|

ساعت صفر بازار نفت ایران / رقیب آمریکا با یک تماس به کمک تهران آمد؟

در حالی که یک ناو هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس آرایشی کم‌سابقه به خود گرفته، دومین ناو عظیم نیز در راه است و مذاکرات تهران و واشنگتن در نقطه‌ای حساس و تا حدودی شکننده میان تهدید و امید معلق مانده، پکن با نگرانی فزاینده تحولات را رصد می‌کند. چین که نزدیک به نیمی از نفت وارداتی‌اش از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند، اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران است که تشدید تنش‌ها، دسترسی‌اش به نفت ارزان ایران را مختل کند و امنیت انرژی‌اش را در برابر فشار‌های آمریکا آسیب‌پذیر سازد.
اقتصاد کلان ساعت صفر بازار نفت ایران / رقیب آمریکا با یک تماس به کمک تهران آمد؟
فهرست محتوا

گسترش نیوز: پکن در ماه‌های اخیر با دقتی وسواس‌گونه تحولات خاورمیانه را دنبال می‌کند؛ منطقه‌ای که برای اقتصاد انرژی‌محور چین حکم شریان حیاتی را دارد. افزایش تنش میان تهران و واشنگتن، به‌ویژه پس از استقرار دو ناو هواپیمابر آمریکایی در آب‌های جنوبی ایران، این نگرانی را در چین تقویت کرده که هرگونه درگیری، حتی محدود، می‌تواند جریان نفت از تنگه هرمز را مختل کند. برای کشوری که رشد اقتصادی‌اش به ثبات انرژی وابسته است، چنین اختلالی می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد.

چین طی دو دهه گذشته تلاش کرده وابستگی خود به نفت خاورمیانه را کاهش دهد، اما واقعیت این است که هنوز بخش بزرگی از واردات نفتی‌اش از همین منطقه تأمین می‌شود. ایران در این میان جایگاهی ویژه دارد؛ نه فقط به دلیل قیمت رقابتی نفتش، بلکه به‌خاطر اینکه در شرایط تحریم، حاضر است نفت را با شرایط مالی و قراردادی مطلوب‌تری به چین عرضه کند. همین موضوع باعث شده پکن نسبت به هرگونه تهدید علیه ثبات ایران حساس‌تر از گذشته باشد.

در پکن این تحلیل وجود دارد که آمریکا با افزایش فشار بر ایران، نه فقط به دنبال مهار تهران، بلکه در پی محدود کردن دسترسی چین به منابع انرژی ارزان است. این برداشت، بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی گسترده‌تری است که میان واشنگتن و پکن جریان دارد. از نگاه چین، کنترل آمریکا بر مسیرهای انرژی خاورمیانه، به معنای کنترل بر آینده اقتصادی چین است؛ آینده‌ای که بدون انرژی ارزان، شکننده و آسیب‌پذیر خواهد شد.

در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که آیا چین حاضر است برای حفظ جریان انرژی خود، در حوزه امنیتی یا ترانزیتی به ایران کمک کند؟ پاسخ به این پرسش پیچیده است و به مجموعه‌ای از ملاحظات اقتصادی، سیاسی و امنیتی گره خورده که پکن نمی‌تواند به‌سادگی از کنار آنها عبور کند.

وابستگی ساختاری چین به انرژی خاورمیانه

چین طی سال‌های اخیر تلاش کرده با توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، سرمایه‌گذاری در آفریقا و آمریکای لاتین و افزایش ذخایر استراتژیک نفت، وابستگی خود به خاورمیانه را کاهش دهد. اما واقعیت این است که هیچ‌یک از این اقدامات نتوانسته جایگزین کامل نفت ارزان و قابل‌دسترس خلیج فارس شود. مسیرهای دیگر یا گران‌ترند، یا از نظر حجم پاسخگوی نیاز چین نیستند، یا از نظر سیاسی ثبات لازم را ندارند.

