تولید زباله در کشور روزبهروز افزایش مییابد و چالشهای جدیدی را پیش روی ما میگذارد. به عقیده بسیاری از کارشناسان محیطزیست، موضوع زباله به بحران تبدیل شده در حالی که میتوان با برخی اقدامات از بیشتر شدن این چالش جلوگیری کرد.
به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: سالانه میلیاردها دلار در جهان صرف تولید کاغذ، پلاستیک، قوطیهای فلزی و مواد بسیار دیگر میشود که با یک بار مصرف به زباله تبدیل شده و دور ریخته میشوند. میلیاردها دلار نیز صرف جمعآوری و از بین بردن این زبالهها میشود که در هر صورت ضایعاتی را به محیطزیست وارد میکند. در بسیاری از کشورهای دنیا زباله مانند گذشته بیاهمیت نیست که دفع شود و از بین برود. زباله هم به صورت پسماندتر و بقیه پسماندها قابل استفاده و بازگشت به خط تولید و بهرهبرداری است. گستردگی و افزایش جمعیت در سالهای اخیر در ایران باعث شده هر سال مقدار زیادی زباله تولید شود که میتوان مانند بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا از آن بهینه استفاده کرد. زبالهها را میتوان برای استفاده دوباره به مواد دیگر تبدیل و بازیافت کرد. استفاده از انرژی مواد عالی که در زبالهها وجود دارد، یکی از ویژگیهای مهم بازیافت زباله است. بازگرداندن بطری به محل تولید عباس محمدی، مدیر انجمن دیدهبان کوهستان و کارشناس محیطزیست در گفتوگو با صمت از زباله به عنوان یکی از مهمترین مشکلات محیطزیست ایران نام برد و گفت: زبالهها به دو دسته تقسیم میشوند: پسابها و زبالههای جامد که هر دو آنها چالش بزرگ محیطزیست ایران به شمار میروند. زبالههای جامد که در اطراف جادهها، کوهها و درههای ما وجود دارند و پسابهایی که از دفع نامناسب زبالهها وارد سفرههای زیرزمینی میشوند. درحالحاضر مشکل اصلی ما جدا نکردن زباله از مبدا و بازیافت آن است که در ایران حل نشده یا در بهترین شکل فقط 10درصد انجام میشود. در این زمینه بیمسئولیتی بزرگی از طرف کسانی که تولیدکننده پسماند هستند رخ میدهد. کارخانههایی که نوشیدنیها را دربطریهای پلاستیکی تولید میکنند نقش مهمی در افزایش و تولید زبالهها دارند که بخش بزرگی از پسماندی که در طبیعت دیده میشود، مربوط به این بخش است. این در حالی است که این بطری ماده به نسبت گرانقیمت هستند و مشتریان خوبی دارند. بیمسئولیتی از جایی شکل میگیرد که کارخانههای نوشیدنی از فروش سود خوبی بهدست میآورند و به همین دلیل برای برگرداندن این ظرفها خود را به دردسر نمیاندازند. برای این کار به مدیریت نیاز است تا این بطریها جمعآوری شود. در این میان باید دولت قانونی را مقرر کند که هر کارخانهای خود مکلف به جمعآوری و رساندن این ظرفها به مراکز بازیافت شود. مواد مصرفی در این ظرفها وقتی خرد شوند جمع کردن آن آسانتر است. این مواد قابل بازیافت را میتوان برای ساخت دوباره بطریها و الیاف تولید منسوج برای بافت لباسهای گرم مورد استفاده قرار داد که در دنیا بسیار خریدار دارد. به نظر بسیاری از تولیدکنندگان، بازگرداندن این بطریها توجیه اقتصادی ندارد. به عنوان مثال، اگر مصرفکننده رقمی بالاتر از قیمت اصلی نوشیدنی پرداخت کند شاید بتوان روی برگرداندن این بطریها حساب کرد. یکی دیگر از کارهایی که میتوان با اجرا شدنش بسیاری از