط اقتصادی به وجود آمد هماکنون در این دولت فعلی نمایان شده است، آنچه مسلم است مادر اقتصاد در دنیا صنعت است متاسفانه در ایران به صنعت توجه ویژهای نمیشود. بنابراین کسری کار امروز ما در جامعه نشانه بدآموزی و بد خلقی و بد طینتی و هر نوع بدی که منجر به کسری کار شد در دولت گذشته اتفاق افتاد. به هر ترتیب دولت نباید تصورش این باشد که کار را فقط در یکجا متمرکز کند بلکه بهترین شاخصه برای رفع این مشکل این است که به کار هویت ببخشیم.