ایران در این میان یک مزیت کلیدی دارد: نفتش نه‌تنها ارزان‌تر از بسیاری از رقباست، بلکه به دلیل تحریم‌ها، چین می‌تواند آن را با تخفیف‌های قابل‌توجه خریداری کند. این تخفیف‌ها در شرایطی که اقتصاد چین با کندی رشد مواجه شده، اهمیت بیشتری یافته است. پکن می‌داند که از دست دادن این منبع، به معنای افزایش هزینه انرژی و کاهش رقابت‌پذیری صنایعش خواهد بود.

از سوی دیگر، چین به‌خوبی آگاه است که مسیر انتقال نفت از ایران و سایر کشورهای منطقه، از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ تنگه‌ای که اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض تنش‌های نظامی قرار دارد. حضور دو ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه، پیام روشنی برای تهران و البته برای پکن دارد: واشنگتن آماده است در صورت لزوم، جریان انرژی را تحت کنترل خود بگیرد.

این وضعیت باعث شده چین به‌طور جدی به دنبال راه‌هایی برای کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی باشد. یکی از این راه‌ها، تقویت همکاری با ایران در حوزه‌های امنیتی و ترانزیتی است؛ اما چنین اقدامی هزینه‌های سیاسی و امنیتی سنگینی برای پکن خواهد داشت. چین نمی‌خواهد وارد تقابل مستقیم با آمریکا شود، اما نمی‌تواند نسبت به تهدید امنیت انرژی‌اش بی‌تفاوت بماند.

در نتیجه، پکن در حال بررسی گزینه‌هایی است که بتواند بدون ورود به درگیری مستقیم، از جریان انرژی خود محافظت کند. این گزینه‌ها شامل افزایش حضور اقتصادی در ایران، تقویت همکاری‌های بندری و ترانزیتی، و حتی مشارکت محدود در پروژه‌های امنیت دریایی است؛ البته با احتیاطی بسیار زیاد.

ناو آمریکا

نگرانی پکن از کنترل آمریکا بر ایران

در محافل سیاست‌گذاری چین این تحلیل وجود دارد که آمریکا در تلاش است با فشار حداکثری بر ایران، نه‌فقط تهران را مهار کند، بلکه دسترسی چین به نفت ارزان را نیز محدود سازد. این تحلیل بر پایه تجربه‌های گذشته شکل گرفته؛ از جمله فشارهای آمریکا بر عربستان برای کاهش صادرات نفت به چین و تلاش برای کنترل مسیرهای انرژی در دریای جنوبی چین.

چین نگران است که اگر ایران تحت فشار شدید قرار گیرد یا درگیر جنگ شود، آمریکا بتواند جریان انرژی منطقه را به‌گونه‌ای مدیریت کند که به ضرر پکن تمام شود. این نگرانی زمانی تشدید شد که واشنگتن در هفته‌های اخیر چند بار به‌طور علنی اعلام کرد که «امنیت انرژی جهانی» را در برابر «رفتارهای بی‌ثبات‌کننده ایران» تضمین خواهد کرد. از نگاه پکن، این عبارت معنایی فراتر از یک هشدار ساده دارد.

در پکن این تصور وجود دارد که آمریکا ممکن است از بحران ایران به‌عنوان ابزاری برای فشار بر چین استفاده کند؛ به‌ویژه در شرایطی که رقابت دو کشور در حوزه‌های فناوری، تجارت و امنیت به اوج رسیده است. اگر واشنگتن بتواند جریان نفت ایران را مختل کند، چین مجبور خواهد شد نفت گران‌تر از بازارهای دیگر خریداری کند؛ اقدامی که می‌تواند اقتصاد چین را در شرایط حساس کنونی تحت فشار قرار دهد.