مشکلات را حل کرد استفاده از دستگاه خردکن زباله در فروشگاهها و خانهها است. با وجود این دستگاههای ساده خردکن زبالهها حجم کمتری را اشغال میکنند و با این روش زبالهها با حجم کمتری به کارخانههای تولیدی و مراکز بازیافت انتقال پیدا میکنند. درحالحاضر در کانادا، سوئد، فنلاند و... مصرف کنندگان اینگونه عمل میکنند و اینکار به عرف تبدیل شده است اما در ایران این مواد بیارزش تلقی میشوند. همین مشکلات را ما در زمینه ظرفهای شیشهای نیز داریم. در گذشتههای نه چندان دور در ایران مصرفکنندگان بطریهای شیر را برمیگرداندند. اما درحالحاضر این اتفاق نمیافتد و شهرداری هر سال مجبور است میلیونها تن ظرف شیشهای و پلاستیکی را از سطح شهر جمعآوری کند. این چرخه باید اصلاح شود. دولت باید این موضوع را در جامعه رواج دهد که هر کس نسبت به برگرداندن این مواد مسئولیت اجتماعی دارد. سرمایهگذاری برای بازیافت زباله در کشورهای پیشرفته صنعتی با سرمایهگذاری مناسب برای بازیافت انواع زبالهها (فلزات، مواد پلاستیکی، چوب، کاغذ و...) و آموزش همگانی برای جداسازی زبالهها از مبدا (منازل، مدارس، اداری، تولیدی، صنعتی، خدماتی و...) توانستهاند از زبالههای جمعآوری شده برای تولیدات جدید استفاده و از بروز آسیبهای بیشتر به محیطزیست (برداشت از منابع طبیعی و دفن زبالهها) تا حدودی جلوگیری کنند. اما در کشورهای درحال توسعه وضعیت چنین نیست. نهتنها سرمایهگذاریهای قابل توجهی برای راهاندازی صنایع بازیافت نشده، بلکه فرهنگ عمومی برای جداسازی زبالهها نیز شکل نگرفته است. عادل علافصالحی در گفتوگو با صمت به اهمیت جداسازی زباله از مبدا اشاره کرد و گفت: موضوع زباله در کلانشهرها به مرحله بحران رسیده است و اگر به همین منوال ادامه پیدا کند در شهرهای دیگر نیز با چالشهای جدی روبهرو خواهیم شد. کاهش تولید زباله در کشور از اهمیت بسیاری برخوردار است چراکه هماکنون زباله بسیاری تولید میکنیم. در این زمینه فناوریهای خانگی بازیافت و تبدیل زباله را نداریم. به عنوان مثال، در امریکا در بسیاری از خانهها زباله خردکن وجود دارد. دستگاههایی مانند چرخ گوشت که سریعتر عمل میکند. زبالههای خشک را که قابلیت خرد شدن دارند وارد این دستگاه میکنند، کف این دستگاه به فاضلاب متصل است و با آب ظرفشویی به فاضلاب میرود و حجم زباله کم میشود. با انجام اینکار هزینه شهرداریها کاهش پیدا میکند و نیروی کار کمتری به زحمت میافتد. نکته دوم مربوط به تبدیل پسماند است؛ در بخشهای بزرگ این روش مرسوم است و قانونهایی در این زمینه وجود دارد. این قانون بخشهای صنعتی مانند خودروسازی را محدود میکند تا از دستگاههای زبالهسوز استفاده کنند اما تاسیسات زبالهسوزی برای کلانشهرها نیز مناسب است. این دستگاهها زبالهها را به انرژی تبدیل میکند و حجم آن را کاهش میدهد و در آخر از خاکستر زبالهها هم میتوان به عنوان کود استفاده کرد. در این بخش موضوع فرهنگسازی بسیار اهمیت دارد. در این راستا سازمانهای مربوط باید آموزش و آگاهیرسانی را در اولویت خود قرار دهند. همانطور که گفته شد زباله خردکن میتواند ما را در حل و جلوگیری از بحران یاری کند. در این زمینه بخش خصوصی باید وارد میدان شود و با وارد کردن و معرفی این دستگاهها مشکلات این بخش را کم کند.