زهره محسنیشاد/روزنامه نگار
نگرانی از آینده به ویژه در زمینه وضعیت مالی، باعث میشود که افراد همواره تلاش کنند تا اندوختهای برای خود جمع کرده و این نگرانی را در آینده پوشش دهند. فرهنگ پسانداز از این بابت در بین ایرانیان از گذشته مرسوم بوده و افراد همواره سعی کردهاند تا بخشی از درآمدشان را برای آینده جمع کنند. اما درحالحاضر، به دلیل رکود حاکم بر بخش اقتصاد، موضوع پسانداز و سرمایهگذاری با اما و اگرهایی مواجه است، چرا که افراد مطمئن نیستند، کدام بازار را برای سرمایهگذاری و پسانداز انتخاب کنند. این نبود اطمینان زمانی تشدید میشود که بازارها نیز دارای ریسک باشند. به عنوان نمونه بازار سرمایه را میتوان به عنوان مکانی مناسب برای سرمایهگذاری معرفی کرد، اما چون این بازار ذاتا بازاری دارای ریسک است، ازاین رو این امر عاملی بازدارنده برای افراد ریسکناپذیر شده و تمایل چندانی از سوی اینگونه افراد برای سرمایهگذاری در این بازار وجود ندارد. دراین بین بازار ارز، سکه و طلا هم با توجه به تجربه سالهای گذشته و نوساناتی که هرازگاهی با آن مواجه میشود، بازار جذابی برای جذب سرمایهها در شرایط حاضر اقتصاد به شمار نمیرود. بازار مسکن هم که در رکود به سر میبرد و کسی تمایل برای ورود به این بازار ندارد. در این بین تنها بازاری که میماند، بازار پول است که به اعتقاد کارشناسان، در شرایط فعلی میتواند بهترین بازار برای دارندگان سرمایه حتی در ارقام کم به شمار رود. دلیلش هم واضح است؛ بانکها درحالحاضر کمترین ریسک را در بین سایر بازارها دارند و این درحالی است که سود مناسبی را هم عاید سپردهگذاران میکنند که این فاکتورها سبب شده بخش زیادی از سرمایهها به سمت بانکها هدایت شود. اما دراین بین انتظاری که وجود دارد و مهم جلوه میکند، این است که تدابیر لازم برای هدایت سرمایهها به سمت بخش تولید و صنعت کشور فراهم شود؛ بخشی که در شرایط فعلی اقتصاد، بیش از هر زمان دیگری نیاز به نقدینگی دارد و حمایت میخواهد. اینکه نقدینگیهای کشور در یک جا جمع شود و در اقتصاد جریان نداشته باشد منطقی نیست. ضمن اینکه بانکها منابع مورد نیاز بخش واقعی اقتصاد را به زعم فعالان این بخش، چندان تامین نمیکنند و حمایتها کمرنگ است. در این شرایط بهتر این است که منابع و سرمایهها به سمت تولید هدایت شود تا ضمن اینکه اقتصاد به بازدهی و بهرهوری لازم دست یابد، سود لازم را هم عاید دارندگان سرمایه کند. اما به طور قطع برای دستیابی به این هدف، لازم است تا بخش تولید از جذابیت بیشتری برخوردار شود تا تمایل در بین دارندگان سرمایه برای سرمایهگذاری در این بخش افزایش یابد. این موضوع برکسی پوشیده نیست که سرمایهها وارد بخشی میشوند که ریسک کمی داشته باشد.