ترنس سکشوال که باشی فرقی نمیکند جسمت زن است یا مرد، هویت تو را، افکار و روحت میسازد. تو همان هستی که روحت به تو فرمان میدهد روحی که با جسم و فیزیکت کاملا در تضاد است؛ درک این موضوع برای اغلب افراد سخت است.
گسترش نیوز - «از بچگی که کنار دخترهای همسن خودم بازی میکردم به آن دختر عروس و به من داماد میگفتند، همیشه موهایم پسرانه بود و با پسرهای محله درکوچه بازی میکردم همه چی خوب بود تا زمانی که گفتند تو دختری و دیگر نباید این کارها را دهی.»
اینها بخشی از صحبتهای حامد است، دختری در قامت پسرانه؛ اسمش را خودش انتخاب کرده است و دوست ندارد دیگر کسی او را با اسم فاطمه صدا بزند، او نیز مانند بسیاری از ترنس سکشوالها برای رسیدن به جنسیت روانیاش با افراد مختلفی جنگیده است.
حامد میگوید: تا زمانی که کوچکتر بودم همه چیز برایم خوب بود و کسی با رفتارهای پسرانه ام مشکلی نداشت اما وقتی ۱۷ ساله شدم همه چیز تغییر کرد و مادرم گفت دیگر باید موهایت را بلند کنی و زمان ازدواجت فرا رسیده است؛ اما این مسئله با روح من سازگار نبود؛ خود را یک دختر نمیدانستم چه برسد به اینکه عروس شوم و چند سالی به خاطر این موضوع دعوا داشتیم و به نتیجه نمیرسیدم.
حامد که یک سال است تغییر جنسیت داده است، از روزهای سختی میگوید که جسمش با روحش هماهنگ نبود و تاکید میکند: خیلی سخت است پسری باشی در کالبد زنانه؛ بین من و دخترهای دیگر فرق هایی بود که فکر کردن به آن دیوانه ام میکرد؛ من دو جنسه نبودم اما نمیتوانستم زندگی دخترانه داشته باشم هیچوقت یادم نمیآید پشت ویترین یک مغازه به کفشهای پاشنهبلند چشم دوخته باشم، آرزو داشتم که همه به من بگویند آقا پسر نه دختر خانم!
وی خاطرنشان میکند: برعکس من که اصرار به عمل داشتم، اطرافیانم معتقد بودند که نباید در کار خدا دخالت کنیم و اگر ازدواج کنم ذهنم درست میشود، اما باید بپذیریم که نه ازدواج و نه بارداری نمیتواند یک ترنسکشوال را درمان کند.
حامد تصریح میکند: یک سالی زیر نظر روانشناس و سکسولوژیست بودم تا مطمئن شوند بعد از عمل پشیمان نمیشوم، بعد به دادگاه خانواده درخواست تغییر جنسیت دادیم و مراحل پزشک قانونی را طی کردیم در نهایت مجوز تغییر جنسیت صادر شد البته از نظر ما این تغییر نیست بلکه تطبیق جنسیت است.
نهال نیز دختری ۲۵ ساله است که ۲۲ سال در کالبد پسر زندگی کرده است، وی معتقد است تغییر جنسیت از پسر به دختر سخت تر است و میگوید: در فرهنگ ما ترنس را نمیفهمند و به چشم یک هرزه و منحرف جنسی نگاه میکنند در حالی که ترنس سکشوال بیماری روانی است و باید هرچه زودتر عمل تغییر جنسیت صورت بگیرد تا ترنسها نیز به زندگی عادی خود برگردند.
وی اظهار میکند: وقتی ۱۶ ساله بودم به یک مرد احساس علاقه داشتم، علاقهای که با رفتارهای دخترانه عجین بود؛ دوست داشتم آرایش کنم و لباس زنانه بپوشم، به دخترها حس خاصی نداشتم و در مقابل مردها برایم جذاب بودند این برایم خیلی عجیب بود.
نهال میگوید: نخستین بار که به پدرم گفتم حسابی مرا کتک زد و من را مایه ننگ خانواده دانست، اجازه نمیداد که از خانه بیرون بروم و خیال میکرد که با دعوا و کتک کاری من از تصمیم تغییر جنسیت بر میگردم، روزهای سختی داشتم حتی به اجبار پدر برای اینکه مرد شوم باید به سربازی میرفتم، برای فرار از فضای جهنمی خانه سه ماه آموزشی رفتم اما آنجا هم تاثیری نداشت و به خاطر رفتارهایم در پادگان مسخره و تحقیر میشدم و دیگر سربازی را رها کردم.
وی تاکید میکند: حاضر بودم یک دست و پا نداشتم اما دختر بودم، در این میان سختیهای زیادی را تحمل کردم، یک سال مشاوره روانشناسی رفتم و دکتر هم معتقد بود که باید تغییر جنسیت بدهم، با گذراندن دورههای روانشناسی و تستهای پزشک قانونی بعد از ۲ سال مجوز تغییر جنسیت گرفتم و در تهران عمل سختی داشتم، اما حالا با تمام متلک هایی که میشنوم راضی هستم و آرامش بیشتری دارم.
