این گزارش را «تجارتنیوز» منتشر کرده است . از همکاری اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا در حملات به ایران و لبنان به نقل از الجزیره انگلیسی گزارش میدهد:
اسرائیل سالها تلاش خود را صرف هک دوربینهای راهنمایی و رانندگی تهران، به ویژه در اطراف بیت رهبر انقلاب کرده بود تا الگویی از زندگی برای محافظان آیتالله خامنهای به دست آورد.
حملات تروریستی صورت گرفته در تهران و بیروت که به شهادت مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی و تنی چند از فرماندهان نظامی آن در تهران و هدف قرار دادن مواضع حزب الله در بیروت انجامید، وابستگی استراتژیک اسرائیل به اطلاعات سیا را بیش از پیش عیان ساخت و نشان داد اسرائیل تنها در حوزه نفوذ انسانی فعال است و در حوزه اطلاعات سیگنالی (SIGINT) دست برتر از آن ایالات متحده است.
به گزارش سایت انگلیسی زبان الجزیره، آژانس امنیت ملی (National Security Agency) بزرگترین سازمان شنود ارتباطات در جهان محسوب میشود و اصلی ترین نهاد آمریکایی است که در این زمینه فعالیت میکند. این سازمان از شبکهای گسترده از ماهوارهها، ایستگاههای زمینی و سامانههای تحلیل داده استفاده میکند تا ارتباطات رادیویی، تلفنی و اینترنتی را رهگیری کند. چنین دادههایی میتواند شامل تماسهای تلفنی، ایمیلها یا الگوهای ارتباطی میان نهادهای نظامی باشد.
روایت خوداتکایی اطلاعاتی اسرائیل عمداً وابستگی ساختاری به واشنگتن را پنهان میکند اما براساس اطلاعات منتشر شده از سوی سازمان سیا، آنچه در تهران رخ داد ماحصل دستیابی به اطلاعات سیگنالی مقامات ارشد نظام و همراهان آنها و البته اطلاعات نیروهای نفوذی دستگاه اطلاعاتی اسرائیل بود؛ اطلاعاتی که از طریق شبکههای جاسوسی یا سیستمهای اطلاعاتی جمعآوری میشوند و معمولاً در چند دسته اصلی قابل ارزیابی هستند:
اطلاعات نظامی: محل استقرار پایگاهها، سامانههای دفاع هوایی، تجهیزات موشکی و سطح آمادگی نیروهای نظامی.
اطلاعات هستهای: فعالیت تأسیسات هستهای، آزمایشهای فنی و برنامههای تحقیقاتی.
اطلاعات سیاسی: تحلیل تصمیمات رهبران سیاسی و نظامی درباره بحرانها و واکنشهای احتمالی.
و در نهایت اطلاعات منطقهای: فعالیت نیروهای متحد ایران در منطقه و ارتباطات آنها را نشان میدهد؛ این اطلاعات میتواند در طراحی عملیات نظامی، برنامهریزی استراتژیک یا تصمیمات دیپلماتیک مورد استفاده قرار گیرد.
همکاری اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران نیز ترکیبی از فناوری آمریکا و شبکههای عملیاتی اسرائیل است. این همکاری چند دههای باعث شده است که واشنگتن و تل آویو بتوانند اطلاعات گستردهای درباره توان نظامی و برنامههای استراتژیک ایران جمعآوری کنند.
با این حال، پیچیدگی ساختار امنیتی ایران و رقابت شدید اطلاعاتی میان طرفین باعث شده جنگ اطلاعاتی در خاورمیانه همچنان یکی از پیچیدهترین عرصههای رقابت ژئوپلیتیکی در جهان باقی بماند؛ اسرائیل با داشتن شبکههای جاسوسی فعال در خاورمیانه و منابع داخلی در ایران، اطلاعات عملیاتی و تهدیدات را به آمریکا منتقل میکند. آمریکا هم از ماهوارهها، رادارها و سیستمهای شنود پیشرفته برای جمعآوری دادهها استفاده میکند و با اسرائیل به اشتراک میگذارد.