به همین دلیل، چین در ماه‌های اخیر تماس‌های دیپلماتیک خود با تهران را افزایش داده و تلاش کرده از طریق کانال‌های مختلف، ایران را به خویشتنداری و پرهیز از تشدید تنش‌ها تشویق کند. پکن می‌داند که هرگونه درگیری گسترده، نه‌فقط برای ایران، بلکه برای اقتصاد جهانی و به‌ویژه برای چین فاجعه‌بار خواهد بود.

با این حال، چین نمی‌تواند تنها با ابزار دیپلماسی از امنیت انرژی خود محافظت کند. پکن به‌خوبی می‌داند که اگر آمریکا تصمیم بگیرد مسیرهای انرژی را تحت کنترل بگیرد، هیچ بیانیه دیپلماتیکی نمی‌تواند مانع آن شود. اینجاست که بحث همکاری امنیتی و ترانزیتی با ایران مطرح می‌شود؛ موضوعی که پکن با احتیاط اما با جدیت در حال بررسی آن است.

آیا چین حاضر است در حوزه امنیتی به ایران کمک کند؟

به باور بسیاری از تحلیلگران، چین مایل به چنین اقدامی است، اما محتاط‌تر از آن است که وارد تقابل مستقیم با آمریکا شود. پکن در سال‌های اخیر تلاش کرده نقش خود را در امنیت دریایی خلیج فارس افزایش دهد، اما این حضور بیشتر نمادین بوده تا عملیاتی. چین نمی‌خواهد وارد درگیری‌ای شود که ممکن است آن را در برابر آمریکا قرار دهد.
با این حال، شرایط کنونی متفاوت است. اگر تنش‌ها میان ایران و آمریکا به نقطه‌ای برسد که جریان انرژی چین تهدید شود، پکن ممکن است مجبور شود نقش فعال‌تری ایفا کند. این نقش می‌تواند شامل اعزام ناوهای گشتی برای «حفاظت از کشتی‌های تجاری»، مشارکت در رزمایش‌های مشترک با ایران، یا حتی ارائه تجهیزات نظارتی و اطلاعاتی باشد.

چین همچنین ممکن است از طریق تقویت همکاری‌های بندری با ایران، به‌ویژه در بندر چابهار و بندر جاسک، تلاش کند مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی ایجاد کند. این مسیرها می‌توانند بخشی از وابستگی چین به تنگه هرمز را کاهش دهند؛ هرچند جایگزین کامل آن نخواهند بود.

در عین حال، پکن می‌داند که هرگونه اقدام امنیتی در خلیج فارس، پیامدهای گسترده‌ای برای روابطش با آمریکا خواهد داشت. چین نمی‌خواهد درگیر رقابتی نظامی در منطقه‌ای شود که هزاران کیلومتر از مرزهایش فاصله دارد. اما اگر مجبور شود میان امنیت انرژی و پرهیز از تنش یکی را انتخاب کند، احتمالاً امنیت انرژی را ترجیح خواهد داد.

در نهایت، چین به دنبال راه‌حلی است که بتواند بدون ورود به درگیری مستقیم، از منافع انرژی خود محافظت کند. این راه‌حل احتمالاً ترکیبی از دیپلماسی فعال، همکاری اقتصادی گسترده‌تر با ایران، و حضور محدود اما هدفمند در حوزه امنیت دریایی خواهد بود.

ایران و چین

نقش ایران در معادله انرژی چین

ایران برای چین تنها یک تأمین‌کننده نفت نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد بلندمدت پکن برای ایجاد «مسیرهای امن انرژی» است. پروژه‌های مشترک در حوزه نفت، گاز، پتروشیمی و زیرساخت‌های ترانزیتی، همگی بخشی از تلاش چین برای کاهش وابستگی به مسیرهای تحت کنترل آمریکا هستند.

پکن به‌خوبی می‌داند که ایران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی‌اش، می‌تواند نقش مهمی در ایجاد مسیرهای جایگزین ایفا کند. کریدورهای زمینی ایران، اگر توسعه یابند، می‌توانند بخشی از انرژی منطقه را بدون عبور از هرمز به چین منتقل کنند. این موضوع برای پکن اهمیت استراتژیک دارد.