نهال که حالا تنها یک آرزو دارد، میگوید: آدمی که عمل کرده از حاشیه خسته است و درک شدن توسط اطرافیان برایش خیلی مهم است اما تنها آرزوی من این است که علم به قدری پیشرفت کند که بتوانم مادر شوم، چرا که ما بعد از عمل امکان باروری نداریم و برای همیشه باید در حسرت فرزند باشیم.
به گزارش پایش قزوین، یک فرد ترنس سکشوال از نظر جسمی و حتی از نظر هورمونها کاملا زن یا مرد است اما از نظر روحی و روانی این افراد خود را کاملا متعلق به جنس مخالف میدانند؛ ایران نخستین کشور اسلامی است که با عمل تغییر جنسیت موافقت کرده است و ترنسها اجازه دارند به طور قانونی زندگی کند و عمل تطبیق جنسیت انجام دهند.
این پیشگامی را مدیون فتوای امام خمینی (ره) هستیم. ایشان سالها پیش در سال ۱۳۴۳ به روا بودن اصل تغییر جنس فتوا دادند؛ «فریدون ملکآرا» در سال ۱۳۶۴ نزد آیتالله خمینی (ره) رفت و با بیان این استدلال که از نظر روانی خود را یک زن میداند، از او برای تغییر جنس کسب تکلیف کرد و امام خمینی (ره) پس از تأیید پزشکان متخصص مورد اعتمادش به او اجازه چنین کاری را داد.
هدی حقیقی معاون امور اجتماعی بهزیستی قزوین با بیان اینکه ترنس سکشوال در واقع اختلال هویت جنسی محسوب میشود، میگوید: در این اختلال فرد از جنسیت خودش رضایت ندارد و احساس میکند که به جنس مخالف تعلق دارد و معمولا تمایل به تغییر جنسیت دارند و رفتارهایشان مطابق جنس خودشان نیست.
وی تصریح میکند: جوامعی که از وجود چنین اختلالی آگاهی صحیح نداشته باشند به این افراد برچسب انحراف میزنند و زمینه انزوای فرد را فراهم میکنند بنابراین فرد از زمانی که هویتش را درک میکند در تعامل با خانواده، مدرسه و جامعه دچار مشکلاتی میشود،
معاون امور اجتماعی بهزیستی قزوین اظهار میکند: واکنشهای جامعه نسبت به این افراد باعث میشود که آنها رشد اجتماعی نداشته باشند و امکان کسب اطلاعات را از دست میدهند، این اختلال در اغلب کشورهای دنیا و ایران شناخته شده و مراکز درمانی و حمایتی برای آن وجود دارد.
وی عنوان میکند: سازمان بهزیستی یکی از جامعههای هدف خود را افراد دارای اختلال هویت جنسی قرار داده است و سعی داریم حمایت مادی و معنوی از این افراد داشته باشیم، آنها هنگام مراجعه به بهزیستی تحت نظر روانپزشک و مددکار قرار میگیرند.
حقیقی تاکید میکند: معمولا خانوادهها در برابر این تغییر مقاومت میکنند اما بهزیستی فرآیند کار را تسهیل میکند و گروه درمانی گذاشته میشود، ضمن اینکه حمایت مادی و معنوی برای ارتقا کیفی زندگی مبتلایان به اختلال هویت جنسی را داریم و اطلاع رسانی و آموزشهای لازم را به خانواده و جامعه ارائه میدهیم.
وی خاطرنشان میکند: آموزشها تاثیرگذار است مثلا خانوادهای پسر دوست دارند و با دخترشان که کودک است پسرانه رفتار میکنند یا مادری که دختر دوست دارد تا پیش از دبستانی به ناخنهای پسرش لاک میزند و روسری سرش میکند و لذت میبرد همه اینها میتواند زمینه اختلال را فراهم کند البته برخی افراد نیز زمینه ژنتیکی دارند.
حقیقی بیان میکند: سال گذشته ۱۴ نفر در استان قزوین پذیرش شدند و ۷۱۹ خدمت به این افراد ارائه شده است، حمایتهای مادی در خصوص هزینههای عمل جراحی، لیزر و هورمون درمانی توسط بهزیستی صورت میگیرد؛ همچنین ودیعه مسکن و کمک در زمینه اشتغال و تهیه وسایل ضروی منزل نیز از دیگر خدمات بهزیستی است تا بتوانیم این افراد را به یک زندگی طبیعی و اجتماعی معمول برگردانیم.
ترنس سکشوالها منحرف جنسی یا همجنسباز نیستند و سعی میکنند این موضوع را با خانواده خود در میان بگذارند و اغلب خانوادهها آنها را طرد میکنند، اگر این افراد وارد جامعه شوند، جامعه آنها را موجود اضافی، اواخواهر و منحرف جنسی خطاب میکند، کارفرما به محض دانستن ترنس بودن این افراد آنها را اخراج میکند؛ بنابراین آنها به راههایی کشیده میشوند که در کنار افسردگی به هپاتیت، ایدز و اعتیاد دچار میشوند. ترحم، پوزخند، حرف زشت، پولدادن و مسخر کردن؛ کاری است که مردم در قبال این افراد انجام میدهند، اما افراد ترنس نیاز دارند به عنوان انسان با آنها انسانی برخورد شود. پس ضروری است نوع نگاهمان به این افراد را تغییر دهیم
منم یک ترنسم ۱۶سالمه
هیچ کس درکم نمیکنه
دخت
ر بودی پسر شدی،؟چن سالته ؟