حملهای که منجر به شهادت مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی ایران شد، اساساً یک مأموریت مشترک ایالات متحده و اسرائیل بود. کارشناسان مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) خاطرنشان میکنند که این مأموریت به یک بانک هدف و نظارت الکترونیک سازمان سیا متکی است. یعنی درست در زمانی که پهپادهای MQ-9 Reaper ایالات متحده بر فراز تهران و شیراز گشتزنی میکردند تا هدفگیری دقیق را تسهیل کنند، تخریب سایتهای موشکی مستحکم ایران در جنوب این کشور توسط موشکهای تاماهاک و بمبافکنهای B-52 ایالات متحده انجام میشد.
این الگوی عملیاتی در ترور حسن نصرالله، رهبر حزبالله، در سپتامبر 2024 (مهر 1402) نیز دنبال شد؛ نیروی هوایی اسرائیل بیش از 80 بمب سنگرشکن 907 کیلوگرمی ساخت آمریکا را برای هدف قرار دادن مرکز فرماندهی حزب الله لبنان در 10 متری زیر زمین رها کرد. این بار نیز این هدفگذاری با اطلاعات جمعآوری شده مشترک و عملیات توامان اسرائیل و آمریکا در ایران انجام گرفت.
سازمان سیا ماهها رهبر شهید ایران و همراهان ایشان را ردیابی کرد و اطلاعات دقیقی در مورد الگوهای رفتاری آنها به دست آورد. این سازمان سیا بود که تأیید کرد رهبر ایران در آن صبح شوم شنبه در مجتمع رهبری تهران حضور خواهند داشت و همین امر باعث شد که آمریکا و اسرائیل تصمیم مشترکی برای تغییر زمان حمله از شب به روز بگیرند.
مامون ابوعامر، کارشناس امور اسرائیل مستقر در استانبول، به الجزیره میگوید: «آنچه در ایران صورت گرفت تنها تلاش دستگاه اطلاعاتی اسرائیل نبود، بلکه همکاری با سازمانهای بینالمللی، از جمله سیا و MI6، بازوی اطلاعات خارجی بریتانیا، نیز محسوب میشود و البته نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو از این موضوع برای ارائه یک پیروزی سیاسی شخصی به افکار عمومی خود استفاده میکند و ثابت کرد که او با موفقیت رئیسجمهور آمریکا را به یک رویارویی نظامی مستقیم با ایران کشانده است، باتلاقی که دولتهای قبلی آمریکا و روسای نظامی ایالات متحده به شدت از آن اجتناب میکردند.»
آنچه در تهران صورت گرفت روندی بود که پیشتر با ترور رهبر سیاسی حماس، اسماعیل هنیه، در ژوئیه ۲۰۲۴ (تیر 1402) در یک مهمانخانه فوق امنیتی سپاه پاسداران در تهران آغاز شده بود. این ترور نتیجه نفوذ مخفیانه بود. وسیله انفجاری که موجب ترور رهبر سیاسی حماس شد دو ماه قبل از ورود او، به صورت مخفیانه وارد محل اقامت هنیه شده بود و اجرای آن نیاز به همدستان محلی داشت.
پس از آن نیز این روند در خرداد و اسفند سال 1404 دنبال شد. دستگاه اطلاعاتی اسرائیل سالها تلاش خود را صرف هک کردن دوربینهای راهنمایی و رانندگی تهران، به ویژه در اطراف بیت رهبر شهید انقلاب کرده بود تا الگویی از زندگی برای محافظان او به دست آورد.
اسرائیلیها با استفاده از نفود انسانی خود لحظاتی پیش از حمله روز شنبه نهم اسفندماه 1404 دکلهای تلفن همراه محلی را مختل کردند تا از دریافت هشدار توسط محافظان جلوگیری کنند. ابوعامر در این رابطه خاطرنشان میکند: «موساد به ندرت از توان نیروهای خود در کشور میزبان استفاده میکند و اغلب از افراد خارجی دارای تابعیت دوگانه برای نفوذ به کشورهای موردنظر بدون ایجاد سوظن، سود میجوید.»