در سال‌های اخیر، چین سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در زیرساخت‌های ایران انجام داده؛ از توسعه میادین نفتی گرفته تا پروژه‌های ریلی و بندری. این سرمایه‌گذاری‌ها نه‌فقط اقتصادی، بلکه امنیتی نیز هستند. پکن می‌خواهد مطمئن باشد که ایران، به‌عنوان یکی از شرکای کلیدی‌اش، در برابر فشارهای آمریکا مقاومت می‌کند.

با این حال، چین از بی‌ثباتی داخلی و منطقه‌ای ایران نیز نگران است. هرگونه درگیری گسترده می‌تواند پروژه‌های چینی را به خطر بیندازد و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری را نابود کند. به همین دلیل، پکن تلاش می‌کند ایران را به سمت ثبات و خویشتنداری سوق دهد؛ حتی اگر این به معنای فشار غیرمستقیم بر تهران باشد.

در نهایت، ایران برای چین یک شریک ضروری اما پرریسک است. پکن می‌داند که بدون ایران، امنیت انرژی‌اش آسیب‌پذیرتر خواهد شد؛ اما با ایران نیز باید با احتیاط حرکت کند تا وارد تقابل مستقیم با آمریکا نشود.

فروش نفت ایران

آینده همکاری چین و ایران در سایه تنش‌های فزاینده

در شرایطی که تنش میان تهران و واشنگتن به بالاترین سطح در دو دهه اخیر رسیده، چین در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است. پکن باید تصمیم بگیرد که تا چه اندازه حاضر است برای حفظ امنیت انرژی خود، در کنار ایران بایستد. این تصمیم نه‌فقط اقتصادی، بلکه ژئوپلیتیکی و امنیتی است.

چین احتمالاً به‌جای ورود به درگیری مستقیم، مسیر «حمایت محدود اما مؤثر» را انتخاب خواهد کرد. این حمایت می‌تواند شامل افزایش خرید نفت از ایران، سرمایه‌گذاری بیشتر در زیرساخت‌های انرژی و ترانزیت، و ارائه کمک‌های فنی و اطلاعاتی باشد. چنین رویکردی به چین اجازه می‌دهد بدون تحریک مستقیم آمریکا، از منافع خود محافظت کند.

در عین حال، پکن تلاش خواهد کرد نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کند؛ نقشی که هم به کاهش تنش کمک می‌کند و هم جایگاه چین را به‌عنوان قدرتی مسئولیت‌پذیر در نظام بین‌الملل تقویت می‌کند. چین می‌داند که ثبات منطقه، بیش از هر چیز به نفع خودش است.

با این حال، اگر بحران به نقطه‌ای برسد که جریان انرژی چین تهدید شود، پکن ممکن است مجبور شود اقدامات جدی‌تری انجام دهد. این اقدامات می‌تواند شامل حضور امنیتی محدود در خلیج فارس یا حمایت عملی از زیرساخت‌های انرژی ایران باشد. چنین سناریویی هنوز دور از ذهن نیست، اما غیرممکن هم نیست.

در نهایت، آینده همکاری چین و ایران به میزان تنش میان تهران و واشنگتن بستگی دارد. اگر مذاکرات شکننده کنونی شکست بخورد و بحران تشدید شود، چین ناچار خواهد شد نقش فعال‌تری ایفا کند. اما اگر تنش‌ها کاهش یابد، پکن ترجیح می‌دهد در سایه حرکت کند و از درگیری مستقیم دور بماند.

در صورت تمایل به پیگیری اخبار روز حوزه انرژی و آخرین تحولات بازار نفت، سرویس انرژی پایگاه خبری گسترش نیوز را دنبال کنید.

ساعت صفر بازار نفت ایران / رقیب آمریکا با یک تماس به کمک تهران آمد؟
کد خبر: ۷۰۴۵۱۵
۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
ارسال نظر

آخرین اخبار