در ایران، موساد از نیروهای داخلی که به دلایل ایدئولوژیک مایل به همکاری با اسرائیل بودند استفاده کرد. باجگیری و تهدید علیه افراد آسیبپذیرتر نیز پروسه دیگری بود که در حمله به تهران از سوی موساد دنبال شد. ابوعامر این شیوه را با نوار غزه محاصره و ویران شده توسط اسرائیل مقایسه میکند، جایی که انسجام اجتماعی شدید، حملات اطلاعاتی اسرائیل را به شدت محدود میکرد و به حماس و سایر گروهها اجازه میداد تا اسیران را پنهان کرده و با وجود نظارت کامل اسرائیل، برای مدت طولانی فعالیت کنند.
اما در لبنان اهداف به شیوه دیگری دنبال شد. موساد از فریب تجاری برای پیشبرد اهداف خود سود جست. عملیات پیجر سپتامبر 2024 در لبنان، که به دهها کشته و زخمی منجر شد، شامل نفوذ به زنجیرههای تأمین از طریق شرکتهای پوششی اروپایی بود. اسرائیلیها با پخش شایعاتی از طریق واحد 8200 در مورد توانایی خود در هک کردن تلفنهای هوشمند، حزبالله را مجبور به پناه بردن به امنیت پیجرهایی کردند که پیشتر با دستکاری سیستمی، آنها را به صورت بالقوه به بمبهای با قابلیت انفجار بالا تبدیل کرده بودند.
اما این تنها ایران نیست که با کاستیهای اطلاعاتی ناشی از پروسه نفوذ دست و پنجه نرم میکند. تا آوریل 2024 (فروردین 1402)، مقامات اسرائیلی بیش از 30 شهروند را به جاسوسی برای ایران دستگیر کردند. این افراد از طریق پیامهای ساده تلگرامی استخدام شده و از طریق سیستم پرداختی «پیپال» مبالغ هنگفتی برای انجام جاسوسیهای پرخطر دریافت میکردند.
این شبکه جاسوسی اجارهای با موفقیت از مکانهای حساس، از جمله پایگاه هوایی نواتیم، بندر حیفا و ستاد اطلاعات نظامی گلیوت فیلمبرداری کرده بود. ایران بعدها از این مختصات برای اهداف موشکهای بالستیک خود استفاده کرد و توهم جامعه نفوذناپذیر اسرائیلی را در هم شکست. به نظر میرسد آنچه در ایران و لبنان دنبال میشود نیز تلاشی است برای خروج از وضعیتی که پس از ترور ناموفق لیلهامر در سال ۱۹۷۳، شکست تحقیرآمیزی که در مسموم کردن خالد مشعل، رهبر حماس در سال ۱۹۹۷ و همچنین افشای اطلاعات ۲۶ مأمور موساد توسط پلیس دبی که در سال ۲۰۱۰، صورت گرفته بود.
ابوعامر در این رابطه نیز میگوید: «نتانیاهو ادعا کرده بود که حملات ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد 1404) به ایران، اسرائیل را برای نسلها به مکانی امن تبدیل کرده است اما با این حال، هشت ماه بعد، منطقه دوباره درگیر جنگ جدیدی شد، موشکها به سراسر اسرائیل رسیدند و ایران و حزبالله قدرت نظامی خود را در زمین ثابت کردند.»
او این موضوع را با حمله آمریکا به عراق مقایسه میکند، حملهای که نه تنها به برقرای امنیت دائمی خاورمیانه نینجامید بلکه در نهایت منجر به بیثباتی بلندمدت و مرگ صدها هزار عراقی و همچنین تلفات بالای نیروهای آمریکایی در این کشور شد. ابوعامر معتقد است: «تکیه بر ترورهای اطلاعاتی واقعیت استراتژیک گستردهتر را تغییر نمیدهد؛ این کار صرفاً تسکین موقت ایجاد میکند و در عین حال اسرائیل را به درگیریهایی میکشاند که به تنهایی نمیتواند از آن جان سالم به در ببرد.»